دلنوشته های...

شهر آرام است
نویسنده : مهین داوری - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠
 

استاندار ایلام در نشست مطبوعاتی دهه فجر :

شهر آرام است

 

استاندار ایلام برگزاری انتخابات در نظام ولایی و الهی را یک حق عنوان کرد و برای هیچ فرد یا مسوولی تحمیل نظر و یا رأی بر مردم را قائل نشد.

"مجتبی اعلایی" 12 بهمن ماه در جمع خبرنگاران نشریات محلی و خبرگزاری‌ها که در سراسری اجتماعات استانداری ایلام سخن
می‌گفت، هر نوع ایماء و اشاره‌ای که رأیی را بر مردم تحمیل کند غیر قانونی دانست و
گفت: نه تنها دستگاه‌های اجرایی و مدیران بلکه هیچ فردی حق تحمیل رأی بر دیگری راندارد و همه در انتخاب آزاد هستند.

وی با اشاره به جمله تشبیهی رییس جمهوری ایران از برگه انتخابات به عنوان موجود زنده،تأکید کرد: بر همگان رعایت حرمت انتخاب مردم ضروری است و باید در روز قیامت در برابر تک‌تک آنها پاسخگو بود.

"اعلایی" کمک کردن به مردم برای انتخاب اصلح را یک ارزش عنوان کرد و یاد‌آور شد: فرد اصلح از سوی دیگری قابل تعریف نیست،کسی که می‌خواهد رأی بدهد باید به انتخاب اصلح دست پیدا کند، چرا که در سیره تشیع حتی در انتخاب
مرجع تقلید رعایت آزاد اندیشی و انتخاب آزادانه مبنای شرعی دارد و پایبندی به این
اصل بر همگان واجب و ضروری است.

استاندار ایلام ایجاد فضای باز را یکی از لوازم برگزاری انتخابات عنوان کرد و افزود: فضای
باز انتخابات این نیست که نماینده ای چهار سال سکوت اختیار کند و یکماه مانده به
انتخابات، دولت را مدام و پیوسته به نقد بکشد آنچنان که فضای انتخاب در آستانه‌
برگزاری انتخابات تیره و تار شود.

"اعلایی" رسالت رسانه ها را در ایجاد فضای سالم نقد مؤثر خواند و گفت: رسانه‌ها باید کمک کنند که نه تنها فضای کینه بر انتخابات حاکم نشود بلکه خود نیز بستر ساز ترویج نقد محبت آمیز در جامعه باشند.

وی ادامه داد: رسانه‌ها کمک کنند که انتظار درستی از نماینده در سطح جامعه ایجاد شود که مردم توقعاتشان از نمایندگان در چارچوب وظایف تعریف شده نمایندگی آنها باشد.

در این میان چند تن از خبرنگاران با اشاره به برنتابیدن نقد از سوی مسؤولان استان، تعریف نقد محبت‌آمیز از سوی استاندار را مورد سوال قرار دادند و نقد را چیزی جز رد یا به چالش کشیدن محتوا ندانستند.

"اعلایی" فعال بودن نماینده هنگام تصویب اعتبارات و تنظیم قوانین و لایحه ها را خواسته به حق مردم خواند و تصریح کرد: نماینده باید فعال باشد و از حقوق مردم دفاع کند، نه اینکه نماینده ای خدای ناکرده تمام مدت نمایندگی به دنبال امور شخصی و فعالیت علمی اش باشد و تعهد و وعده‌هایش را نسبت به مردم استان یا شهرستانش به فراموشی بسپارد!

استاندار ایلام در ادامه نشست آستانه اجرایی شدن گام دوم طرح هدفمندکردن یارانه‌ها را اعلام کرد و افزود: دولت مصمم است که انشاءالله با اجرای گام دوم این طرح، قدمی محکم تر از گام پیشین بردارد.

وی ادامه داد: در این مرحله پس از شناسایی و استخراج خانواده‌های دهک‌های بالا به
منظور کمک به درآمد دولت ، گزینه های انصراف کامل از دریافت یارانه، دریافت نیمی
از یارانه و یا دریافت مبلغ پایه ای که در گام اول دریافت کرده اند به این خانواده ها پیشنهاد می‌شود.

" اعلایی" نقش رسانه‌ها را در تحقق این مرحله از اجرای طرح چشمگیر خواند و گفت: بنا به گفته‌ رئیس جمهور که هیچ طرحی بدون کمک مردم عملی نخواهد شد و هیچ طرحی بدون اعتماد به مردم عملی نمی‌شود باید به مردم اعتماد کرد و با آنها از در صدق وارد شد.

وی افزود: دولت و رئیس جمهور بار دیگر می‌خواهند با رعایت احترام متقابل به همه ‌آحاد اجتماع و اقشار مختلف جامعه گام دوم را اجرا کند و در این مرحله از دهک‌های بالا
خواهش می‌شود که از حقوقشان بگذرند.

" اعلایی" با اشاره به اجرای موفقیت‌آمیز گام اول طرح هدفمندی یارانه‌ها، تحلیل برخی از افراد را در افزایش نرخ تورم در سال جاری نادرست خواند و تصریح کرد: دشمنان ما در این مدت خیلی تلاش کرده‌اند که به ما صدمه بزنند و از هر ظرفیتی چه در بخش خارجی و چه داخلی و یا هر نقطه آسیب‌پذیری که داشتیم بهره جستند اما خوشبختانه اقدامات آنها نافرجام ماند.

وی توطئه برخی ورشکستگان اقتصادی و سیاسی را در نا‌آرامی‌های اخیر بازار مؤثر دانست و تصریح کرد: هنگامه جنگ است در این جنگ برخی هم منافعشان گره خورده است. همزمان با ورود دولت در جهت کنترل بازار، ورشکستگان اقتصادی عکس العمل نشان دادند چرا که احساس کردند منافعشان به خطر می افتد و به همین دلیل بازگشت آرامش به بازار برای آنها خوشایند نیست.

استاندار ایلام گفت: دولت تا عید نوروز به هیچ وجه اجازه گران کردن قیمت تولید را نمی‌دهد و در صورت تقاضا، تولیدکننده اجازه رسمی گران کردن اجناس را ندارند چرا که
مواد اولیه اجناس تولید شده، با ارز قدیمی خریداری شده است و توجیه منطقی و قانونی برای گران کردن وجود ندارد.

بازار ارز و سکه ایران از اواخر آذرماه به شدت متلاطم بود و قیمت‌ها با افزایش بی‌سابقه‌ای مواجه شد که به دنبال این جهش شدید، موج گسترده‌
خرید سکه و ارز در ایران شدت گرفت و همزمان با بالا رفتن تقاضا قیمت‌ها نیز به
صورت روزانه رو به افزایش گذاشت.

بانک مرکزی به دنبال این نوسانات، ششم بهمن‌ماه دلار را با قیمت یکهزار و 226  تومان تک نرخی کرد و به صرافی‌ها اعلام کرد که فقط اجازه دارند بین سه تا پنج درصد بالاتر
از نرخ اعلام شده ارز را تبدیل کنند و بانک مرکزی هشدار داد که در غیر این‌صورت
مجوز کاری صرافی‌ها باطل می‌شود.

رئیس قوه قضائیه، نیز ۱۲ بهمن‌ماه اعلام کرد که به شدت و قاطعیت با «اخلالگران بازار ارز و سکه» برخورد خواهد شد و از احتمال صدور حکم اعدام برای این دست متهمان خبر داد.

یکی از خبرنگاران حاضر در نشست مطبوعاتی خطاب به استاندار و معاون برنامه ریزی وی  با ابراز نگرانی از افزایش روز افزون نرخ تورم در استان گفت: چگونه است که می‌گویید در شهر افزایش قیمت نداریم، مردم کوچه و بازار مدام از گرانی مواد خوراکی ناله می‌کنند کالایی که هفته پیش خریداری شده هفته جاری با قیمتی چند برابر خریداری می‌شود.

در میان سوز باد برف آلود میوه فروشی در گفت و گو با خبرنگار پیک ایلام در یکی از میدان های بازار میوه و تره بار شهر ایلام بیان کرد: ما میوه را از میدان بار ارزان تر
خریداری می کنیم، هفته پیش گوجه فرنگی را کیلویی 5000 ریال خریداری کردیم به فاصله کمتر از ده روز همان گوجه فرنگی کیلویی 11000 ریال تهیه شد.

وی گفت: تمام قیمت ها نوسان دارند و به نظرم با نزدیک شدن به پایان سال اغلب میوه ها به جهت انبار کردن آنها گران تر می شوند.

کارمند یکی از دستگاه های اجرایی استان به خبرنگار پیک ایلام گفت: درآمد این ماه من و همسرم کفایت پرداخت اقساط مان را نکرد و  یارانه دریافتی  را صرف پرداخت قبض گاز و شارژ ساختمان کردیم و نیمه ماه مجبور به قرض از نزدیکان شدیم.

"اعلایی" در ادامه نشست  با اشاره به اجرای قریب الوقوع طرح اشتغال‌زایی
مصوبه سفر چهارم در بخش کشاورزی گفت: ستادی با عضویت 11 دستگاه اجرایی استان ایلام در راستای عملیاتی کردن نهضت کشاورزی پس از سفر چهارم هیأت دولت به استان فعالیت خود را آغاز کرد.

وی ادامه داد: در قالب این طرح  زمین‌های آماده در استان به نیازمندان کار در قالب تعاونی‌ها برای فعالیت کشاورزی واگذار می‌شود.

"اعلایی" سقف اعتبار ابلاغ شده در این بخش به استان را قریب یکصد میلیارد ریال عنوان کرد و افزود: این طرح با بهره گیری از ظرفیت موجود کشاورزی استان فرصت اشتغال‌زایی را فراهم می کند و به موازات آن ، تولید استان در این بخش افزایش  می یابد.

استاندار ایلام از شناسایی 27 هزار هکتار زمین در استان در راستای اجرایی شدن این طرح خبر داد.

در این میان مدیر مسوول یکی از هفته نامه های ایلام با بیانی تردید آمیز وضعیت اشتغال زایی در استان در سال جاری را با توجه به آمار منتشر شده مورد سوال قرار داد و گفت: آمارهایی مبنی بر  ایجاد 10 هزار شغل در استان در سال جاری مدام منتشر می شود ، اگر واقعا  300 شغل با تمام تعاریف و شاخص های شغل (ثابت و
مستقل بودن) در این مدت ایجاد شده است باز جای عذرخواهی و شکرگزاری دارد که  استاندار در پاسخ به وی از خبرنگاران دعوت کرد
که ضمن بازدید از  سامانه رصد و اشتغال زایی استان، در راستی آزمایی شغل های ایجاد شده شرکت کنند. 

این مدیر مسوول در ادامه  پافشاری دولت بر پایین نگه داشتن سود بانکی در سال های اخیر را مورد نقد قرار داد و گفت: تلاطم بازار بی ارتباط با رویکرد غیر علمی و بی توجهی دولت نسبت به دل نگرانی های متخصصان برجسته اقتصادی کشور نیست که پس از  حدود دو سال و تحمل خسارات بسیار  نرخ حداکثری سود سپرده‌های
بانکی را از ۱۵ درصد به ۲۱ درصد افزایش داد .

وی با اشاره به افزایش سالانه نرخ تورم در دولت های پیشین تصریح کرد: در دولت های گذشته نرخ رشد تورم سالانه 10 درصد بود، اما اکنون شاهد افزایش 10 درصدی نرخ تورم در هفته هستیم.

جبار ضیایی 36 ساله که به کار خرید و فروش در و پنجره های آلومینیمی مشغول است به خبرنگار پیک ایلام گفت: طی ماه گذشته به دلیل افزایش و نوسان بی‌رویه ارز، قیمت هر کیلو آلومینیم که 50هزار ریال بود به61
هزار ریال افزایش پیدا کرده است .

وی با انتقاد از مسوولان تعزیرات حکومتی در استان تصریح کرد: مگر می شود بورس و دلار افزایش یابد اما آلومینیمی که از کشور دبی وارد می شود با همان قیمت گذشته در داخل کشور خرید و فروش شود که مسوولان نظارتی استان بر گران نکردن و ثابت نگه داشتن قیمت آلومینیم اصرار دارند؟

" ضیایی " با اشاره به بی ثباتی قیمت ها در بازار آلومینیم گفت: به سبب این نابسامانی دیگر هیچ کارخانه ای لیست قیمت نمی دهد و پیش پرداخت ها
ثابت و قطعی نیستند و قیمت ها به روز محاسبه می شوند. 

سردبیر یکی از هفته‌نامه‌های ایلام حاضر در نشست مطبوعاتی با ابراز گله از وضعیت نامناسب معیشتی خبرنگاران اظهار کرد: توقعی که از خبرنگاران می‌رود جز  انجام رسالت خطیر اطلاع رسانی نیست اما خبرنگاران محلی استان در تأمین ضروریات زندگی خویش وامانده‌اند.

