نامه هایی به بهار
نامه اول
با سلام و عرض ارادت محضر بهارخانم، بانوی بزرگ فصل ها!
اما نه، می دانم که این جور احوالپرسی خوشایند تو نیست! دیگر باره و از نو می گویم:بهار جان! بهار عزیز سلام !
دوست دارم مثل خودت بی شیله پیله حرف بزنم!
بهار! آیا تاپ تاپ دلم را می شنوی؟
راستش را بخواهی، بی تابانه در حالی که آمدنت را به شمارش معکوس نشسته ام در گوشه ای از کنج دلم نیز غمی بی صدا و سوزناک شعله می کشد! آخر می دانی...
دو تا ماهی آکواریوم ام چند روزی بود که تنگی نفس داشتند و مدام در پی یافتن اکسیژن خالص، سر به سوی آسمان کوچک آکواریوم بلند می کردند، اما امروز وقتی از خواب بیدار شدم دیدم که تن شیشه ای طلایی و نارنجی شان، بی جان بر روی آب غرقه شده بود و دلتنگی ام به خاطر دیدن جای خالی از رد شنای آنها در آکواریوم است!
دیگر اینکه، سن سبزه ما به قد یک جوانه کوچک سفید است و رشد میلی متری آن ثابت مانده است. مادرم می گوید: عدس نپزی بوده است و غبطه می خورد که ای کاش! چون سال گذشته به بلندای تنک سبزه گندم دل، خوش می کردیم و سراغ عدس نمی رفتیم!
راستی! نکند گندم عمه جان هم مرغوب نباشد و از سمنوی سفره هفت سین مان هم خبری نباشد!
بهار عزیز! چه بگویم که لحظه دیدار نزدیک است و می ترسم پیشواز آمدنم در شان سخاوتمندی دستان سبزت نباشد!
راستی!سرکه را هم چاشنی ترشی زمستانی کردیم !
اما خوب می دانم که دل بخشایشگر مهربانت به کمکم خواهد آمد و در کنار سیب و سنجد هفت سینم ، سین های دیگر زاده خواهند شد!
سکه سفره ام را نیز از قلکم به عاریت خواهم گرفت!
اما من هم، باید قول صادقانه دهم که به شکرانه آمدنت، خوب بودن را سرمشق تمام روزهای سالی که فرا می رسد قرار دهم!
آیا زیباترین سین های سفره نوروزی را می توانم
جور کنم؟!
نامه دوم
سلام دوباره! باز هم مزاحم شدم!
می دانم بهار عزیز! هنوز یک چیزهایی درست نشده ، همه کارها را کردم، رخت ها و پرده ها را شستم، فرش های شسته شده را بر بام آفتاب گسترانیده ام، و همه جا مثل دسته گل شده، اما انگار ،نه انگار ....، می ترسم تنها سنم قد کشیده باشد و حقیقت وجودم در آن دوردست های فراموشی جا مانده باشد!
می ترسم تو بیایی و بی آنکه من بزرگ شده باشم! می ترسم بچگی ام را در کوچه و برزن های سادگی که عاشق شب عید و تحویل سال بود بی خبر جا گذاشته باشم !ای وای من! بهار جان !نکند سهم من از آمد و شد روزها،تنها یک دل بی حوصله باشد که نه بهارش را کاری هست و نه به خوشی های آن دلخوش!
بهار جان ! می فهمی؟! باید کمکم کنی ! مشکل خیلی جدی تر از عدس و گندم نپز سبزه و سمنوست !
بهار عزیز ! دلم، به داد دلم برس!
نامه سوم
دیشب تا خواستم سر بر بالین خواب بگذارم مرور حرفهایت خواب را از چشمانم می ربود! حرفهایت خوب و تفکر برانگیز بود!
خوب گفتی،تا چند روز دیگر تقویم کوچک جیبی ام عمرش به پایان می رسد و دیگر از او سراغی نخواهم گرفت، به ناگاه و بی اختیار صفحه صفحه تقویم را به دنبال نشانه ای از خودم می کاویدم، 365 روز،365 روز که هر روزش را می توانستم در قبال ثانیه هایی که از عمرم می گذرد، حرفی، سخنی، چیزی به یادگار بگذارم، اما هرچه گشتم نشانی از خودم در روزشمار نیافتم! حسرت روزهای از دست رفته، گریه ای بی امان را بر چشمانم جاری ساخت!
پس بهارجان! تو را به بارش های سخاوتنمدانه و بی چشمداشتت بر دشت های تشنه سوگند! سخاوت را بر من بیاموز!
بیاموز که سرمای زمستان را به شوق دیدن بهار تاب بیاورم!
بیاموزکه هفت سینم را بر روی سفره سپید بیرنگی و سادگی بگسترانم!
راستی! آیا ناهار ظهر اولین روز بهار امسال همانند سال های پیش، سبزی پلو با ماهی خواهد بود؟
و تو دعا کن که هیچ مرغی به آنفولانزا مبتلا نشود که لرزش تخم های رنگین با درکردن صدای توپ ، خاطره ای شیرین در دلهامان به یادگار بگذارد!
راستی بهار جان ! موافقی که باهم دعای تحویل سال را زمزمه کنیم ؟!
پس بسم الله:
یا مقلب القلوب و الابصار،یا مدبر الالیل و النهار ، یا محول الحول و الاحوال ،حول حالنا الی احسن الحال...