وی افزود: تمام کسانی که در این سالن حاضر هستند تا خرخره مقروض هستند و گرانی روز‌افزون مواد غذایی و مایحتاج زندگی آنها را شرمنده زن و فرزندشان کرده است.

استاندار در پاسخ به این خبرنگار از قبول اشتراک سالانه  30 نسخه از هر شماره  نشریه محلی برای استانداری، پرداخت هزینه تولید و چاپ گزارش آگهی نشست مطبوعاتی و اعزام 40 نفر از خبرنگاران استان به سفر کربلا خبر داد.

در ادامه نشست سرپرست یکی از روزنامه‌های سراسری با لحنی سوزناک و از سردرد، نابسامانی منطقه شهرک قدس ایلام را روایت و مدام از استاندار کمک به ساکنان و بازدید از آن شهرک را طلب می کند و دیگری از وضعیت طرح های ناتمام عمرانی استان گفت و بعد سردبیری با اشاره به صحبت های استاندار ایلام در بزرگداشت شهید کشوری تصریح کرد: اولین بزرگداشت شهید کشوری با حضور مادر بزرگوار ایشان در دولت اصلاحات انجام شد و  برداشتن ماکت هلیکوپتر در میانه میدان
شهید کشوری شهر ایلام ربطی به دولت اصلاحات ندارد و به خصوص  درحال حاضر که برخی اصول گرایان دولتی هم از به میدان آمدن 150کاندیدای اصلاح طلب در انتخابات پیش رو خرسند و خوشحال هستند گفتن این جمله در این شرایط اصلا درست نبود.

به گزارش خبرنگار پیک ایلام در این نشست پس از ارائه گزارشی از برنامه های دهه فجر از سوی معاونان استاندار، "اعلایی" گفت: بذرهای عدالت خواهی،آزادگی و استقلال طلبی  آزادگی و استقلال طلبی که پس از طوفان انقلاب اسلامی به نقاط مختلف جهان پراکنده شد اکنون پس از سی و چند سال در کشورهای منطقه
سر از خاک در آورده و جوانه زده اند.

وی همه دولت های پیشین را متعلق به نظام جمهوری اسلامی ایران دانست و لازمه خدمتگزار بودن واقعی انقلاب را یکی کردن زبان، دل و عمل عنوان کرد .

استاندار ایلام در پایان با ابراز رضایت از فضای "بسیارعالی" حاکم بر استان در آستانه انتخابات گفت: تاکنون هیچ اتفاق غیر مترقبه و تخلف تاثیرگذاری بر سطح جامعه رخ نداده است و شهر آرام، اجتماع آرام، دانشگاه آرام و کارخانه‌ها آرام هستند و با همین آرامش به استقبال برگزاری انتخابات می رویم.


 
 
کارگران فصلی ایلام بیکاری درو می‌کنند
نویسنده : مهین داوری - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
 

کارگران فصلی ایلام بیکاری درو میکنند

صبح زود چون  از میدان ها  و چهار راههای اصلی شهر می گذری افرادی  میبینی که در گوشه گوشه و کرانه های خیابان  ازدحام کرده اند و با نگاه به ماشین های عبوری به ویژه کامیونتها، وانت بارها و حتی افراد پیادهای که از کنار آنها رد می شوند، منتظر هستند تا یک نفر بایستد و بگوید»کارگر میخواهیم.»

روزمزد بودن، قراردادهای شفاهی بین کارکر و کارفرما‏، عدم امنیت شغلی ، از دلایلی است که لزوم توجه به موضوع کارگران فصلی را بیش از پیش نمایان میکند.

گزارش پیش رو نمایی از زندگی کارگران فصلی ایلام است:

 

×اینجا ایلام است ؛چهار راه سعدی سپیده صبح تا نیمروز هر روز

    کارگران فصلی بر کرانه ها و سکوی میانی چهارراه معطل ، لچک و کیسه  به دست  و با شانه هایی افتاده انتظار را به شماره نشسته اند. زندگی جاری است اما عقربه های زمان برای آنان کند و جانکاه می گذرد .

صورت های آفتاب سوخته آنان در برابر سوز استخوان سوز  سرما خشک و چروکیده شده است.

وجه شباهت تمام آن ها فقر و فلاکت است و این روزها بیش از پیش چشم انتظاری و التماس برای کسب روزی حلال به ویژگی غالب آنها تبدیل شده است.

یکی از روزهای سرد زمستانی با دوربین و کاغذ و قلم برای ثبت انتظار  و دردهای دلشان به سوی چهارراه سعدی به راه افتادم . تا که به میانه چهار راه رسیدم با رصد کردن چندتن از آن ها که بر لبه سکو نشسته بودند به سمتشان حرکت کردم از دور و نزدیک کارگران و عابران در محل با نگاه  تعقیبم می کردند.

در همسایگی آن ها بر سکوی وسط چهارراه  می نشینم و جوانی که سلمان علیزاده نام دارد شروع به صحبت می کند. او  متولد 64 و متاهل است و به سبب فوت پدرش سرپرستی مادر مریض و برادر کوچکترش  را نیز عهده دار است.

وی تمام مدت گفت و گو یک در میان نگرانیاش را نسبت به آینده فرزند توراهی اش بیان می کند و می گوید: اگرچه  بیکاری و تنگدستی ام را  ممکن است همسر و خانوادهام درک کنند اما خواسته های  اولیه او که اوایل بهار به جمع خانواده ما می پیوندد را نمی توانم بیتفاوت باشم .

تا خرخره گلو زیپ کاپشن ورزشی  نخ نما شده اش را بالا کشیده و نشانه هایی از رنگ و سفیدکاری ساختمان  بر پاچه شلوار و کفش های کهنه اش  به یادگار مانده است.

گمانش این است که مصاحبه تلویزیونی است که بلافاصله تصور اشتباهش را اصلاح می کنم.

سلمان در حالی که مچ ضرب دیده و ورم کرده  دستش را نشان می دهد می گوید: اگر الان  همان  کار سفیدکاری ساختمان برایم فراهم می شد باز راضی بودم . نزدیک ده روز است که از صبح تا ظهر  اینجا معطل  می مانم و دریغ از یک مورد درخواست کار خدماتی و یا حتی جاروکشی.

سلمان گفت که مادرش سال گذشته  به سبب نداری و تنگدستی ناگزیر به فروش منزل مسکونی شان شده است  و با مقداری از پول آن  نیز خرج  مقدمات اولیه تشکیل خانواده او را  فراهم کرده است و حال  نیز در منطقه سبزیآباد شهر ایلام مستاجر هستند.

سلمان در حالی که اشک در چشمانش موج می زند  با صدایی لرزان می گوید: از این که مادرم مجبور به فروش منزل مسکونی مان شد احساس گناه و دین می کنم و  از این که بیکاری و بی درآمدی این روزها نیز به من اجازه جبران مافات نمی دهد رنج می کشم.

علیزاده می گوید:در سفر چهارم رییس جمهور به ایلام امیدم این بود که بتوانم دردنامه زندگی ام را به دستش برسانم که به سبب ازدحام جمعیت مراجعه ام به استانداری حتی برای تحویل نامه بی نتیجه ماند.

سلمان ملتمسانه مسوولان  را به چاره اندیشی خواند و گفت: چرا مسوولان به فکر این همه جوان پرانرژی بیکار نیستند ، اگر نجنبند زندگی اغلب آن ها در صورت استمرار این وضعیت به کجراهه، انحراف و یا اقدام به خودکشی ختم می شود.

و همین طور که ما گرم گپ و گفت هستیم خودروهای در حال گذر نیز  نگاهشان متعجب به ما خیره می ماند و  اندک اندک گرداگرد ما کارگران فصلی جمع می شوند و به محض  جویا شدن  ماجرا  هر کس گوشه ای از درد خود را بازگو می کند.

جبار سادات زاده 43 ساله و صاحب 5 فرزند است . وضعیت ظاهری او  بیانگر عمق تنگدستی و فقرش  است.کیسه نارنجی رنگی که در دست دارد را صندلی می کند و در مقابلم می نشیند .

او می گوید: بیمه نیستم و مستمری کمیته امداد هم دریافت نمی کنم و تنها امیدم مستاجر نبودنم است.

دندان های جبار همه شکسته و ریخته شده اند و کم پشتی موهای ژولیده اش، چین و چروک پیشانی اش را نمایان تر کرده است.

سادات زاده ساده می گوید: به بیماری تنش گرفتارم و بی سواد هم هستم به همین دلیل به انجام هر کاری تن می دهم و توقع زیادی ندارم و در این شرایط بدِکاری  اگر غروب 10 تا 15 هزار تومان  بتوانم به خانه ببرم راضی هستم و افسوس که بعد از یک هفته انتظار ، یک مورد کاری برایم پیش نیامده است.

هنوز کلام جبار تمام نشده بود که پیرمردی از جنس  کارگران فصلی که سادات زاده را می شناخت بی مقدمه وارد گفت و گو می شود و می گوید: من جبار و خانواده اش را خوب می شناسم  و  به خدا قسم که او  به نان شب محتاج است و این جمله را می گوید و می رود.

کمی آن طرف تر جوانی که خیلی کم سن و سال به نظر می رسد توجهم  را به خود  جلب می کند .

آن جوان 16 ساله  علی  بسطامی زاد نام دارد با او که سر سخن باز می کنم  عمق دردش را احساس می کنم چرا که او به علت کار افتادگی پدرش، تنها تا سال دوم راهنمایی فرصت تحصیل برایش فراهم بوده و پس از ترک تحصیل مجبور به کار کردن شده است.

او گفت که  نان آور خانواده ای شش نفری است و بیکاری و کساد  بازارِ کار این  روزها  او را دچار درد سر کرده است خانواده علی اجاره نشین هستند و  به گفته خودش بیمه نیست و تا کنون نیز یارانه ای دریافت نکرده  است.

پشت لب علی هنوز سبز نشده است اما غمش بیشتر از مردان عیال وار کهنسال  است.

مشارکت آن ها را در گفت و گو   سپاسگزاری می کنم و بعد  تا که از آن ها و دنیایشان فاصله می گیرم پی در پی سوالات  چندی در ذهنم متولد می شوند :

آیا مسوولان می دانند چند صد نفر در این شهر صبح تا نیمروز را چشم انتظار  از راه رسیدن وانتی می مانند که اگر هم بیاید و کارگر پیر و یا جوان  شانس ،زرنگی و یا دست و پا داشتن نیز یاری شان   کند و بر وانت سوار شوند و بعد  مثلا فلان کارگاه را نظافت و یا فلان کیلو بار  را جابه جا کنند  تازه 11 هزار تومان نصیبشان می شود ؟

آیا نوع ارتباط کارگر فصلی با کارفرما آن قدر از ضمانت قانونی برخوردار است که اداره کار در صورت تضییع حق و حقوقی طبق بند الف ماده 96 قانون کار  در جهت استیفای حق آن کارگر  دست به اقدام قانونی زند؟

راستی جای سامانه ثبت اطلاعات کارگران فصلی خالی است که در صورت نیاز کارفرما به کار ، با مراجعه به این سامانه کارگر موردنیاز را انتخاب و با برقراری ارتباط با کارگران منتخبش  نیاز خو د را نیز  برآورده سازد.

ای کاش برقراری  بیمه کارگری  دوباره احیا می شد که  با نظارت دقیق اداره کار به کسانی که مستحق هستند و  مشمول قانون بیمه کاری می شوند از  این  امتیاز  بهره مند شوند.

و همین طور پرسش ها  پی در پی رژه می روند و آرام آرام که از چهار راه فاصله می گیرم بی اختیار  نگاهم را به عقب که برمی گردانم وانتی پارک شده بر ضلع جنوبی چهارراه میبینم و چه شتابان کارگران به سوی آن میدوند و جبار ،سلمان و علی نیز به همان شیوه برای بقا زندگی خود آویزان وانت سواری می شوند...

و  امروز این گونه  زندگی آنها رقم خورد، راستی فردا روز دیگری خواهد بود؟


 
 
و اکنون سفری در راه است
نویسنده : مهین داوری - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠
 

گزارش روایی پیش از حضور دولت در ایلام

'و اکنون سفـری در راه است'

در و دیوار شهر ایلام روایتگر داستان سفری است که زمزمه فرارسیدنش از چندی پیش در شهر پیچیده بود، فردا انتظار به پایان می رسد و هیات دولت برای بار چهارم به ایلام سفر می کند.

گزارش پیش رو برشی از مقدمه های سفر در یکی از دستگاه های اجرایی ایلام است:

*صبح سه شنبه 6 دی ماه 90 شهر ایلام

سواره مسیر غرب به شرق بلوار امام خمینی (ره) را به سمت مقصدی که آغاز 'راه ' است می پیمایم و در طول مسیر حرکتم، مرور ذهنی سوژه گزارش تنها گزینه ای است که آستانه تحملم را پشت چراغ قرمزها بالا می برد و یاری ام می دهد که از شنیدن بوق های بی مورد برخی از سرنشینان خودروهایِ ازدحام زده کلافه نشوم.

'میدان مادر' را به سمت ضلع شمالی آن دور می زنم و بعد وارد بلوار مصلی می شوم، کمی بالاتر به داخل کوچه ای که در توقفگاه اداره کل راه و ترابری قرار دارد ورود می کنم.

هنوز نرسیده، سوژه عکسی برایم فراهم می شود، کارگران جوان در حالی که دو سوی بنر خوشامدگویی هیات دولت را در دستان خود محکم فشرده اند بر سکوی نرده های کوتاه دیوار اداره کل می ایستند و بنر را با ریسمان های انتهای دو سر آن به نرده ها محکم گره می زنند و من شتابان قبل از جا دادن کامل آن پارچه نوشته به روی سینه نرده ها، عکسی به یادگار از آن ها می گیرم و بعد وارد اداره می شوم.

نخست پرسش و پاسخی بین من و یکی در اتاقک ورودی رد و بدل می شود وقتی خودم را معرفی می کنم با احترام اجازه ملاقاتم را با مسوولان فراهم می کند.

جلوتر که می روم همپا و دوشادوش من نیز چند نفر از کارکنان در حال حمل دستگاه و تجهیزات رایانه ای به داخل سالنی اند که با دیدن این صحنه و تعداد بی شمار رایانه های معطل مانده بر روی سکوهای داخل حیاط که اندک اندک از تعداد آن ها کاسته و به داخل ساختمان منتقل می شوند متعجب می مانم که قرار است از این همه دستگاه رایانه چه بهره ای برده شود.

و این موضوع تنها برای مدتی کوتاه در ذهنم علامت سوالی ایجاد می کند و با دیدن بنری که بر آن نوشته 'جهت ثبت درخواست شما شماره ملی اجباری است' در می یابم که این نوشته به یقین با آن همه رایانه بی ارتباط نیست.

وارد سالن که می شوم چینش منظم میز و صندلی های سفید فایبرگلاس در سراسر سالن طبقه اول یکی دیگر از قطعات پازل ذهنی ام را پر می کند.

همه شتابزده و پرسرعت در حال تکاپو و جنب جوش اند و من بی توقف طبقه های اول و دوم را به مقصد واحد روابط عمومی برای ارتباط گیری و کسب خبر مربوط به سفر هیات دولت پشت سر می گذارم و چون به طبقه مورد نظر می رسم این طبقه را نیز لبریز از ردیف های منظم میز و صندلی و رایانه می بینم و خودنمایی تابلوهای کوچک اسامی و پست های افراد بر روی تمامی میزها، مفهوم تقسیم کار را به ذهن متبادر می کند.

بر دیوارهای طبقات بنرهایی با عناوین کارشناسان راه و ترابری و مسکن و شهرسازی نصب است، پس از بالا آمدن از آخرین پله طبقه سوم و دو قدم مانده به اتاق روابط عمومی مسوولش را با نامه هایی در دست که شتابان به سوی طبقات زیرین در حرکت است می بینم و چند جمله تلگرافی رد و بدل می کنیم.

'نعمت الله آماده' مرا به اتاقش برای مرور و خوانش جزوه مصوبات سفرهای قبلی که به همت این واحد فراهم آمده دعوت می کند و بعد شتاب زده برای پیگیری امور محوله، اتاق را ترک می کند و من می مانم و انتظار و اتاق روابط عمومی لبریز از بنرهای خوشامدگویی، ریسمان های رنگارنگ و کارت های شناسایی که هنوز نامی بر آن ها منقش نشده است.

و چون انتظار به درازا کشیده شد ناگزیر برای بهره وری از زمان از روابط عمومی خارج می شوم. یک در میان در اتاق ها بسته است، انگار تمام نیروها در میان طبقات و یا بیرون از ساختمان اداره کل برای پیگیری امور مامور شده اند.

ناگهان با دیدن مدیر کل در میانه راهرو که در حال رصد کردن امور است از خوشحالی در پوستم نمی گنجم و فرصت را غنیمت شمرده به سویش می روم و بی مقدمه و ایستاده با او وارد گفت و گو می شوم.

مهندس 'رضا سلیمانی' این روزها باید از مصوبات سفرهای قبلی هفت اداره کل و سازمان و همچنین شرکت های تابعه آگاهی کامل داشته باشد و امور را مدیریت کند.

وی ابتدا سکوتی چند ثانیه ای می کند و بعد می گوید: کارکنان ادارات و سازمان های تابعه در تمام مدت سفر چهارم هیات دولت در آماده باش کامل به سر می برند و امید است با پشتوانه احساس مسوولیت و تعهد آنان خاطره ماندگار و اثربخشی از میزبانی و خدمت رسانی در کارنامه وزرات راه و شهر سازی به ثبت برسد.

وی بلافاصله و بی مقدمه با لبخندی رضایت آمیز گفت: تمام مصوبات سفرهای قبلی معلوم و مشخص است و برخی از آن ها به بهره برداری رسیده اند و امیدواریم پروژه های ناتمام در صورت رفع نواقص قانونی و یا تامین و توزیع اعتبار در آینده ای نزدیک تکمیل شوند.

سلیمانی در لابه لای هر جمله ای که می گوید با نگاه، اشاره و بیان جملاتی کوتاه کارکنان در حال رفت و آمد در میانه سالن را خطاب و آنها را به پیگیری کار تعریف شده و مشخصی حواله می دهد.

و من برای رعایت وقت او، به عنوان سوال اول و آخر در مورد توقع و انتظار این اداره کل از هیات دولت می پرسم که پاسخ داد: برای خروج استان ایلام از بن بست جغرافیایی نیازمند توسعه راه های زمینی و هوایی هستیم و اگرچه تا کنون با حمایت بی دریغ دولت نیز پروژه های مهم راه سازی استان با تزریق اعتبار از منابع ملی به بهره برداری رسیده است اما تسریع در توزیع اعتبارات پروژه های مصوب می تواند، راهگشار باشد.

سلیمانی که نفس و در حالی که حرکت دستانش نیز به یاری سخن گفتنش شتافته اند ادامه داد: بهسازی و تطویل باند فرودگاه، نوید بخش افزایش تعداد پروازها برای استان بود و توسعه و بهبود وضعیت پروازهای فرودگاه آرزوی هر ایلامی است که به یقین ثمره این موفقیت در درازمدت جذب سرمایه گذاریهای خصوصی و رونق اقتصادی استان را به دنبال خواهد داشت.

سلیمانی شتابزده اما دقیق یکی دیگر از اولویت های راه سازی را چهار بانده کردن مسیر جاده های برون شهری استان خواند و گفت: با بهره برداری و تکمیل پروژه ایلام ایوان شامل تونل 1500 متری و چهار بانده شدن این مسیر شاهد کاهش میزان مصرف سوخت، استهلاک خودرو و نیروی انسانی خواهیم بود.

وی با بیان اینکه احداث تونل های قلاجه و کبیرکوه به حذف گردنه های برفگیر و خطرناک در طول این مسیر کمک می کند، گفت: در صورت تکمیل این پروژه ها تلفات جانی ناشی از تصادفات جاده ای به میزان قابل توجهی در استان کاهش می یابد.

او سپس با عذرخواهی از نحوه گفت و گو و غیر متعارف بودن فضای مصاحبه چرک نویسی از فهرست مصوبات قبلی برای بهره برداری خبری در اختیارم می گذارد و به سوی اتاقی که شبکه های سامد در آن ها مستقر است، حرکت می کند.

و بعد از مسوول روابط عمومی که هنوز حیران با نامه های در دست به این سو آن سو در حال حرکت است از فعالیت های تعریف شده برای این واحد در سفر چهارم می پرسم و او به سبب گرفتاری و مشغله زیاد تنها مجال بیان سریع آماری از فعالیت های تبلیغاتی و خبری و هماهنگی اقامتگاه ها می دهد و با عذرخواهی از وضعیت موجود مصاحبه، پاسخ می دهد: قریب پنج بنر بزرگ خوشامدگویی جهت نصب در سطح شهر چاپ کرده ایم و بخش عمده دیگر کار ما آماده سازی کارت های شناسایی کارکنان ستاد رسیدگی به شکایات مردمی است.

از اتاق شبکه سامد، سالن و میزهای چیده شده از زوایای مختلف عکاسی می کنم و سپس برای آگاهی از نحوه فعالیت ستاد رسیدگی به شکایت های مردمی و مصاحبه سراغ مسوول ستاد می روم او در میانه راهرو با من وارد گفت و گو می شود و همزمان مسوول رایانه ادره کل را برای سروسامان بخشیدن به سامانه ها و تجهیزات رایانه ای ثبت شکایت های مردمی راهنمایی می کند.

مهندس 'سعید رشنوادی' تند و سریع می گوید و من یادداشت برداری می کنم: ' این اداره کل ستاد رسیدگی به شکایات مردمی در حوزه راه و شهرسازی را با به کارگیری کارشناسان و نیروهای اجرایی خود به منظور ارتقا و افزایش ارتباط مردمی و اکرام ارباب رجوع تشکیل داده است.

وی ادامه داد: هفت حوزه تعریف شده در این ستاد وجود دارد و 120 کارشناس و 30 نیروی خدماتی ثبت مراحل شکایات مردمی و پاسخگویی به مراجعان را در مدت حضور هیات دولت در استان بر عهده دارند.

رشنوادی گفت: 150 نیروی مستقر در ستاد از فردا در دو نوبت صبح و عصر با آمادگی کامل شکایت های مردمی را ثبت می کنند.

وی اظهار کرد: 200 صندلی تهیه و در سالن های سه طبقه اداره کل چیده شده اند و 60 دستگاه رایانه همراه با تجهیزات کامل در ستاد توسط اپراتورها و کارشناسان رایانه تنظیم و راه اندازی شده است.

رشنوادی گفت: تاکنون تمام امور منظم پیش رفته است و اقامتگاه های وابسته به اداره کل نیز آماده اقامت و پذیرایی از میهمانان وزارت راه و شهرسازی است.

از او تشکر وخداحافظی می کنم .

عقربه ها ساعت 9 و 50 دقیقه صبح را نشان می دهد و باید راه و ترابری را به مقصد استانداری جهت حضور در نشست مطبوعاتی استاندار ترک کنم و در میان ازدحام کارکنان و صندلی های چیده شده راه خروجی را انتخاب می کنم در حالی برای سوار شدن و عزیمت به سوی استانداری شتابان می روم که مدام جملات و امیدهایی شیرین و خواستنی آرام ذهنم را نوازش می کنند:

این تنها روایت کوتاهی از تکاپوی ' اداره کل راه و ترابری ایلام ' در آستانه تشریف فرمایی رییس جمهوری و هیات همراه است که حکایت دیگر ادارات استان خود بیانگر شور و نشاط و هنگامه ای بزرگ است.

و ای کاش مجالی برای روایت و نمایش کامل تصویری از این بسیج همگانی و عزم دلسوزانه مسوولان استان در آستانه سفر ریاست جمهوری فراهم می شد !

راستی! اگر مصوبات تمام سفرها در آینده ای نزدیک به بار بنشیند، چه گنجینه ارزشمندی در دفتر خاطرات مردمان زاگرس نشین ایلام متولد می شود و این چه ره آورد باشکوهی است: زدودن پسوند 'محرومیت' از روی نام ایلام و چه شیرین است طعم خوش توسعه و آبادانی!

به امید آن روز

 


 
 
روایتی از سفری سربسته به شهر قم
نویسنده : مهین داوری - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ دی ۱۳٩٠
 

روایتی از سفری سربسته به شهر قم

   یادآوری : با عرض پوزش ! پس از جستجوهای بسیار متوجه شدم که سال گذشته عملیات ثبت این یادداشت در وبم کامل ناقص مانده بوده است.برای ماندگاری و آرشیو آن امروز به انتشار آن ناگزیر شدم ، بنابراین دیر انتشار یافتن آن را  دوباره پوزش می طلبم.