آیین های اصیل نوروزی را بدون تحریف به آیندگان انتقال دهیم
جشن های باستانی نوروز برای اغلب مردمان ایران زمین تداعی گر مفهوم عبور از سال گذشته و گام نهادن به سال نو است ، و بیان این تعریف ساده از واژه " نوروز"، در میان کودکان و نوجوانان بسیار رایج است.
**کودکان از نوروز می گویند
پارسا تنهایی دانش آموز کلاس چهارم در پاسخ به سوال عید نوروز چه عیدی است، گفت: نام یکی از عیدهای ماست که در آن به ما عیدی می دهند و عید نوروز سیزده روز تعطیل هستیم.
این کودک بهترین عیدی ای که تا کنون دریافت کرده را مبلغ 10 هزار تومان بیان می کند. هرچند به زعم پارسا، روز چهار شنبه سوری سیزده بهمن است اما به ترقه بازی در این روز و همچنین دید و بازدید های ایام نوروز علاقه مند است و دعا می کند که سال دیگر معدلش بیست شود.
سوگند داوری دانش آموز 10 ساله در تعریف عید نوروز، ضمن اشاره به تعریف ساده نوروز- پایان سال و شروع سال بعد - از برگزاری جشن های مخصوص این عید یاد می کند. او آرزو دارد که سال جدید، سال تحصیلی خوبی برای همه بچه های ایران باشد.
مهدیارعبدالهی دانش آموز کلاس چهارم، به آداب و رسومی مانند دیدن اقوام، تبریک گفتن و چیدن سفره هفت سین علاقه مند است ومعنای هفت سین برای او،تحویل سال جدید و خداحافظی با سال قبل است.عیدی گرفتن نقدی برایش لذت بخش است و طعم ترشی سماق را بر دیگر سین های سفره نوروزی ترجیح می دهد.
رضا دارسنج ، کودک ده ساله ایلامی نیز عید نوروز را همان سال جدید می داند و عیدی 50 هزار تومانی سال گذشته هنوز در خاطرش شیرین مانده است.
دارسنج می گوید: یکی از آداب و رسوم نوروز "تبریک گفتن" است برای او، هفت سین تداعی گر واژه هایی که با حرف سین شروع می شوند، است. وی به سیر هفت سین علاقه دارد و چهارشنبه سوری را روز ترقه بازی معرفی می کند.
اما به راستی منشا و هویت آداب و رسوم باستانی چیست؟ چه کسانی و با بهره گیری از چه راهکارهایی می توانند در انتقال این میراث کهن به آیندگان نقش کلیدی ایفا کنند؟ کودکان دراین انتقال از چه جایگاهی برخوردار هستند؟
** جشن های اصیل نوروزی را می توان با به کارگیری روش های هدفمند، تبیین و معرفی کرد
علی اشرف صندوق آبادی، مدیر کانون پرورش فکری کودک و نوجوان استان ایلام در پاسخ به سوال ریشه و خاستگاه نوروز گفت: بنا بر برخی روایات، جشن های نوروز در زمان های مختلف در طول سال برگزار می شده است . یعنی گاه در آغاز پاییز و گاهی دیگر در روز اول بهار.
وی افزود: اما بر ایرانی و باستانی بودن این جشن ها در اقوال تاریخی تاکید بسیار است. و قریب به یقین ،نوروز اغلب در فصل بهار و آغاز فصل کاشت و کشاورزی بوده است.
صندوق آبادی در ادامه در خصوص نقش نهادها در انتقال و تفهیم درست آیین های نوروزی گفت: نهادهای فرهنگی باید تلاش کنند که از برد بالای تاثیرگذاری جشن های نوروزی در راستای ارتقاء فرهنگ ایرانی –اسلامی بهره جویند.
وی اضافه کرد: در این میانه نقش کودکان و جوانان امروز به عنوان سکانداران عرصه فرهنگی- اجتماعی آینده کشور، بسیار چشمگیر است، پس باید کوشید که این نسل را با آداب و رسوم اصیل ایرانی مانوس کرد.
مدیر کانون پرورش فکری ادامه داد: با به کارگیری روش های هدفمند در قالب برگزاری جشن ها و مراسم اصیل نوروزی ،علاوه بر شورآفرینی و تقویت نشاط عمومی در جامعه، باید شرایطی فراهم آورد که برای جوان امروزی، جلوگیری از تحریف آداب و رسوم ایرانی – اسلامی به عنوان یکی از اولویت های فعالیت فرهنگی مد نظر وی قرار گیرد.
صندوق آبادی تاکید کرد: ایجاد این تعلق خاطر و همبستگی ، همدلی بین نسل ها را افزایش می دهد.
مدیر کانون پرورش فکری کودک و نوجوان خاطرنشان کرد: کودک امروزی نباید چهارشنبه سوری، برایش تداعی گر آتش فروزی های خطرناک و ترقه بازی باشد. خانواده ها به موازات نهادهای فرهنگی باید تلاش کنند که مانع تغییر و تحریف آداب و رسوم اصیل شوند.
وی ابراز امیدواری کرد و گفت: با اجرای برنامه های فرهنگی مخاطب محور ،می توان به رواج و نهادینه سازی آداب و رسوم ایرانی اسلامی دست یافت.
نوروز، تیتر یک
نوروز یکی از کهن ترین جشن های به جامانده از دوران باستان است. نوروز ، پیشانی سال نو است. درباره پیدایش جشن فروردین یا جشن بهار افسانه های بسیاری نقل شده است، هرچند برخی از جنبه های آن اساطیری است؛ اما بیشتر محققان بر قدمت طولانی و آریایی بودن آن یقین دارند. نوروز به سبب طولانی ترین جشن ایرانیان و همراه بودن آن با مجموعه ای از مراسم ها و سنت ها به عنوان پرمایه ترین جشن ها ی اصیل مورد توجه و علاقه عام و خاص است.