با مردان و زنانی از اعضاء خانواده مطبوعات محلی استان در سفر قم همراه می‌شود. قبل از اعلام همسفری از هماهنگ کننده اردو، هدف از سفر را جویا می‌شود. هر چند که قدر مسلم و یقینا می‌داند که باید، تشرف به ساحت مبارک حضرت معصومه(س) در اولویت باشد؛ پاسخش این است: سفر زیارتی است و اگر هماهنگی و مجالی حاصل آید به بازدید دفتر بعضی مراجع خواهیم رفت و ممکن است برای تفرج نیز، سفری سرراهی به کاشان داشته باشیم. اما با شنیدن مبدأ سفر - بلوار سیدالشهداء. ستاد نسیم رحمت- اولین تلنگر و سؤال شبهه‌ناک در ذهنش ایجاد می‌شود که میزبان سفر چه کسی است؟

* روز سه شنبه، پنجم بهمن 1389، ساعت 19

با کوله‌بار سفرش به سوی مبدأ رهسپار می‌شود. در طول مسیر در دلش شوری به پا می‌شود که همانا شمارش معکوس لحظه زیارت آغاز شده است. ورود به اتوبوس و نگاهی گذرا به همسفران و حال و احوالی با برخی دوستان.

بسیاری از همسفران ناآشنای اویند و یا او آنها را نمی‌شناسد. اتوبوس با تأخیر حرکت می‌کند و بعد از خوش‌آمد گویی صمیمی که همانا از محتوای آن اوج احترام و ارج‌گذاری به شأن همسفران می‌بارید .

در طول مسیر، بذله‌گویی و شوخ طبعی یکی از آقایان همسفر، خستگی ناشی از طولانی بودن راه را بر همسفران آسان و هموار می‌ساخت.

حوالی 4 صبح، اتوبوس وارد شهر قم می‌شود و بعد توقف آن در مقابل هتل صفا، با همسفران در لابی هتل می‌نشیند. اول کسانی که می‌خواهند اتاق چهار نفره داشته باشند و بعد دو نفره‌ها را کلید اتاق تحویل می‌دهند.

با هم اتاقی‌ها به سوی اتاق روان می‌شود. وضو و ادای نماز صبح، پس از لختی کوتاه دق‌الباب، در را می‌گشاید و بعد گفت‌وگویی کوتاه با این محتوا : دیدارهایی که در پیش داریم همه شرکت می‌کنند. برای تمام مسائل به غیر از من با کسی هماهنگی صورت نگیرد. ترک اردو و دیدار با اقوام و فامیل امکان‌پذیر نیست و با حجاب کامل در دیدارها حضور می یابید.

و او پس از اتمام کلام وی می‌پرسد: حجاب کامل یعنی چه؟ و در پاسخش این جمله کوتاه داده می‌شود" همین‌گونه که الان هستید" دوباره می‌پرسد: با همین چادر رنگی؟! که با لحنی دیگر گونه پاسخش می‌دهد:" نه، حتماً باید چادر مشکی بپوشید ." با این جمله که فردا باید برای چادر سیاهت چاره‌ای بیندیشیم در اتاق را می بندد.

از این لحظه به بعد ، بر علامت سؤالی که در ابتدای سفر در خصوص مبدأ حرکت بود، علامت‌های دیگر افزوده شد.

- چرا جدول برنامه‌ها و دیدارها جهت اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف در اختیار افراد گذاشته نمی‌شود؟

- قرار است با چه کسانی و با چه هدفی دیدارها انجام شود؟

- اگر دیدارها به منظور تعامل و تعاطی افکار اهل رسانه و مطبوعات استانی با مراجع طراحی شده است، همسفران از چه بگویند و چه بپرسند برای ایلام ره‌آورد ارزشمندی خواهد داشت؟

و...

هنوز از شلیک علامت سؤال‌ها در ذهنش خلاصی نیافته است که پوشش اجباری چادر مشکی در دیدارها راحتش نمی‌گذارند، که او خوب می‌دانست که فلسفه حجاب به عنوان یکی از احکام مسلم و ضروریات ادیان، خاصه دین اسلام است و برای پوشش چادر احترام قائل بود. اما همواره استفاده سوء و نامناسب از این پوشش را ، غیراخلاقی و ناپسند می‌دانست که چه بسا در جامعه امروز، مانتوپوش هایی هستند که پوششان کامل‌تر و اسلامی‌تر از چادری‌های آرایش کرده و موهای افشان در صورت است.

اینجا است که آدمی ناگزیر از انجام هر عملی، برای مظلومیت چادر، گریستنی طولانی را بر خود هموار می سازد.   

*چهارشنبه ششم بهمن ماه

پس از نسیه گرفتن چادر مشکی از یکی از همسفران، وارد مرکز مدیریت حوزه علمیه قم می‌شود.

در اولین دیدار،  پس از قرائت قرآن مجید، گزارشی از طرح نسیم رحمت داده می‌شود و بعد بی‌هیچ سؤال و پرسش و پاسخی همسفران را به تناول آبمیوه و کیک دعوت می کنند و جلسه پایان می‌یابد، که حتی اگر موضوع جلسه،  تشریح این طرح باشد، باز اغلب نمایندگان رسانه های مکتوب و خبرگزاری های حاضر در جلسه، می توانستند با مطرح کردن سوالات اساسی به تنویر و آگاه سازی افکار عمومی کمک بسزایی نمایند.

و او متعجب از شیوه و کیفیت مدیریت دیدار، با همسفران به راه می‌افتد که برنامه بعدی چه خواهد بود؟

سپس زیارتی کوتاه و مختصر، که نکند قرار دیدار بعدی که از آن بی‌خبر بودند از دست برود. و به همین روال در اغلب دیدارهای آن روز و روز بعد، طرح نسیم رحمت تشریح شد و همسفران اغلب ، تنها در نقش شنونده ظاهر شدند .

سفر هر چه پیش‌تر می‌رفت و اتفاقات و وقایعی که رخ می داد این حقیقت تلخ را بی‌رحمانه بر سر می‌کوباند: وای بر شما! سفری زیارتی آمده‌اید اما حتی ثانیه‌ای فرصت خلوت کردن با دل‌خویش را نمی‌توانی داشته باشی. جمکران می‌روی و تا که می‌خواهی شرمندگی و روسیاهی‌ات را با امام زمان(عج) ابراز کنی و از او طلب مغفرت، باید هروله کنان مسجد را ترک کنی که نکند از اتوبوس همسفران جابمانی! و بسیاری درد دل که می‌خواهی با حضرت معصومه(س) بگویی، شاید به آرامش برسی که آن نیز، آن‌گونه که دل خواسته‌ات است اجابت نمی‌شود.

آری! اختیار آزادی نوع پوشش از همسفران سلب شد. حتی چادرش را خریدند که در پشت در آقایان نماند، و او در پایان دیدارها، چادر را در برابر دیدگان تمام همسفران پس داد، که مدیون نماند!

و این جاست که تناقض میان آن خوش‌آمدگویی گرم و این گونه رفتارها، هویدار می‌شود!

باری، سفر با تأیید و تمجید طرح نسیم رحمت در حالی به پایان می‌رسد که مدام سؤال‌های بی‌پاسخ در ذهن‌ها، سبکبالی را از دل می‌ستاند و خواب آرام را از چشمان.

و من، همانند دیگر همسفران، خوب می دانیم که نفس سفر،  بار مالی ورنج هماهنگی آن را نباید ناسپاس باشیم، اما این موضوع نمی تواند به سؤال‌هایی که هنوز در ذهن ها جاری است پاسخ دهد :

چرا قبل از حرکت، هدف سفر شفاف اعلام نشد؟!

بهره برداری به این شکل از مطبوعات، چه معنایی می تواند داشته باشد؟

و آیا این نوع نگاه و رفتار به خبرنگار، می‌تواند با اهداف و رسالت روزنامه‌نگاری متعهدانه در تناقض نباشد؟

و....


 
 
یلدایی به رنگ خرمهره
نویسنده : مهین داوری - ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠
 

 

در شهر ایلام شور و شعفی برپاست و رنگ سرخ انار و زرینی دانه های انگور بر در و دیوارها پاشیده شده است و هندوانه های به شرط چاقو بر روی دست میوه فروشان، فرا رسیدن یلدای خاطره انگیز را تداعی می کنند.

امروز، واپسین روز خزان است و ناگزیر از فراموش کردن خش خش برگ های یرقان زده ایم و از همین ثانیه رویای سرد کروچ، کروچ ستاره گون برف زیر پای رهگذران طنین انداز شده است.
در شهر شور و شعفی برپاست و رنگ سرخ انار و زرینی دانه های انگور بر در و دیوارها پاشیده شده است و هندوانه های به شرط چاقو بر روی دست میوه فروشان، فرا رسیدن یلدای خاطره انگیز را تداعی می کنند.
اما در گوشه ای از همین حوالی شهر ایلام، درست آنجایی که سقف و دیوارخانه ها کوتاه است یلدا به رنگ دیگری ست.
پاییز در حالی از میان کوچه های پس کوچه های محله بانبرز و خیابان عدالت شهر ایلام می گذرد که ساکنانش را نه تنها مرور ذهنی بلندترین شب سال پیام آور شادی نیست بلکه می خواهند که شب نرسیده، سپیده صبح سرزند و شتابزده به اولین صبح زمستانی سلام دهند.
مردمان کوچه های عدالت می دانند که شب یلدا همان طولانی ترین شب سال است و همان شبی که اهل خانه بیش از شب های دیگر به دور هم نشینی و ورق زدن خاطرات دل می دهند. آن ها خوب می دانند که این روزها در ضرب آهنگ زندگی مدرن شهری دیگر خبری از کرسی های چوبی نیست و هنوز خاطرات خوش محافل گرم یلداهای گذشته خوب به خاطر دارند که چه دلنشین پدر بزرگ و مادربزرگ متل می گفتند و چه همه سراپا گوش می شدند و چه حیف که تنها خاطره ای از آن دوران باقی نمانده است.
عالیه 67 ساله یکی از ساکنان همین حوالی است. او می گوید: یلدای ما مثل شب های دیگرمان بی رونق است و هیچ فرقی ندارد و خجالت زدگی من از فرزندانم در این شب بیشتر از شب های دیگر است.
این مادر سالمند که شوهرش را چندین سال پیش از دست داده می گوید: موقعی که شوهرم بود باز یلدای ما همین طعم را داشت چرا که او کارگر ساده کم درآمدی بود و ما نیز از او توقع فراهم ساختن بسلط شب یلدا نداشتیم.
حسین 52 ساله صاحب سه فرزند است، وی می گوید: شب یلدای روزگارهای دور شیرین تر بود زندگی ساده آن دوران لذت بردن از اتفاقات را آسان تر می کرد اما شرایط سخت زندگی شهری امروزی دیگر طعم یلدا را بی مزه کرده است.
وی گفت: هر شبی که بشود دل اهل خانه را شاد کرد، یلداست و هیچ فرقی ندارد که آخرین شب پاییز باشد و یا اولین شب پاییز.
این نگهبان ساختمان اضافه کرد: اگر مرد خانه با دستانی پر از آجیل ، تخمه و انار در شب یلدا وارد خانه شود و از خریدش، لبخند بر لبان و چهره بچه ها نقش ببندد، شب یلدای ماندگاری رقم می خورد اما افسوس که تنگدستی گاه مانع خلق این لحظات زیبا می شود.
وی می گوید: هندوانه کیلویی دو هزار تومان که من نمی توانم بخرم و قیمت تخمه هم که نجومی و کیلویی بیشتر از ده هزار تومان است آیا من با حقوق 400 هزار تومان و مستاجری و سه دانش آموز قد و نیم قد می توانم بساط یلدای حتی محقری داشته باشم.
وی بغض آلود گفت: اگر یلدا را ناگزیر در محل کارم تنها سپری سازم بهتر از این است که دست خالی وارد خانه شوم .
به ناگاه بغضش ترکید و با حال زار گفت : چه کنم تاب دیدن دخترم را ندارم، دلم از دیدن چشمان خیره مانده او به دستان خالی ام تیکه تیکه می شود.
حسین و عالیه ، تنها نمادی از هزاران آدمی هستند که در این سرزمین آریایی، شب بلند یلدا را به شرط خالی نبودن دستانشان دوست دارند.

* قیمت‌ شیرینی، خشکبار و آجیل در شب یلدا به هیچ وجه افزایش نمی یابد
به گزارش ایرنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شورای اصناف کشور ، "محمد نصرتی" با بیان اینکه قیمت‌ شیرینی، خشکبار و آجیل در شب یلدا به هیچ وجه افزایش نمی یابد و هم اکنون قیمت انواع شیرینی مناسب است، گفت: قیمت هر کیلو شیرینی تر خامه ای درجه یک پنج هزار و600 تومان ، شیرینی گل محمدی هرکیلو 4 هزار تومان ، شیرینی زبان و پاپیونی چهار هزار و 600 تومان ، شیرینی برنجی چهار هزار و600 تومان و کیک یزدی سه هزار و 800 تومان است.
نصرتی افزود: قیمت آجیل تغییر خاصی نداشته است و قیمت‌گذاری در خصوص پسته یا تخمه بسته به نوع کیفیت و مرغوبیت آن متفاوت است.
براساس قیمت مصوبه اتحادیه آجیل‌فروشان پسته کله‌قوچی درجه یک ۱۹ هزار تومان، پسته اکبری درجه یک ۱۹ هزار تومان، پسته آحمد اقایی درجه یک ۱۷ هزار تومان، تخمه شور ۹ هزار تومان، مغز فندق ۱۴ هزار تومان، مغز بادام خارجی ۱۳ هزار و ۵۰۰ تومان و داخلی 13 هزار تومان، آجیل مخلوط شب یلدا بسته به نوع مغزهای مخلوط شده بین ۱۰ تا 16 هزار تومان عرضه می‌شود.
* یلدایی به رنگ خرمهره
یادش بخیر! یاد ننه ها و پدر بزرگ های پیر اما سرزنده بخیر! همان هایی که راه و رسم زندگی کردن را خوب آموخته بودند و تلاش می کردند که با بازگویی خاطراتی از فراز و فرودهای زندگی چگونگی تحمل درد و گرفتاری را به فرزندان آموزش دهند .
واپسین روز پاییز زرد مادر بزرگ پیر گندم ها را بو می داد و" گنمه شیره " درست می کرد و آرام و بی هیاهو در تدارک شب چله بود که بار دیگر دختر و پسر و نوه هایش را به مهمانی گل و لبخند میزبانی کند.
متانت و حوصله اش وصف ناپذیر بود و چون با اوهم کلام می شدیم به آرامش می رسیدیم.
او می گفت: پاییز یا " فصل سردوا" فصل گذرانی است و باید مراقب بود که سرمای آن در تنت جا خوش نکند و همه را به خوردن گیاهان دم کردنی و به خصوص دانه های گندم و کنجد بو داده سفارش می کرد.
مادربزرگ یک روز مانده به شب یلدا برای پخت شیرینی محلی" گرده" آرد سفید را چندین بار الک می کند و بعد خمیری نه خیلی سفت فراهم می کند و با اضافه کردن کمی شکر، زیره و رازیانه و زردچوبه آن را معطر و خوش رنگ و لعاب می کند.
او می گفت: به رسم دیرینه ایلامیان می خواهم در میانه خمیر' گرده'، خرمهره ای پنهان کنم که پس از پخت آن را در بین اعضاء و میهمانان تقسیم کنم تا که ببینیم خرمهره نصیب چه کسی می شود.
او می گفت فرد خوش شانسی که مهره از آن او می شود از آن پس زندگی اش رونق و برکت خواهد یافت.
مادربزرگ هندوانه را قاچ کرده و در سینی بزرگی می چید و کاسه های فیروزه ای لبریز از انارهای دان کرده را کمی پودر معطر گلپر می پاشید که خوش طعم شوند.
شب یلدا فرا می رسد و مادر بزرگ سر و سربند کردی اش را مرتب می بندند و رخت گل گلی اش را به تن می کند و پدر بزرگ نیز جلیقه یا همان "سخمه کردی "که ساعتی زنجیری در جیب آن نهاده است را با شلوار فاستونی خاکستری رنگش ست می کند و پس از شانه کردن موهایش به جایی خیره می ماند.
از پدر بزرگ می پرسم که امشب قرار است چه کار کنیم و او با مکثی می گفت: شاهنامه و سعدی را با خواندن اشعارشان یاد می کنیم و و مادربزرگ قصه و متل های های شیرین کردی تعریف می کند .
و این چنین بود که یلدای مان با هرم و بوی کرسی زغال سوز و صدای قل قل سماور خاطره انگیز می شد.
به راستی ! ای کاش که هنوز بزرگان اهل خانه بودند و فارغ از سوز و سرمای هوا به گرمای محفل محبت می اندیشیدیم و تمام ثانیه های یلدا را به امید خرمهره ای که مادربزرگ در دل آن نان کاشته بود می گذارنیدم و کاشکی هنوز به طعم دلچسب گندم و کنجد بوداده مادربزرگ دلخوش بودیم و غبطه نداشته ها را نمی خوردیم و ای کاش ...

 


 
 
خودخواهی شهر را در هم می شکند
نویسنده : مهین داوری - ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠
 

« حقوق شهروندی» مجموعه حقوق مدنی و سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و همبستگی را شامل میشود. امروزه شهرنشینی به عنوان یک پدیده اجتماعی، یکی از ضروریات زندگی محسوب میشود و این نوع از زندگی  مستلزم وجود روابط حقوقی بین افراد و گروههای مختلف جامعه است و این روابط اجتماعی میبایست تحت نظم و قاعدهای درآید. چرا که در  صورت عدم وجود نظم و ضوابط در جامعه، زور، اجحاف و تزویر بر روابط بین افراد حاکم شده و این موضوع موجب ایجاد هرج و مرج و نابسامانی خواهد شد. گزارش پیش رو به صورت اجمالی به معرفی  و بررسی بخشی از  اشکال حقوق شهروندی و  موانع بر سر راه  آنها  میپردازد: 

ازدحام ترافیک، خودروهای سواری  را  در  مسیری  طولانی،  بیحرکت به صف کشیده است و همه کلافه و سردرگم  گاه با بوق زدن  و  گاهی دیگر با سخنانی  نه مودبانه ! عصبانیت خود را بروز میدهند و  در  این میان  رانندهای که خود را مثلا زرنگ میپندارد  از  صف خارج میشود و  در  دیگر  مسیر  و   بیتوجه به نگاههای غضبآلود رانندگان میتازد و پس از رسیدن به ابتدای صف و  مکثی کوتاه بر پشت چراغ قرمز،  تاب تحمل نمیآورد و ...

 

* عدم رعایت حق تقدم، نشانه رشد روحیه خودخواهانه شهروندان است

فرانک .الف کارمند دانشگاه آزاد اسلامی  ریشه اصلی عدم رعایت حق تقدم  را در  رشد روحیه  خودخواهانه مردم عنوان کرد و گفت: چگونه است که ما در ورود و خروج از درگاهها  فرهنگ تعارف که نشانهای از رعایت حقوق دیگران است را رعایت میکنیم اما  سواره که میشویم همه چیز را به فراموشی میسپاریم.

این کارمند سهلانگاری و بیتوجهی شهروندان به خطکشی عابر پیاده و چراغ قرمز را در  بالارفتن ازدحام ترافیک موثر دانست و افزود: این موضوع علاوه بر  ازدحام بیشتر ماشینها، موجب هدر رفتن بسیاری از هزینههای صرف شده در معابر میشود.

وی ادامه داد: در صورت رعایت حقوق دیگران، هم زحمت دیگران را کمتر میکنیم و هم کارهای خودمان سریع  و آسان تر انجام میگیرد.

سعید قاسمی راننده  تحصیل کرده  تاکسی  اول نمیخواهد حرف بزند و  پس از چند ثانیهای در پاسخ به ترافیک و  رعایت حقوق شهروندی به خبرنگار پیک ایلام  گفت:  وضعیت  طراحی ترافیک شهری و نوع خیابان بندیها اغلب باعث بروز قانون شکنی و  عدم رعایت حقوق شهروندی میشود .

وی افزود: گاه غیر منتظره خیابانی که تا چند روز پیش دوطرفه و یا باز بوده ست بیهیچ اطلاع رسانی، یکطرفه و یا مسدود  میشود  و شهروند و راننده نیز به ناچار و برای انجام سریع امور  روزمره خود مجبور به قانون شکنی  حقوق شهری و شهروندی  میشوند.

این راننده،  قانون شکنی عمدی و خودخواهانه برخی از رانندگان و مردم را قابل اغماض  ندانست و گفت: البته همیشه کسانی هستند که  روحیه قانونپذیر و  رعایت حقوق دیگران در آنها ضعیف است و  حتی با وجود  مناسب بودن تمام شرایط باز  هنجار شکن هستند  و کنترل این افراد نیازمند کار مشاورهای و فرهنگی درازمدت است.

خسته از کار  روزمره  به سوی منزل میشتابی، وارد آپارتمان که میشوی شیرابه روی سنگفرشها  حالت را دگرگون میکند و چون بر درگاه آسانسور میایستی و چند بار دکمه آن را فشار میدهی  متوجه میشوی که آسانسور در  طبقهای متوقف مانده است، ناگزیری از پلهها  بالا بروی و  در  نیمه باز آسانسور در طبقه  سوم  زبانت را بند میآورد و  تنها  این فکر در ذهنت  فریاد میزند که»  چقدر   یک  آدم  میتواند خودخواه باشد که رسیدن خودش به اوج  را  ملاک همه چیز فرض کند « و بعد وارد منزل میشوی و  تا که میخواهی  دراز میکشی و  نفسی تازه کنی، صدای ناگهانی ارگ همسایه  طبقه پایین که  نوازنده  است  نفست را بند میآورد، او  از هر دری میزند  و   از دیگر سو ،  از سلولهای  ذهن گُرگرفتهات،   دود برمیخیزد و  .... 

 

* دوره «چار دیواری اختیاری» به سرآمده است

    بابک. الف شهروند ایلامی و  مدیر داخلی یک مجتمع تجاری  در خصوص  آداب و رسوم آپارتمان نشینی و حقوق شهروندی گفت: خانوادهای که زندگی در آپارتمان را انتخاب کرده است باید پایبند رعایت حقوق همسایگان دیگر باشد و با رفتار خودخواهانه خود از همسایگان سلب  آسایش نکند.

وی افزود: برخی ساکنان مجتمعهای تجاری  بسیار  بیملاحظه رفتار میکنند و با ایجاد سرو صداهای گوشخراش و عدم پرداخت به موقع  شارژ ماهیانه  همه ساکنان  را دچار زحمت میسازند.

 این مدیر مجتمع تجاری اضافه کرد: دیگر دوره چاردیواری اختیاری گذشته است و آپارتمان نشینان باید با مدنظر داشتن این مهم، رعایت حقوق همسایگان را همواره مدنظر داشته باشند.   

خشمگین به تنه درخت چنار مشت  میکوبد و گاه سرشاخههای سرسبزش را ناجوانمردانه میفشرد و  از شدت  خشم  آنها را میشکند، کمی آن سویتر کودکان بازیگوش از پی هم  بر سبزهها و سنگفرشها  میدوند و گاه مادران و پدران با فشار بیرحمی گامهایشان و  بیتوجه به  صدای  ضربان زندگی،  رنگ مرگ را  بر  سبزی طبیعت میپاشند و ...

 

*تخریب اموال عمومی ، نوعی از تجاوز  به حقوق شهروندان است  

علیرضا عسگری 25 ساله در پاسخ به خبرنگار پیک ایلام مبنی بر  رابطه  حقوق شهروندی و  تخریب اموال عمومی گفت: صدمه زدن به تجهیزات و امکانات  تفریحی پارکها، اتوبوسهای شهری، مترو،  تلفنهای عمومی، علائم و تابلوهای راهنمایی و رانندگی و همچنین حتی چیدن گلی و یا لگد کردن سبزها  نمونه های عینی تخریب اموال عمومی محسوب می شوند.

وی  ادامه داد: شهر متعلق به تمام شهروندان است  و  هر نوع تخریب اموال عمومی در هر سطحی،  منجر  به  تضییع حقوق تمام شهروندان می شود.

این شهروند با اعتراف بر این نکته که اغلب شهروندان به این موضوع بی توجه هستند اظهار کرد: حتی خودم نیز گاه  دانسته اموال عمومی را صدمه رساند ه ام ،  متاسفانه کمتر کسی پیدا می شود که لااقل راه نرفتن بر سبزهها  شیوه رفتایاش شده باشد.

علیرضا محمدبیگی کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناس و قاضی دادگستری تهران، مفهوم حقوقی وندالیسم در جامعه ما را چنین تعریف میکند: آسیب و لطمه عمدی به طور کلی یا جزئی به اموال اشخاص حقیقی و حقوقی که منجر به نقصان یا از میان رفتن مال شود به ترتیبی که در قانون مشخص شده است .

به گفته وی از کار انداختن، نهب، غارت و اتلاف اموال، اجناس و محصولات نیز در قانون از مصادیق تخریب اموال عمومی محسوب میشود که مجازات و محکومیتهای قانونی در پی دارد و گستره وسیعی از مفاهیم شناخته شده وندالیسم را در برمیگیرد.

سمیه شالچی دانشجوی دکترای جامعهشناسی در پاسخ به سوال خبرنگار پیک ایلام در خصوص بیان علل وقوع وندالیسم  گفت: مجموعهای به هم تنیده از عوامل فرهنگی و اجتماعی از علل وقوع این آسیب اجتماعی هستند که در جامعه ما معضل بیکاری، پر نشدن اوقات فراغت و تخلیه نشدن هیجانات روحی نوجوانان، مهم‌‌ترین آنها به شمار میآیند.