**نگاه مردم شناسانه به جشن ها و آیین های باستانی
نورالدین محسنی، کارشناس ارشد مردم شناسی آداب و رسوم باستانی را به عنوان عناصر اصیل فرهنگ سنتی دارای قدمتی به بلندای تاریخ ایران است معرفی می کند.
وی در پاسخ به سوال عوامل تاثیر گذار بر تغییر شکل و یا کارکرد رسوم باستانی گفت: گذر زمان و زندگی پیشرفته و شتاب آلود ،بسیاری از جنبه های زندگی معنوی و فرهنگی جوامع را تحت تاثیر و تغییر قرار می دهند و متاسفانه از این فرایند تحول، آداب و رسوم باستانی نیز در امان نیستند.
وی در ادامه با اشاره به تغییرات ایجاد شده در آیین های نوروزی افزود: این آیین ها در مقایسه با گذشته دچار تغییر و تحولات گسترده شده اند .
محسنی تصریح کرد: از مجموعه آیین های باستانی نوروزی ایران، جز تعداد انگشت شماری، اغلب آن ها، دیر زمانی است که در اثر تندبادهای نواخته شده بر پیکر ایران تاریخی، از یاد رفته اند و ازآن ها جز در نوشته های کهن، نشانی نیست و یا دست کم، در بهترین حالت، به صورت محلی و درشکلی متفاوت، به حیات کم فروغ خود ادامه می دهند.
این مردم شناس با ابرازنگرانی گفت: با ادامه این روند، بیم آن می رود که این حلقه های اتصال ما به گذشتگان و هویت اصیل ایرانی مان از بین بروند.
محسنی حفظ و حراست و انتقال آیین های باستانی تحریف نشده نوروز به آیندگان را وابسته به مشارکت تمام نهادهای اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی کشور دانست و اظهار کرد: در این به موازات مشارکت طلبی مردم ،نقش نهادهایی مانند میراث فرهنگی ،اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ،بنیاد ایران شناسی و سازمان تبلیغات بیشتر و چشمگیر تر است.
وی افزود: نباید از نقش دانشگاه ها و مراکز علمی و پژوهشی در انجام تحقیق های عمقی غافل بود.
این مردم شناس با تاکید بر کاربرد تحقیقات عمقی در ریشه یابی و اسطوره شناسی فرهنگ و آیین های باستانی خاطر نشان کرد: این نوع تحقیقات می توانند اطلاعات و آگاهی های دقیق و سودمندی را در دسترس نسل جوان کشور قرار دهند که با تحقق این مهم ، پیوندی ناگسستنی میان فرهنگ دیروز، امروز و فردا ایجاد می شود و ثمره بنای این پل، انتقال درست فرهنگ و آیین های باستانی و رونق حرکت های فرهنگی خواهد بود.
محسنی در پاسخ به سوال تاثیر جهانی شدن بر آداب و رسوم باستانی و فرهنگ عامه گفت: فرایند جهانی شدن فرهنگ و کلیه عناصر فرهنگی یک جامعه را در معرض تاخت و تاز فرهنگ بیگانه قرار می دهد
وی معتقد است که مبارزه با فرهنگ مهاجم از دو راه امکان پذیر است، راه اول اینکه با گرفتن عناصر سودمند و با ارزش فرهنگ مهاجم و بومی کردن آن عناصر بر اساس انگاره های فرهنگی جامعه خود گام برداریم و یا با باز گذاشتن مرزهای فرهنگی خود در مقابل فرهنگ غیر خودی، انگاره های اصیل فرهنگی و آداب و رسوم ارزشمند خود را در دام تغییرنادرست،استحاله و حتی نابودی گرفتار سازیم.
این مردم شناس راه نخست را بخردانه ترین راه خواند و اضافه کرد: اما انتخاب راه دوم، رشته های پیوند میان جامعه و فرهنگ آبا و اجدادی را از هم می گسلد و سرانجام اتخاذ این روش، بی هویتی جامعه و پناه بردن مردم به فرهنگ بیگانه است.
** آیین های نوروزی از گردش طبیعت نشات می گیرند
نورالدین محسنی کارشناس ارشد مردم شناسی، ویژگی های مردم شناسانه آیین های نوروزی را چشمگیر خواند و گفت: شخصیت "حاجی فیروز " از نگاه یک مردم شناس به عنوان یک پیک نوروزی با جامه ای سرخ رنگ تعبیر می شود.
این مردم شناس با بیان این نکته که دایره زنگی نواختن حاجی فیروز سیه چرده و به رقص درآمدن وی در معابر و خیابان ها، هرچند اغلب نوید استقبال از بهار را برای مردم تداعی می کند، اما با این وجود هنوز ریشه شکل گیری این شخصیت نامعلوم است.
وی افزود: اما در اغلب متون، سرخ رنگ بودن لباس حاجی فیروز را نشانه ای از نشاط بخشی این رنگ می دانند.
اما اعتقاد برخی محققان در مورد انتخاب رنگ صورت و پوشیدن لباس سرخ، بر این است که این انتخاب خود نمادی از یک تحول عظیم طبیعی است. این که بهار شکوفه های سرخ را در میان سیاهی سرما ارمغان می آورد، الهامی برای طراحی صورت و لباس حاجی فیروز است. صورت سیاه شده وی نمادی از سیاهی سرمای زمستان است و لبان و لباس های سرخش نمادی از بهار که بر پیکره این سرما می نشیند و حرکات و آواز خوانی اش نیز دلیلی بر همین ادعاست. گویا این کار در قدیم به عهده غلامان سیاه بود که به علت طرز تلفظ ناقص و نامأنوس واژه هاست و طبع شادی طلبشان، مردم را به خنده و شادی و امید وا می داشتند.