این جامعهشناس افزود: اطلاعرسانی درباره علل، نتایج و تبعات فردی و اجتماعی وندالیسم یک ضرورت جدی محسوب میشود شالچی در خصوص نقش رسانهها  در تنویر افکار عمومی گفت: رسانهها همپای مراکز فرهنگی و آموزشی نظیر دانشگاهها، مدارس و ... در این حوزه نقش  چشمگیری دارند و میتوانند مخاطرات و آسیبهای ناشی از انجام این نوع رفتارها را کاهش دهند.

* عدم رعایت حقوق دیگران به بهانه...

    حسین آشوری 44 ساله  در پاسخ به این سوال که  آیا عدم رعایت حقوق شهروندی  قابل توجیه است اظهار کرد: هر کسی ممکن است بخواهد به گونهای در صدد  توجیه  رفتار متعرضانهاش برآید اما هیچ دلیل موجه و منطقی نمیتواند تجاوز به حقوق دیگران را توجیه کند.

وی  با اشاره به برگزاری مراسمهای  سوگواری در  مناسبتهای مذهبی تصریح کرد: متولیان و مسوولان هیاتهای مذهبی باید مراقب باشند که  نوع و شیوه عزاداری  آنها موجب سلب آسایش شهروندان و همسایگان نشود.

آشوری  گفت:  اگر چه برگزاری مراسم سوگواری امام حسین(ع)  و توزیع نذورات ثواب دارد اما این موضوع نمیتواند راه بندانی خیابانها، ریختن آشغال و ظروف یکبار مصرف در کوچه و برزنها و صدای  نازیبای برخی از بلندگوها را توجیه مناسبی باشد که این موضوعات تعرض مسلم به حقوق شهروندان است.      

*  کاشکیها: 

راستی آن روز فرامیرسد که  بساط اخم و ظلم به دیگری برچیده شود و  از کلامها نازکتر از گل نبارد و  رهگذران همدیگر  را با  فنجانی از سلام و لبخند میهمانی کنند؟! 


 
 
روزی ،روزگاری ،شهری و شهروندی
نویسنده : مهین داوری - ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠
 

         روزی، روزگاری؛ شهری و شهروندی

    قانون اساسی توجه خاصی به حقوق شهروندی کرده و رنگ، نژاد و زبان را موجب تفاوت در برخورداری از این حق نمی داند و در ماده  100 قانون اساسی دولت را موظف کرده است که به منظور ارتقای حقوق انسانی ، استقرار زمینه های رشد ،تعالی و احساس امنیت فردی و اجتماعی در جامعه و تربیت نسلی فعال ،مسوولیت پذیر ، مومن و برخوردار از وجدان کاری منشور حقوق شهروندی را تنظیم و به تصویب  مراجع زیربط برساند.

    صبح که از خواب بر می خیزی  صبحانه که  می خوری ناخودآگاه کارهای ناتمام آن روز  در ذهنت شروع به رژه رفتن می کنند ! شتابان شال و کلاه می کنی و پله ها را یکی ، سه تا می کنی . به پارکینگ که می رسی  و تا که چشمت به  اتومبیل محصورمانده ات در میان اتومبیل های همسایگان می افتد آشفته می شوی و تنگی وقت مجالت  برای  بیدار کردن همسایه برای جابه جایی اتومبیل مزاحمش و  شکستن حصر خودرویت نمی دهد. قید ماشین شخصی را می زنی و خانه را ترک می کنی!

و بعد خیابان و فاز جدید ماجرا ...   بر کرانه خیابان منتظر تاکسی می مانی که خود را به محل کار برسانی .

یکی ، دو تا  و  سه تاکسی می آیند و  از راه نرسیده ها  بی توجه به انتظارت  سوار می شوند و می روند! دلخور می شوی و چون نمی خواهی روزت ناخوش شود می گذری !

سوار تاکسی می شوی و صدای بلند نوار و مذاکره بلندگویی بغل دستی ات با تلفن همراهش  شیرازه  فکرت را به هم می ریزد و دعا می کنی که ترافیک نباشد و  زود به مقصد برسی!

 * رعایت حقوق شهروندی نیازمند آموزش های اساسی است

      جعفر نورمحمدی، کارگردان و مستند ساز  در گفت و گو با خبرنگار پیک ایلام ،حقوق شهروندی را متناظر با ایجاد و رشد شهرنشینی دانست و گفت: فردی که زندگی شهری را برمی گزیند باید به مسوولیت ها و حقوقی که شهر بر دوش او می گذارد آشنا باشد و عدم آگاهی او قبل از سکنی گزینی ، به مرور شهر را با بی نظمی و هرج و مرج  مواجه می سازد.

نورمحمدی معتقد است که آگاه سازی و تنویر افکار عمومی در زمینه حقوق شهروندی تنها با آموزش های اساسی امکان پذیر است.

وی با تاکید بر نقش آموزش در تبیین حقوق شهروندی تصریح کرد : سیستم نظام آموزشی کشوری مانند ژاپن بر این پایه بنیان نهاده شده است که سال اول قبل از ورود به دبستان به دانش آموزان خردسال تمامی ضوابط و قوانین شهری و شهروندی  را به صورت جزء به جزء و تصویری به آن ها آموزش می دهند .

حال در ایران ما چه کرده ایم ؟!برنامه ریزان و سیاستگزاران  نظام آموزشی و شهری برای نهادینه سازی فرهنگ و حقوق شهروندی تاکنون چه اقداماتی انجام داده اند؟!

این فیلم ساز نتیجه بخشی آموزش های حقوق شهروندی را منوط به تعامل دوجانبه شهروند و مدیران ارشد شهر ی و حتی کشوری  دانست  و گفت: زمانی آموزش های شهروندی موثر خواهد افتاد که اولا قوانین و ضوابط توسط قانونگذاران و آموزشگران تمام و کمال رعایت و اجرا شود و در گام بعدی در تعاملی سازنده با شهروندان اصول و حقوق شهروندی را به صورت کاربردی و تجربی به آن ها آموزش داده  شود که شهروند ان خود بپذیرند قانون مداری شیوه رفتاری شان شود.

نورمحمدی افزود: باید پذیرفت که اگر قرار است ساعت 9 شب زباله ها را درکیسه های در بسته بر درگاه منزل بگذاریم باید همان ضابطه رعایت شود. گذاشتن زباله متعفن از  ساعت  9 صبح بر در خانه  ، هم بی احترامی به حقوق دیگر شهروندان است و هم این که با انجام این رفتار غیرمدنی ، بیشترین لطمه بهداشتی را به خانواده خویش وارد می سازیم.

این مستند ساز مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها را عامل موثری در زایل شدن حقوق شهروندی عنوان کرد و گفت: روستایی طبیعی ست که اگر قوانین شهرنشینی را درنیابد و ظواهر زندگی شهری آن چنان او را مات و مبهوت کند و گاه ناخواسته بی نظمی و آشوبی در شهر به پا کند.اما بر قانون گذاران و مدیران شهری ست که به او  شیوه زندگی شهرنشینی را بیاموزند.

         محل کار و کلنجار رفتن با رایانه که شاید روشن شود و پس چند دقیقه فوت وقت،  متوجه می شوی که صفحه اصلی آن تغییر کرده است ، دستپاچه تمام  درایو ها را جستجو می کنی و هیچ نشانی از اطلاعات و فایل های ذخیره شده حاصل زحمات چندساله را نمی یابی،  سپس  با رعایت حرمت همکاری وقتی پرس و جو می کنی که چه اتفاقی افتاده ست می گویند که ویندوز را عوض کردیم و  تو آنجاست که دنیا بر روی سرت آوار می‌شود و  تا شب دمق می‌شوی و تا سپیده صبح کابوس می بینی....

 *رعایت حریم خصوصی افراد یکی از ارکان حقوق شهروندی ست

    ظاهر سارایی ،  شاعر و دبیر بازنشسته  در تعریف حقوق شهروندی به خبرنگار بیک ایلام کفت: حقوق شهروندی به نظر من عبارت است از رعایت حریم خصوصی افراد تا زمانی که ناقض حقوق شهروندی دیگران نشود، آزادی بیان، عقیده،‌ حق انتخاب شغل، محل سکونت و امنیت و مانند آن .

وی ادامه داد:همه‌ انسان‌ها در همه‌ جوامع حقوق ثابتی دارند که این حق به هیچ‌وجه ستاندنی نیست حتی رای اکثریت جامعه و قوانینی که برآمده از رأی اکثریت باشد نیز نمی‌تواند این حقوق را نقض کند و او را از آن محروم سازد.

سارایی افزود: اما این که این حق ثابت در جوامع چه اندازه پاس داشته می‌شود بحث جداگانه‌ای است و در بسیاری از جوامع بعضی از حقوق ثابت انسانی از افراد جامعه دریغ می‌شود.

این دبیر بازنشسته با اشاره به قوانین موجود هر جامعه یادآور شد: اگر چنان¬چه به این موضوع در شکل آرمانی خود ننگریم افراد می‌باید از راه‌های مختلف نسبت به حقوق خود و از جمله حقوق شهروندی اطلاع داشته باشند و رسانه‌ها و نهادهای رسمی و «مردم‌نهاد» نیز موظفند و رسالت دارند که این حقوق را به مردم گوشزد کنند.

سارایی در خصوص وضعیت حقوق شهروندی در جوامع مختلف افزود: در جوامع دموکراتیک و توسعه یافته نوع برخورد و تعامل افراد با هم و افراد با حکومت حقوقی است و افراد و حکومت می‌کوشند با استناد به بندهای قانونی از حریم خود دفاع نمایند و لذا بهترین راه برای دفاع از حقوق شهروندی و انسانی همان رجوع به قانون و سازو کارهای آن است مشروط به آن که در قانون، حقوق ثابت انسانی و شهروندی لحاظ شده و آن‌ها را محترم شمرده باشد.

وی ادامه داد: در جوامع توسعه یافته و دموکراتیک، مطبوعات، احزاب، اصناف و اتحادیه‌های صنفی، ‌NGOها و تشکل‌هایی از این دست، نیز پشتیبان و پشتوانه‌ حقوق شهروندی هستند ضمن این که در نهایت داوری به مجامع قضایی سپرده می‌شود.

             از مرکز شهر که می گذری صدای ممتد میوه فروشان تره بار که مثلا حراج است و مفت آب دریا  و به هم ریختگی و لاشه میوه‌های فاسد که در محل پراکنده شده اند  اعصابت را به هم می ریزد و کمی آن سوتر راننده جوان طلبکار در حالی که مسیر حرکت ماشین‌ها را بند آورده است و  با  ادبیاتی از نوع  دیگر شروع به فحاشی کردن  می کند و خاطر عابران را مغشوش می سازد؛ برخی شرم‌زده خود را از محل دور می‌کنند و بعد همان راننده!  باز بی محل به مردمان در حال عبور از عرض خیابان،  ویراژ می دهد و می گریزد و پلیس  آن سو تر سرگرم کار خویش و  با دفترچه جریمه به  دست، راننده متخلف  را  جستجو می کند!

 * حقوق شهروندی؛ نیازهای اولیه یک شهروند برای زندگی کردن در شهر است

عارف کردجمشیدی مهندس کامپیوتر معتقد است که حقوق شهروندی نیازهای اولیه شهروند برای زندگی در یک شهر  محسوب می شوند.

وی در خصوص شیوه درست مطالبه این حقوق به خبرنگار پیک ایلام گفت: قاعدتا بایستی راهکاری  یکسان و روشی در چارچوب قانون برای مطالبه همه شهروندان وجود داشته باشد و  نباید پیگیری با روال پیچیده ای نیاز داشته باشد.

 وی تصریح کرد:  یعنی این حقوق واضح و شفاف هستند و سیستم مدیریت شهری برای ایجاد آن ها نباید منتظر مطالبه شهروند باشد.

این مهندس کامپیوتر یکی از الزامات زندگی شهری را  رعایت حقوق شهروندی عنوان کرد و یاد آور شد: در این بحث دو رابطه شهروند- شهروند و شهروند – مدیریت شهری  وجود دارد و چون سیستم ها در هر وجه آن  ختم به دولت می شوند بهتر است بگوییم رابطه شهروند - دولت. پس وظایف هر دو طرف  رعایت حقوق شهروندی است.

کردجمشیدی با تاکید بر این که تبدیل شدن به شهروندِ موثر، آموزش در سنین پایین  را می طلبد در بیان موانع بر سر راه دستیابی به حقوق شهروندی گفت: بزرگترین مانع خود شهروندان هستند و این که  «من» همیشه منتظر است «مردم» حقوق او را رعایت کنند، سازمان ها حقوق اش را رعایت کنند. غافل از این که  مردم قطعا از همین «من»ها تشکیل شده و سازمان ها هم به نوعی اکثرا توسط یکسری از همین «من»ها اداره می شوند.

 این مهندس با اشاره به بی اطلاعی  مردم نسبت به حقوق  شهروندیشان تصریح کرد:  هیچ آموزشی در دوران تحصیل در این مورد داده نمی شود و این شاید بزرگترین مانع در این راه باشد. شهروندان  هر چیزی را که دوست دارند به صورت ذهنی جزو حقوق شهروندی خود می دانند.

* داشتن شهری امن و شاد یکی از حقوق کودکان است

      مهدیار عبدالهی کودک 10 ساله در پاسخ به سوال تعریف حقوق شهروندی به خبرنگار پیک ایلام گفت: حقوق شهروندی همان حقوق افرادی است که  در شهر زندگی می کنند.

وی خواسته های حقوقی اش را از شهر چنین بیان کرد: حق من این است که از سیستم آموزشی پیشرفته و خوبی برخوردار باشم و امنیت و شادی در شهرم موج بزند و من نیز باید در پاکیزه نگهداشتن شهرم کوشا باشم.

این دانش آموز با  ابراز گله از برخی بی نظمی های موجود در آپارتمان ها گفت: ای کاش صاحبخانه ما می فهمید  که روز جمعه و اول صبح نباید با بساط جوشکاری و بیل و چکش  ،آرامش ساکنان آپارتمان را بر هم بزند و ای کاش مهم تر؛ این که روزی فرا برسد که بزرگترها در صف نانوایی، نوبت کودکان را نادیده نگیرند و به حقوق آن ها تجاوز نکنند.

این کودک نبود مبلمان های شهری و صندلی های مخصوص غذاخوری در  پارک ها  و معابر و رستوران های   سطح شهر را  از مصادیق بی احترامی به حقوق کودکان  خواند.

*کلام آخر

به راستی ! آیا تنویر افکار عمومی نسبت به حقوق اولیه شهروندی آن ها امکان پذیر است و رعایت مو به موی این حقوق تنها روی کاغذ ممکن به نظر می رسد یا...


 
 
تورم کمر زندگی را خم می کند
نویسنده : مهین داوری - ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠
 

 

                                                                   

تورم کمر زندگی را خم می کند

 

    این روزها نه می توان بی رونقی دستگاه های پول شمار و دخل های قدیمی مغازه ها را باور نکرد و نه آمارهای متناقض منتشر شده نرخ تورم از سوی منابع رسمی آماری را دروغ و غلط پنداشت.

چرخ خریدش را میان  قفسه های فروشگاه مواد خوراکی می راند و فقط پیش می رود و بی آنکه بداند که چه می خواسته بخرد. پس از آمد و شدی چند ، بی توجه به دلخواسته کودکش که با انگشت اشاره اش آن را نشان می دهد، بسته ای سویا و ماکارونی را به خلوتی انبوه چرخ خرید می سپارد و  پرغصه  از خالی بودن کیف پولش، پس از حساب و کتابی ذهنی، با برداشتن بستنی چوبی از یخچال فروشگاه، دل کودکش را خنک می کند و بعد راهش را به سوی صندوق کج می کند و ...

                                                                                                                                                            

     ایران در آستانه فرارسیدن وعده موعود رییس بانک مرکزی ایران برای  تحقق کاهش نرخ تورم در ماه های آبان و آذر ماه ایستاده است.

      رییس بانک مرکزی  24 مرداد ماه سال جاری علی رغم کش وقوس های بسیار و خلاف بند الف ماده 54 قانون برنامه پنجم توسعه کشور که مرکز ملی آمار ایران را به صراحت مسوول تهیه ، اعلام و انتشار آمار رسمی می داند  در حاشیه جلسه شورای گفت و گو دولت و بخش خصوصی تورم تیرماه  را  3/16درصد  اعلام کرد و از سیر نزولی نرخ تورم در  ماه های آبان و آذر سال جاری  خبر داد.

پیش تر که  آمدیم محمود بهمنی در جلسه دوم آبان ماه همین شورا  نرخ تورم شهریورماه را 17.3 درصد اعلام کرد که خودش چند روز قبل‌تر از رسیدن نرخ تورم به 18 درصد خبر داده بود.

نرخ تورم که در سال گذشته سیرنزولی در پیش گرفته بود، با اعلام خبر اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها و آزادسازی قیمت حامل‌‌های انرژی در مرحله نخست آن، دوباره سیر صعودی به خود گرفت به‌طوری که این افزایش هنوز هم ادامه دارد. با این حال بهمنی امیدوار است تا یک‌سال آینده نرخ تورم دوباره تک رقمی شود؛ امری که بسیاری از کارشناسان آن را بعید می‌‌دانند.

کارشناسان اقتصادی تورم ساختاری را مشکل اقتصاد ایران می دانند و هزینه‌کرد غیرمنطقی درآمدهای نفتی توسط دولت را از عمده ترین دلیل بروز  این مشکل عنوان می کنند و در این وانفسا ، حذف سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور در سال‌های اخیر که نظارت بر نحوه تخصیص منابع و درآمدهای نفتی را عهده دار بود  به این مشکل دامن زد.

 

 

 

* عدم تناسب بین نرخ تورم و درآمد منجر به کاهش قدرت خرید مردم می شود

 

       علی حیات نیا کارشناس ارشد رشته اقتصاد  میانگین نرخ تورم در ماه های سال جاری را بر اساس  آمار منتشرشده از سوی بانک مرکزی بین 15 تا 17 درصد در نوسان خواند و بروز این میزان تورم در اقتصاد ایران  را به عوامل متعددی وابسته دانست.

وی افزود: فشار هزینه ای و تقاضا، انتظارات تورمی ، حجم نقدینگی ، ضعف بخش تولید و غلبه روحیه واسطه گری بر تولید از مهم ترین عوامل بروز تورم در ایران به شمار می روند.

حیات نیا در پاسخ به سوال خبرنگار پیک ایلام مبنی بر تاثیر طرح هدف مند شدن یارانه ها در افزایش نرخ تورم تصریح کرد: با اجرای این طرح ،  بخشی از تقاضای کل اقتصاد تحت تاثیر قرار گرفت و از دیگر سو ، متناسب با بالا رفتن قیمت ها ، انتظارات تورمی نیز افزایش یافت ؛همچنین  در بخش عرضه در کوتاه مدت یک رکود نسبی ایجاد شده است.

این تحصیلکرده رشته اقتصاد عدم تناسب بین نرخ تورم و درآمدها را در کاهش قدرت خرید مردم موثر خواند و گفت: اگر متناسب با افزایش نرخ تورم دستمزدها نیز افزایش نیابد قدرت خرید مردم کاهش می یابد و درچنین شرایط اقتصادی اقشاری که دارای درآمد ثابت نسبت به سال قبل یا سال پایه محاسبه نرخ تورم باشند فشار اقتصادی بیشتری را در نتیجه تورم متحمل می شوند.

وی ادامه داد: اتخاذ سیاست مالی انقباضی همراه با ایجاد فرصت برای گسترش کسب و کار و تولید می تواند تاحدودی در مهار تورم مناسب باشد.

حیات نیا انضباط مالی دولت و تدوین برنامه مالی مناسب به ویژه  در بودجه های سنواتی را در کنترل تورم و جلوگیری از عدم تعادل ها کارساز و اثربخش عنوان کرد.

این کارشناس ارشد اقتصاد نقش دولت و بانک مرکزی را به عنوان سیاستگزار و متولی اصلی سیاست های پولی کشور در مهار تورم  بسیار چشمگیر خواند و گفت: این دو نهاد باید مکانیسم های اقتصادی را به گونه ای بچینند که متناقض نبوده و همدیگر را خنثی نکنند و از طرف دیگر ، فراوانی  متغیرهای شاخص های اقتصادی  نیازمند سیاست گزاری چند بعدی است و اتخاذ رویکرد های تک بعدی با آن همخوانی ندارد.

 

 

 * تورم بنیان خانوده و جامعه را از هم می گسلد

    

    دکتر یارمحمد قاسمی استاد رشته جامعه شناسی دانشگاه ایلام در گفت و گو با خبرنگار پیک ایلام  پیامدهای سیاسی و اجتماعی ناشی از تورم را وسیع و گسترده خواند و گفت: تورم در گام اول سبب کاهش قدرت خرید مردم می شود و پس از نمایان شدن این واقعیت، جامعه دچار آسیب های اجتماعی روز افزون بسیاری می شود.

وی افزود: مردم کشورهای با نرخ تورم بالا ،مجبور به کاهش اوقات فراغت و افزایش مدت زمان کاری خود می شوند.

این دکتر جامعه شناس افزایش ساعات کار و حضور کمرنگ پدر در عرصه تربیتی خانواده را عامل اصلی بروز و رشد آسیب های اجتماعی ،بیگانگی و خودمحوری عنوان کرد.

دکتر قاسمی با بیان اینکه کار زیاد و حذف برنامه های تفریحی موجب افزایش فشارهای روحی و جسمی نیز در افراد می شود، اظهار کرد: فشارهای روانی و استرس حاکم بر فرد، ناخودآگاه بر روی خانواده ها، جامعه و محیط کار اثرات زیان باری می گذارد.

وی گفت: در کشور تورم زا و با وضعیت اقتصادی نابسامان به مرور بنیان خانواده ها از هم می گسلد و به دنبال آن  بداخلاقی های شغلی ،سیاسی  و فرهنگی بروز می یابند.

این استاد دانشگاه تورم را عامل موثری در سلب اعتماد اجتماعی عنوان کرد و گفت: رشد فردگرایی و خودمحوری نه تنها نیروی انسانی را دچار افسردگی می کند، بلکه با گذر زمان پایبندی به تعهدات و وظایف شهروندی به فراموشی سپرده می شود.

دکتر قاسمی یکی دیگر از پیامدهای جدی و کلان ناشی از تورم را عدم کارایی سازمانی دانست و تصریح کرد: در صورت عدم کنترل نرخ تورم ، روند توسعه کشور تنزل می یابد و با  افزایش نارضایتی در جامعه، احتمال بروز  شورش های اجتماعی  افزایش می یابد.

 

*... و آن روز خوش فرا خواهد رسید  

    نمی توان ذهن حیران و بهت زده جامعه در برابر سوالات بی پاسخ را نادیده انگاشت که چرا وظیفه  مرکز آمار ایران را در انتشار آمار شاخص های کلان اقتصادی ستاندند و مهر سکوتش  بر دهان نهادند و از دیگر سو چگونه می توان در فضای غیر شفاف اقتصادی به آمار و گفته های متناقض منتشر شده از سوی بانک مرکزی اعتماد کرد؟

راستی ! رقم دقیق این شاخص مهم اقتصاد کلان در کشور چقدر است؟

و آیا همین مردمان نجیبی که طعم تلخ و گزنده نرخ تورم 18 درصدی و یا شاید بیشتر را نیز لمس کرده اند و به عشق سربلندی وطنشان گذر از گردنه های سخت و صعب العبور دوران های مختلف را  بر خود هموار ساخته اند سرانجام روزگار خوش تورم یک رقمی را تجربه خواهند کرد؟

 

 


 
 
دلواپسی‌ها در ازدواج
نویسنده : مهین داوری - ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠
 

 

 سالروز ازدواج آسمانی علی(ع) و فاطمه (س) داستان پیوند دو اقیانوس دریادل است که در نهایت  سادگی ، زندگی مشترک را با یک تخت از لیف خرما، تشک و روانداز،  مشک آبی و پیاله چوبی، تکه ای حصیر و آسیابی دستی،  ابریق و  کوزه هایی  سفالین آغاز کردند و این آغاز سبزترین خانواده هستی  ست.

 

    سالروز این ازدواج آسمانی _ اول ذی‌الحجه_  را  بهانه ای یافتیم که با تولید گزارشی تحقیقی به بیان و      بررسی بخشی از مسائل ازدواج بپردازیم :

 

ازدواج؛ چرایی رغبت و بی‌رغبتی جوانان امروزی مسأله‌ای حساس و قابل تأمل است و بررسی کارشناسانه و آسیب‌شناختی این موضوع می‌تواند راهگشای حل بسیاری از مشکلات اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی کشور باشد.

سرشان گرم کار خویش است و چنان دچار آمد و شد پرشتاب زندگی شده‌اند که رغبتی برای تفکر جدی در آن خصوص را در خود سراغ ندارند و یا که می‌خواهند حتی زحمت اندیشیدنی به خود هموار سازند و در این وانفسا،  چه توقع دور و درازی است از آن ها؛ که خانه‌ای از نو بسازند.

مژگان تیوراد کارشناس ارشد تصویرسازی در گفت و گو با خبرنگار پیک ایلام نبود عشق و علاقه واقعی و دمدمی مزاج شدن جوانان به خصوص آقایان را یکی از دلایل بالارفتن سن ازداوج خواند و گفت: دختر امروزی نمی‌تواند به خواستگاری که قبلاً بسیاری  رفتارهای ضد اخلاقی از او سرزده است  جواب بله بگوید و شاید این موضوع در نقطه مقابل نیز مصداق داشته باشد.