و برخی دیگر از اسطوره شناسان می گویند: نام حاجی فیروز شاید برگرفته از نام هایی که اربابان بر غلام سیاهان خود پس از خریداری می گذاشتند باشد و لقب حاجی به سبب همراهی این غلامان با اربابان شان در سفر حج و نائل شدن به سفر حج توجیه و تبیین کرده اند.
محسنی رسم غبارروبی و گردگیری از در و دیوار خانه را مظهر و نمادی از راندن ارواح خبیث از محیط زیست خواند و تاکید کرد: زدودن آلودگی، سیاهی و پلشتی از فضای خانه در فراگشت سال کهنه به سال نو، همان رسم خانه تکانی نوروزی است.اعتقاد بر این است که به دنبال خانه تکانی، فضای پاکیزه خانه در آستانه نوروز برای استقبال از بهار و یا به نقل از برخی محققان برای روان مردگان مهیا می گردد.
رضا شعبانی مولف کتاب آداب و رسوم نوروزی بر این عقیده است که رسم خانه تکانی می تواند اشاره ای به آیین های مربوط به آغاز سال که معمولا با تکراری از آشفتگی و سپس نظم نخستین جهان همراه است باشد.
استاد غلامحسین زرین کوب معتقد است که خصلت تکرار شوندگی آیین های نوروزی بیانگر پیکار همواره میان نور و ظلمت است و از همین رو حفظ و معرفی این مراسم ها به عنوان یکی از غنی ترین میراث شفاهی و معنوی ایران اسلامی است و همانا منبع اصلی هویت فرهنگی جامعه ایرانی را تشکیل می دهد.
محسنی در پاسخ به سوال زمان و منشا شکل گیری مراسم چهار شنبه سوری گفت: این جشن یکی دیگر از رسم های کهن ایرانیان در نوروز بوده و هنوز هم در اغلب نقاط کشور رواج دارد.
وی افزود: چهارشنبه آخر سال ،قبل از غروب آفتاب ،هر خانواده ایرانی بر پشت بام و یا حیاط خانه خویش آتشی مهیا می کند و از روی آن یه بار اعضاء خانواده می پرند.
وی افزود: اعتقاد ایرانیان بر این است که با پریدن از روی آتش، بیماری ها از تن می زدایند و زردی ناشی از کسالت را به آتش و سرخی هرم آن را به درون خود انتقال می دهند.
اما دکتر محمود روح الامینی در مورد مراسم چهارشنبه سوری معتقد به تغییر در شکل اجرای آن است.
وی می گوید: چهار شنبه سوری به این شکل بعد از اسلام به وجود آمده است. چهار شنبه سوری جایگزین جشن سوری پیش از اسلام شده است.
این مردم شناس در تشریح جشن چهارشنبه سوری بیان می کند: سه روز آخر سال این جشن برگزار می شده است. ایرانیان باستان با وجود روشن کردن آتش در روزهای جشن ، به سبب احترام و علاقه زیاد به آتش آن را هرگز لگد نمی کردند و چراغ ها را هم می شکستند.
محسنی پهن کردن سفره هفت سین در هنگام تحویل سال را یکی دیگر از رسم های کهن ایرانیان خواند و گفت: شاید علت انتخاب عدد هفت، قداست و بار معنوی این عدد در ایران باستان است.
وی افزود: علت انتخاب حرف " سین" آغاز سپنتامینو و به معنی امشاسپند است و این حرف به سبب بار موسیقی لطیف و نرم و همچنین تلفظ ملایم آن شادمانی و سرور را به ذهن متبادر می سازد.
این مردم شناس با اشاره به سین های هفتگانه سفره نوروزی خاطر نشان کرد: تمام سین های سفره نوروزی ، تداعی گر بالندگی، زایش ، خردگرایی و سنجیده عمل کردن است.
** ثبت جهانی جشن های نوروزی، می تواند ندای صلح جویی را در جهان تکثیر کند
این مردم شناس ثبت جهانی جشن های نوروزی را فرصتی مغتنم برای کشورهای عضو آن خواند و گفت: این امتیاز می تواند برای کشورهای عضو آن بستری مناسب فراهم آورد که به وسیله آن بتوانند فرهنگ، آداب و رسوم آیین های خاص نوروزی را به دیگر کشورها در سطح جهان منتقل کنند.
محسنی با اشاره به ثبت جشن های نوروزی در کشورهای ایران، هند، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان، پاکستان و ترکیه، گفت: این کشورها باید با بهره مندی از امتیاز این ثبت تلاش کنند که علاوه بر صدور ارزش های والای فرهنگی کشور خود، از بعد اجتماعی، سیاسی و مذهبی نیز به همدلی و نزدیکی دول و ملل منطقه یاری رسانند.
وی با تاکید بر اهمیت بعد اقتصادی ثبت جهانی آیین های نوروزی افزود: می توان به موازات تبلیغات درست و برپایی جشن های ماندگار و اصیل نوروزی، رونق صنعت گردشگری و افزایش تعداد توریست در ایام نوروز را برای کشورهای عضو به ارمغان آورد.
این مردم شناس تصریح کرد: در صورتی که سیستم سیاسی حاکم بر کشورهای عضو در راستای تعامل سازنده دوستی های پایدار گام برمی دارد می توان امیدوار بود که حاصل ثبت جشن های نوروزی، حتی در سطح جهان نیز به بار بنشیند.