وی بیکاری و کم‌درآمدی و یا بی‌درآمدی جوانان را یکی از موانع بر سر راه ازدواج جوانان امروزی مطرح و گفت: تازه در صورت وجود علاقه و رابطه عاشقانه، باز نمی‌توان با بی‌پولی و بی‌خانمانی زندگی خوش و  با دوامی را  انتظار داشت.

امید.ب 37 ساله عمده‌ترین مشکل بر سر راه ازدواج را مسائل اجتماعی مرتبط دانست. و ی گفت: در کنار مشکلات فردی و خانوادگی،  نبود شرایط اولیه تشکیل خانواده  سبب بی‌رغبتی جوانان به مسئله ازدواج می‌شود.

وی افزود: برای جوان تحصیل کرده امروزی باید شرایط مناسب شغلی و در خور شأن او فراهم شود که با فراغ بال از اینکه می‌تواند نیازهای خانواده‌اش را تأمین کند اقدام به ازدواج نماید. این جوان گرانی مسکن را مشکل اساسی دیگر بر سر راه ازدواج جوانان خواند.

وی گفت: در صورت برطرف شدن مشکلات اجتماعی، با کمی مدارا و احساس همدلی می‌توان شاهد وقوع ازدواج‌های آسان و موفق در کشور بود.

 

سجاد صیدی، 27 ساله  زیربنای یک زندگی  سالم را در داشتن شغلی مناسب که بتواند تمام نیازهای خانواده را برآورده سازد دانست و گفت : تحقق این مهم نیز نیازمند اصلاح ساختار اقتصادی کشور که به کاهش نرخ بیکاری نیز کمک می کند است.  

این جوان تحصیل کرده رشته تاریخ با تاکید بر نقش تغییر الگوهای رفتاری و استانداردهای زندگی بر ازدواج گفـت: مثلا جوان امروزی باید بتواند با نگاهی واقع بینانه تغییر در بعضی نگرش ها مثلا  اشتغال  خانم ها و ایفای نقش محوری وی  در اقتصاد خانواده را برای خود هضم و قابل قبول سازد و یا شاید بهتر است در وضعیت کنونی جامعه در مورد حق تقدم پسران برای قدم نهادن در میدان ازدواج  نیز تجدید نظری حاصل شود.

صیدی رواج روز افزون دوستی های خیابانی را در بالارفت سن ازدواج موثر خواند و در این خصوص به خبرنگار پیک ایلام گفت: این نوع دوستی ها یک دورنمای تصنعی برای ارضای نیازهای عاطفی ،روحی روانی و جنسی ایجاد می کنند که البته گاه  در آینده برای طرفین رابطه دردسرهای به مراتب بدتری  از تنهایی ناشی از ازدواج نکردن  ایجاد می کند.

وی آسیب های دوستی های قبل از ازدواج را در اغلب موارد  برای جوانان جبران ناپذیر و سهم صدمات روحی و اجتماعی خانم ها را بیشتر عنوان کرد.

این جوان با تصریح بر این نکته که مسائل اقتصادی و معیشتی  مشکل ریشه ای بالارفتن سن ازدواج است در خصوص راهکارهای درمانی این معضل گفـت: ایجاد هماهنگی بین  همه  ارکان حکومت برای افزایش فرصت های شغلی قدمی  اساسی و راهگشاست که در این صورت می توان امیدوار بود که بعضی  مشاغل  صرفا به متخصصان آن رشته محول شود و قوانین بازنشستگی متناسب با هر شغل در هر سازمان نیز معین شود.

 صیدی  استقاده مجدد از افراد بازنشسته در سازمان ها به بهانه استفاده از تجربیات آن ها را در افزایش نرخ بیکاری جوانان موثر خواند و اظهار کرد: چرخش پست ها حداقل در سطوح میانی مدیریت کشور و  اصلاح قانون مالیاتی متناسب با خصوصیات اقتصادی بازار ضعیف ایران را در بالارفتن نرخ اشتغال، درآمد و تعدیل فشارهای  اقتصادی بر جوانان و خانواده ها را قابل تامل خواند.

 سامان خلیلی 39 ساله، همسرش را به تازگی طلاق داده است و ازدواج برای او مفهومی جز تحمل درد کمرشکن ناشی از مسئولیت‌های سنگین امروزی ندارد.

وی گفت: با عشق و عاشقی زندگی‌ام را آغاز کردم امّا به مرور دریافتم که دنیای من با دنیای همسرم فرسنگ‌ها فاصله دارد، نه من او را می‌فهمم و نه او می‌خواست مرا بفهمد.

تجربه تلخ این جوان از زندگی مشترک او را نسبت به فلسفه تشکیل خانواده نیز بیگانه کرده است، او گفت: زندگی‌های امروزی در این کشور ملال‌آور و پردغدغه شده‌اند و زمین و زمان همه دست به دست هم داده‌اند که بر هم تیغ بکشند و کسی نمی‌خواهد همراه و التیام بخش دردهای دیگری باشد.

خانم آموزگاری که 38 سال سن دارد و هنوز نیز قصد ازدواج ندارد به خبرنگار پیک ایلام گفت:  دیدن مدام  و هر روزه ازدواج‌های عاشقانه و یا به ظاهر عاقلانه‌ای که به طلاق منجر می‌شوند مرا به تشکیل زندگی مشترک بی‌اعتماد کرده است.

وی گفت: علت ازدواج نکردنم تاکنون این است که احساس می‌کنم اغلب پسران امروزی بی‌مسئولیت‌اند و این موضوع آن ها را تنبل و تن‌پرور کرده است.

وی تصریح کرد: وقتی این جوان نوعی نیز قصد ازدواج می‌کند برای پوشش کمبودهای خویش و برآوردن هزینه‌های زندگی، زن شاغل و تحصیل کرده را انتخاب می‌کند، متأسفانه این نوع انتخاب در صورت تشکیل زندگی مشترک با مشکلات بسیاری نیز  مواجه خواهد شد.

این آموزگار  ایجاد رغبت در جوانان برای تشکیل زندگی مشترک را نیازمند اصلاح فکری جامعه و  زیرساختارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی عنوان کرد.

سبحان کریمی 35 ساله است و کمتر از یکسال از زندگی مشترکش نمی‌گذرد، وی درخصوص انگیزه ازدواج کردنش گفت: ازدواج‌های موفق، آرامش و تسکین خاطر برای اعضاء آن ها به ارمغان می‌آورند.

کریمی مشکلات تشکیل زندگی مشترک را در مقایسه با ازدواج قدیمی که سنتی بودند بسیار فراوان خواند و افزود: پدران و مادران ما به صورت سنتی ازدواج کردند و اغلب زندگی‌های موفقی داشته‌اند امّا زندگی جوانان امروز ، متلاطم و پرتنش است.

وی تصریح کرد: مسؤولان امر و جوانان باید با خود روراست باشند. باید مسائل جوانان و به خصوص موضوع  ازدواج به صورت ریشه‌ای باید آسیب‌شناسی شود که چرا مثلاً جوان امروزی در کشوری مسلمان بی‌هیچ قید و بند شرعی به هر نوع رابطه با جنس مخالف ترغیب می‌شود اما هرگز تن به انجام ازدواج و تشکیل زندگی نمی‌دهد؟!

وی افزود: ازدواج کردم که از بسیاری فسادهای اجتماعی خود را برهانم و امیدم این است که مشکل نداشتن مسکن، کم‌درآمدی و گرانی مرا از انجام این مهم پشیمان نکند.

 

 

 


 
 
روشندلان چه می‌گویند
نویسنده : مهین داوری - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠
 

 

 کیخسرو رستمی آموزگار روشندل دبستان باغچه‌بان شهر ایلام در گفتگو با خبرنگار پیک ایلام اظهار داشت: نابینایی و در مجموع معلولیت هر چند محدودیت‌زاست اما هرگز مانع تکامل و پیشرفت معلول نیست.

وی با تأکید بر توانمندی‌های فراوان معلولان گفت: فرد معلول اغلب در تمام عرصه‌های علمی، آموزشی و فرهنگی می‌تواند خوش بدرخشد و از مصادیق این موفقیت‌ها دست یافتن به مدارج بالای علمی و حتی استادی دانشگاه است.

این کارشناس ارشد علوم تربیتی در خصوص مشکلات روشندلان گفت: یکی از عمده‌ترین مشکلات روشندلان انتخاب منشی‌های نابلد و با سطح سواد اندک برای آن ها در آزمون کنکور سراسری‌ست که این موضوع گاه خسارات جبران‌ناپذیری به روشندل وارد می‌سازد و در صورت ورود روشندل به دانشگاه تازه با مشکلات حادتری مواجه می‌شود.

این آموزگار روشندل نبود انتشارات و کتاب‌های دانشگاهی مخصوص نابینایان را از دیگر مشکلات روشندلان راه یافته به دانشگاه خواند و گفت: اگر کتاب‌های مرجع و مورد استفاده دانشجویان روشندل توسط یک ارگان یا موسسه انتشاراتی به صورت بریل تولید و منتشر شود دانشجویان روشندل از ضبط و پیاده کردن سخنان استاد رهایی می‌یابند و در مقابل اطلاعات کامل‌تری به دانشجو از طریق خوانش کتاب منتقل می‌شود.

رستمی تغییر نوع نگاه به معلولان را از گام‌های اول ترویج فرهنگ تعامل درست با آن ها خواند و گفت: اگر ایمان و باور به معلول جایگزین نگاه‌های ترحم‌آمیز شود و عدالت اجتماعی رعایت شود معلولان موفق‌تر در عرصه اجتماعی ظاهر می‌شوند.

این آموزگار روشندل با ابراز گله‌مندی از نوع عملکرد بهزیستی با معلولان تصریح کرد: اگر نهاد آموزش و پرورش و دانشگاه تنها در دوره‌ای از زندگی با معلول در ارتباط هستند و گاه انجام برخی وظایف مشخص اما وانهاده‌اش مورد نقد است از دیگر سو بهزیستی به جهت این که باید پشتیبان همیشگی معلول در زندگی‌اش باشد، مسئولیتش سنگین‌تر است.

وی افزود: آیا وظیفه بهزیستی در مقابل معلولان تنها صدور کارت معلولیت و یا در صورت بیکاری معلول پرداخت مبلغ ناچیز ماهیانه به اوست؟

وی اصلاح و تغییر قانون حمایت از معلولان را ضروری دانست و گفت: اگر طبق قانون سهم استخدامی معلولان در اغلب سازمان‌های دولتی 3 درصد مشخص شده است و حال مثلاً در یک سازمانی به جهت ساختاری یک معلول نمی‌تواند آن گونه که باید توانایی خود را نشان دهد سهم آن سازمان حذف و به جبران آن در اداره یا سازمانی دیگر که استعداد و توانایی معلول آشکار می‌شود جایگزین شود.

رستمی مناسب‌سازی ادارات و فضاهای شهری را برای معلولان یکی از حقوق شهروندی آن ها برشمرد و گفت: با نصب تابلوهای برجسته و در دسترس و آژیرهای مخصوص تردد روشندلان در خیابان‌ها و اماکن عمومی آسان‌تر می‌شود.

رستمی تصریح کرد: چرا صدا و سیما حداقل نیم ساعت در هفته به مسائل معلولان و ترویج فرهنگ تعامل درست جامعه با آن ها نمی‌پردازد؟آیا پرداختن به مسائل معلولان ارزش آن ها کمتر از برخی تبلیغات بازرگانی میان برنامه‌ای صدا و سیما‌ست که این رسانه به صورت مستمر به تولید و پخش آن ها می‌پردازد؟

نرگس حسینی دانش‌آموز کم‌بینای سوم دبستان در گفتگوی تلفنی با خبرنگار پیک ایلام بیان کرد که نقص بینایی مانع پیشرفت و تکامل درسی‌اش نشده است و همپای انجام تکالیف مدرسه، در فعالیت‌های جمعی نیز موفق بوده است.

این دانش‌آموز در خصوص فعالیت‌های فوق برنامه خود گفت: فعالیت‌های گروهی و دسته‌جمعی مورد علاقه‌ام است و در جشنواره کشوری تئاتر معلولان سال گذشته مقام اول بازیگری را به خاطر نقش‌آفرینی در نمایش «رادیکال زندگی» کسب کرده‌ام.

حسینی دست یافتن به آرزوهایش برایش دور از ذهن نیست و عنوان کرد که با توکل بر خدا و تلاش و پشتکار به شغل آموزگاری که عاشق آن است دست خواهد یافت.


 
 
← صفحه بعد