محسنی در پایان با لحنی نوید بخش گفت: امید است با بهره گیری از امتیاز ثبت جهانی جشن های نوروزی ،فراخوان جهانی مهروزی کشورهای عضو، در دنیا طنین انداز شود و با تکثیر منش طرد بداندیشی، ناپاکی و دشمنی، مرام نامه ای صلح آمیز به تمام جهان صادر کرد.
به امید آن روز...
دل را آیینه سازیم و به استقبال بهار برویم
قطره های باران روزهای پایانی اسفند ماه هرچند به تقویم زاده زمستانند ، اما همسایگی آنان با نسیم بهاری و زایش دوباره طبیعت ، طراوت افزایند و آن هنگام که این رحمت الهی با شعف مردمان زاگرس نشین ایلام در به پیشواز رفتن سال نو همراه می شود ، ترنم بوی بهار خوشتر در شهر می پیچد.
تمام شهر را مهیای آمدنش می سازیم و خوش داریم که تا قبل از گام نهادن به سال جدید ،تمام ناپاکی های ظاهری درها و دیوارها شسته شده اند و مثلا ، با خیالی آسوده به سال بعد وارد می شویم .
اما به راستی با زدایش خانه های سنگی ، خانه شیشه ای دلها نیز پاکیزه می شود و در آستانه سال نو ، برای خانه تکانی دل چه کرده ایم؟
مریم بانوی 28 ساله ایلامی که ایستاده بر درگاه مغازه ای در حال تماشای تشت انبوه ماهی های قرمز است ، می گوید : دوست دارم قبل از ورود به سال نو دلم را از هرگونه کینه و خشم تهی سازم ، اما گاه بعضی کدورت ها که گوشه ای از دلم را سوزانده است به من اجازه فراموشی نا مهربانی هایی را که دیده ام نمی دهند .
وی گفت : امیدوارم با دلی آرام و خالی از هرگونه کینه ، با سالی که در حال پایان است وداع کنم ، دعایم این است که سال بعد بدی و نامهربانی در دلم راه نیابد.
علی غنمی 43 ساله ، اهل تنکابن است که یک سفر کاری ، اکنون او را میهمان شهر ایلام کرده است.
او هم در خصوص چگونگی مهیا سازی دل برای ورود به سال نو می گوید : همانگونه که مشتاقانه به گردگیری اسباب و اثاثیه منزل در آستانه سال نو می پردازیم، باید بخواهیم دل هامان نیز از ناپاکی ها و زشتی ها رهیده شود .
غنمی افزود : اگر حتی خانه هایمان عاری از هر گونه گرد و غبار باشد اما با دلی غبارآلود وارد سال نو شویم، یقین دارم که سال بعد همان غبار بر دل مانده و کهنه ، آرامش را از ما و زندگی مان خواهد ستاند. پس همزمان با ورود به سال نو همه چیز را باید نو خواست و از نو ساخت!
فریبا مهرابی ، بانوی خانه دار ایلامی نیز در تشریح ضرورت خانه تکانی دل در آستانه سال نو گفت: دل باید مامن یاد و نام خدا باشد و هرگاه زشتی در آن وارد شود ، نام خدا کم رنگ می شود.
به اعتقاد او باید تلاش کرد که با خدا بیشتر مانوس شد و زدایش دل از کینه و ناپاکی اولین گام نزدیکی با خداست.
وی افزود : سال نو چه خوب زمانی است که همزمان با خوانش دعای تحویل سال از او بخواهیم که ما را متحول سازد.
می خواهم نظر یک کارشناس و متخصص را نیز در خصوص خانه تکانی دل جویا شوم ،اما به نظرم هر چند از یک سو کار دل و شکنندگی آن را نمی توان در قالب مباحث نظری به تحلیل دقیق نشست اما از دیگر سو، به سبب نزدیکی آن با درون هر فرد، می توان همدلانه با آن به گفت وگو نشست .
مثلا یک کارشناس گفت : خشم، کینه ، تند خویی و هر آن چه ناپاکی است، علاوه بر اینکه صبوری را از فرد می ستاند بلکه حتی به مرور زمان به تیرگی درون آدمی منجر می شود. پس اول بخواهیم که خشمگین نشویم و بعد با در پیش گرفتن راهکارهایی دل را به آرامش برسانیم.
آری این همان حرف دل تمام آدمیان است بخواهیم که بشود.
پس همه با هم و در هر کجای ایران عزیز بر سر سفره های هفت سین می نشینیم ، دست های دعا را به سوی آسمان برگشاییم و با هم بخوانیم : یا مقلب القلوب و الابصار ،یا مدبر الالیل و النهار،یا محول الحول و الاحوال ،حول الحالنا الی احسن الحال.
عطر رازیانه شیرینی های محلی، هوای ایلام را معطر می کند
رم، رم، رم. این صدا برای کسی که منتظر چشیدن اتفاقات شیرین است، آشناست. کد بانوی ایلامی سخت مشغول کوبیدن چیزی در درون "چالگ میه کت " است . او می خواهد شیرینی محلی درست کند .
زیبا عبدالهی بانوی 46 ساله خانه دار، در خصوص معرفی شیرینی های محلی ایلام گفت: برژی برساق ، کله کنجی و شله کینه، جز شیرینی های محلی ایلام محسوب می شوند. البته ایلامی ها "شله کینه" را به سبب ارزش غذایی بالا، اغلب جایگزین یک وعده غذایی خود می سازند. این بانوی خانه دار ، مواد و روش تهیه شیرینی های محلی را اندک و ساده خواند و گفت : شیرینی" کله کنجی " از آمیخته "زی" یا خرمای خشک و کنجد تهیه می شود. او افزود : سخت ترین بخش تهیه این نوع شیرینی ، کوبیدن این دو مواد در "چالگ میه کت" است که اکنون نیز به سبب رهایی از این سختی ، برای کوبش و مخلوط کردن خرما با کنجد از چرخ گوشت استفاده می شود.
عبداللهی بر این نظر است که استفاده از وسیله کوبش سنتی در تهیه شیرینی" کله کنجی" به خوب عمل آمدن و روغن انداختنن کامل این شیرینی کمک می کند.
این خانم خانه دار در خصوص مراحل تهیه شیرینی کله کنجی افزود : پس از جدا سازی هسته های زی ( خرمای خشک) و بو دادن کنجد، مرحله کوبش آن فرا می رسد و این کوبش تقریباً به مدت حداقل یک ساعت صورت می گیرد .
وی بیان کرد: پس از مخلوط شدن کامل و بدست آمدن خمیری سفت و چرب ، گلوله های کوچکی از آن برداشته می شود و اغلب با شکل دادن دستی به کله کنجی ها _ اغلب گوی ای شکل_ در ظروف دلخواه تزیین و چیده می شوند.
زیبا عبداللهی فواید " کله کنجی" را در انرژی زایی و فاقد چربی های زاید آن می داند.
فاطمه رحمتی آموزگار بازنشسته ، شیرینی "بژی برساق " را شیرینی محلی با طعم خاص چاشنی و ادویه های معطر معرفی می کند.
این بانوی 45 ساله، در بیان مواد اولیه این شیرینی گفت:" بژی برساق" مخلوط آرد و آب جوش یا شیر و تخم مرغ به همراه چاشنی های زیره، رازیانه، زردچوبه ، زعفران، دارچین و مقداری نمک است .
فاطمه رحمتی افزود: طرز تهیه خمیر "بژی برساق" روش و قلق خاصی دارد، ابتدا خمیر را با شیر و مقداری آب و روغن ورز می دهند تا جایی که به دست نچسبد. وی گفت: استفاده از روغن مایع در تهیه خمیر، به ترد و پفکی بودن شیرینی کمک می کند و مانع زود خشک شدن "بژی برساق ها" است .
این آموزگار بازنشسته، مرحله پایانی تهیه "بژی برساق" را سرخ کردن معرفی کرد و گفت : کمی از خمیر را برداشته و با دست به شکل کوفته یا پیراشکی در می آوریم و در روغن سرخ می کنیم و سپس هر "بژی برساق" را که مرحله سرخ آن به پایان می رسد، قبل از سرد شدن در شکر یا خاکه قند می غلطانیم و در ظروف مخصوص شیرینی چیده و تزیین می کنیم.
فخریه شمسی مادر بزرگ 68 ساله ایلامی "شله کینه" را یکی دیگر از شیرینی های پر انرژی ایلام معرفی می کند.
وی گفت: از ترکیب آرد و آب جوش خمیری آبکی تهیه می شود. سپس به خمیر آبکی رازیانه ، زیره ، کمی زعفران و نمک اضافه می کنیم و پس از ساعتی خمیر که ور آمد ، آماده پخت می شود.
این مادربزرگ در خصوص ظرف پخت این شیرینی گفت: روش نخستین و قدیمی پخت این نوع شیرینی، استفاده از ساج است. ساج ، همان ظرف شبیه سینی محدب است که اغلب جنس آن چدن یا آهن است.
فخریه شمسی در خصوص چگونگی استفاده از ساج بیان کرد: این ظرف را بر روی آتش هیزم و ذغال قرار می دهند و پس از داغ شدن کامل، خمیر نان و یا شیرینی بر روی آن پهن می شود. پس از پخته شدن یک سوی خمیر ، آن سوی دیگر را برای پخت بر روی آن قرار می دهند.
این مادربزرگ اظهار کرد: نان نازک به دست آمده بر روی ساج و یا درون ماهی تابه، در ظرف گود یا قابلمه قرار می دهند و نان داغ را با مخلوطی از" رین دان" یا روغن حیوانی و شکر فراوان آغشته می کنند. البته برخی از مردم به جای شکر از" دوشاو" یا شیره خرما استفاده می کنند. در این مرحله "شله کینه" آماده سرو است.
شمسی ارزش غذایی این نوع شیرینی را که گاه به عنوان وعده غذایی مصرف می شود، بسیار بالا می داند و می گوید : هر چند پزشکان امروزی استفاده زیاد از چربی را مضر می دانند، اما به نظرم، چربی روغن حیوانی زیانش کمتر از روغن های جامد امروزی است.
وی در پایان، مصرف در حد اعتدال "شله کینه" را برای کودکان و نوجوانان، شیرینی و غذایی سالم و مقوی خواند.
ملیحه عبدالهی، بانوی 59 ساله ایلامی، شیرینی "گرده " را یکی دیگر از شیرینی های محلی ایلام خواند.
وی با بیان اینکه گرده ، حاصل پخته شدن خمیری خشک از مواد اولیه شیر ، آب کمی شکر و زردچوبه بر روی خاکستر زغال است، افزود: آن هنگام که زبانه آتش هیزم فروکش کرد و بر روی زغال سوزان آن ،خاکستری سنگین نشست، ابتدا زغال را با دمیدن نفس، عاری از خاکستر می کنیم و بعد مقداری از خمیر را برداشته و به شکل بشقاب مسطحی در آورده و بر روی زغال می نشانیم و چون برشته شد آن سوی دیگر آن به زغال سپرده می شود.
وی گفت: پخت این نوع شیرینی، اغلب در شب چله اتفاق می افتد و رسم دیرینه ایلامیان این بود که در میانه خمیر" گرده"، خرمهره ای پنهان کنند و چون پخته شد، مادربزرگ خانواده آن را در بین اعضاء و میهمانان تقسیم کند. خرمهره نصیب هر کسی می شد، اعتقاد محلی این بود که آن فرد خوش شانس، زندگی اش، برکت و نعمت خواهد یافت.
و هنوز ، تصور عطر شیرینی های محلی ایلام در ذهنم، پیچیده است و هر گاه که از کنار قنادی های شهر عبور می کنم، در این اندیشه ام : نکند جلوه گری رنگین و بی رحم شیرینی های شهری، عطر رازیانه را از شهر ایلام دور کند،
و یا نکند که ...
راهداران، نوازشگران برف اند
زوزه باد، آرامش برف را بر هم می زند. دانه های بلوری برف چون بر گونه های یخ زده شان می نشیند برودتی بی رحم را بر تمام تن شان می نشاند.
لباس های نارنجی رنگ شب نمایی شان در دل تاریکی شب پیداست. گروهی از آنان بی توجه به آمد و شد ماشین ها، نمک بر برف می پاشند و با پارو برف کناره جاده را می روبند و کمی آن سوتر، درست آن جایی که جاده به پرتگاه دره نزدیک می شود و انباشت برف مانعی بر نمایان شدن خطر سقوط است مردانی نارنجی پوش ، پرچم های سرخ رنگ شب نمایی شان را در حال اهتزار نگاه داشته اند و گاهی از شدت سرما" هایی" بر دستان یخ زده می کنند و بعد به ادامه ماموریت خویش می پردازند.
جاده کوهستانی، رخت سفید بر تن کرده است. ماشین های برف روبی در حال گشایش مسیر جاده اند و راهدارها پردلهره اما مسلط به کار خویش با لودرهای مخصوص برف را در آغوش می گیرند و میهمان یخی را به سویی که تن شیشه ای اش را گزندی از سختی چرخ ماشین ها و یا گام های مسافران نرسد، هدایت می کنند.
راهداری که صورتش را با شال پوشانده است خودش را علی اصغر... ... و 47ساله معرفی می کند و می گوید: 13سال است که بیشتر روزهای زمستان را دل کوه ها و درآغوش برف می گذرانم. وی به شغل خود شغلی نه فقط برای درآمد، بلکه به عنوان عملی خیرخواهانه نگاه معرفی می کند و می گوید: راهدار باید به کارش علاقه مند باشد چرا که کرختی ناشی از برودت سرما در دل جاده ها را تنها می توان با هرم گرمای حس دیگرخواهی بر خود هموار ساخت، نه هیچ چیز دیگر.
علی بیانی ، راننده ماشین برف روبی است. وی 39سال دارد و صاحب دو فرزند است .
این راننده می گوید: اغلب روزهای فصل زمستان در حال آماده باش هستیم و بارش سنگین برف، ناخودآگاه ما را به سوی جاده های برفی می کشاند.
وی در ادامه با تاکید بر شرایط سخت شغلی راهداران می گوید: اگرچه برف جاده های پرپیچ و خم کوهستانی را رویایی می کند اما در پس این زیبایی، ممکن است بارش سنگین و لغزندگی جاده در صورت عدم پاکسازی به موقع، با وقوع اتفاقات ناخوشایندی تن برف گلگون سازد.
وی با گفتن این جمله که " راهدار باید از خودگذشگی مرامش باشد" سرش را از فرط خستگی بر روی دستانش که بر روی فرمان ماشین حلقه کرده است می نهند و بعد از چند ثانیه ای با شنیدن صدای نفس های خوابش، به این فکر فرو می روم که چه حس عجیبی در درون راهداران نهادینه شده است که در اوج بی خوابی و کوفتگی ، بیداری را با چشمان خسته هم آغوش می سازند وانگاه که با گشایش راه جاده ها، مجالی بری دیدن سرور شادی مسافران فراهم می شود آن ها را دیگر سوی چشمی برای تماشاگری نمی ماند و خواب شیرین آن ها را با خود به آن دوردست ها می برد و با نهایت تاثر ، گاه برخی از آنان نیز در میان همین جاده ها و از پی شکافتن مسیر تونل ها ، جان شیرین خود را از دست می دهند.
* استقرار 290نفر راهدار در گردنه ها و نقاط برفگیر
مدیرکل راه و ترابری ایلام می گوید: این استان ایلام دارای 45 محور برفگیر به طول یک هزار و 252 کیلومتر و 15 گردنه برفگیر به طول 204 کیلومتر است.
'رضا سلیمانی' بیان کرد: اکنون 290 نفر راهدار در قالب 28 گروه و با استفاده از 157 دستگاه ماشین آلات در گردنه ها و نقاط برفگیر استان مستقر هستند.
وی ادامه داد: این گروه های راهداری به محض بارش برف، اقدام به برفروبی، نمک پاشی و شن ریزی و پاکسازی محورهای ارتباطی می کنند.
سلیمانی افزود: خوشختانه گروه های راهداری استان ایلام با تلاش شبانه روزی خود همواره محورهای ارتباطی را در طول زمستان باز نگه می دارند تا مردم با خیال راحت در این محورها تردد کنند.
استان مرزی ایلام در غربی ترین نقطه جغرافیایی کشور واقع شده است و بیشتر محورهای ارتباطی این استان همواره در فصل زمستان لباسی سپیدی از برف برتن می پوشد.
بخار غذاهای زمستانی، بر روی شیشه پنجره ها یادگاری می نویسد
پخت غذاهای محلی در ایلام از جایگاه خاصی برخوردار است و بانوان این خطه کوهستانی، پخت غذاهای خود را متناسب با گردش فصول، تنظیم می کنند ، سرمای ناشی از کوهستانی بودن این منطقه ، آنان را به پخت غذاهای گرم ترغیب می کند.
بلورهای شیشه ای برف ، فرش سپیدی بر تمام شهر گسترانیده است و رخت سفید شاخه های درختان و تیرهای چراغ برق، بوم های چشم نواز نقاشی اند که چشم هر رهگذری را به خود خیره می سازند.
بخار برآمده از لوله های بخاری بر بام خانه ها و نفس های بخار زده عابران، حس سرما و برودت را به تصویر می کشند.
قدم های آهنگین رهگذران بر روی تن برف یادگاری می نویسد و مردمان زاگرس نشین ایلامی در هوای برف آلود زمستانی،اغلب به پخت سوپ و غذاهای گرم روی می آورند .
ملیحه عبدالهی ، خانه دار 59 ساله، در خصوص ویژی خاص غذاهای زمستانی شهر ایلام می گوید: غذاهای زمستانی ایلام از زمان قدیم تا کنون اغلب آش ها و سوپ های گرم است.
وی در ادامه در معرفی خاصیت غذاهای زمستانی می گوید: حبوبات ماده اولیه و اصلی اغلب غذاهای زمستانی این منطقه تشکیل می دهد و استفاده از چاشنی ادویه و فلفل سیاه نیز در اغلب آن ها مشهود است.که این موضوع در تقویت بنیه و همچنین گرما زایی دمای بدن موثرهستند.
این زن خانه دار ایلامی در ادامه، ویژگی مشترک تمامی غذاهای زمستانی این منطقه را ضد سرماخوردگی آن ها برشمرد و گفت: 'آش ترخینه' داروی موثری در درمان سرماخوردگی است. وی در بیان طریقه پخت' ترخینه' گفت: پس از پخته شدن ماش و لوبیا، کوفته های خشک شده ترخینه را که از قبل در آب جوش خیسانده شده اند را به آن ها اضافه می کنیم و پس از جا افتاندن و لعاب انداختن کامل ، در صورت تمایل به آن پیازداغ و و چاشنی های فلفل و ادویه افزوده می شود.
وی لعاب حاصل آمده را درتسکین و نرم شدن التهابات گلو موثر خواند.
عالمتاج ، کد بانوی 54 ساله ، زن خانه دار دیگری از شهر ایلام است. وی پخت 'شله امیری' در فصل زمستان را در بین اغلب خانواده های رایج می داند و می گوید: اغلب خانواده های ایلامی از 'ماش ' در پخت این نوع غذا استفاده می کنند، اما استفاده از 'عدس'درپخت این غذا در برخی خانواده ها رواج دارد.
پخت 'شله امیری' را ساده اما پرزحمت عنوان می کند: دو یا سه بار آب' ماش' پخته شده را از صافی می گذرانند و پس از جدا سازی کامل پوست 'ماش ' برنج را به آب اضافه می کنن و پس ازجاافتادن وپخت کامل، با اضافه کردن چشنی های پیاز داغ ، فلفل و ادویه پخت شله به پایان می رسد.
فرانک افراز، کتابدار 34 ساله ایلامی در معرفی غذاهای زمستانی این شهر گفت: ایلام به سبب کوهستانی بودن، همواره از زمستانی سرد برخوردار است و به همین سبب، مردمانش اغلب با بهره گیری از سبزی های خودروی کوهستانی که خاصیت زیادی در درمان بیماری ها دارند به پخت غذا می پردازند. وی ویژگی غذاهای زمستانی ایلام را تنوع دراستفاده از حبوبات و بهره گیری از سبزی های کوهی خواند وگفت : غذای 'پرشگه' یک غذای سنتی زمستانی ایلامی است که ماده اصلی آن از سبزی کوهی 'ترگ ' تامین می شود.
این کتابدار ایلامی، استفاده از آرد سفید و مقداری شکر در این نوع غذا را در افزایش میزان کالری و انرژی زایی این غذا موثر دانست و گفت: 'ترگ' سبزی خودروی بهاری مناطق حوالی کبیرکوه و مانشت است که دارای خاصیت درمانی است
وی این نوع سبزی را در کاهش طول درمان سرماخوردگی و آنفلونزا موثر می داند.
زینب محمدی، مادر بزرگ 64 ساله امیرآبادی 'تله سیه کنجی 'را یکی از غذاهای مقوی و گرما زای زمستانی ایلام خواند و گفت: این غذا با وجود سادگی در مواد و نوع پخت آن، اما از خاصیت بسیاری برخوردار است و اگر مقداری شکر به آن افزوده شود غذایی کامل و پرانرژی است.
سوزسرما و وزش باد ملایم، دانه های ستاره گون برف را بر روی صورت ها می نشاند و برودت برف ، ناخودآگاه رویای سوژه داغ غذاهای زمستانی را در ذهن به تصویر می کشد.
به راستی راز خلقت آدمی و گردش فصول چیست که هرتغییری درهستی، سازگاری و تطابق در این دو را نیز به دنبال دارد؟
نظرات ()