خواسته مردم ایلام:
«تشکیل دادگاه علنی مدیرعامل پتروشیمی و عوامل مرتبط»
خبر از پایتخت رسید: «مدیرعامل پتروشیمی ایلام به جرم اختلاس دستگیر شد.»
خوانش این تیتر جنجالی برای رسانه ملی شاید تنها اعلام یک خبر ویژه باشد اما برای ایلام و ایلامی بیانگر حکایتی دردناک است. شرکت پتروشیمی ایلام که از هشت سال پیش، چشم امید مردمان این دیار را برای به بارنشینیاش به خود خیره نگاه داشته است، اکنون با شنیدن این خبر بهت زده و حیران میکند چشمها غمزده و گریان به هر سو نظر میافکنند که مگر چگونه میشود اختلاس به این گستردگی و با رقم بالا اتفاق بیفتد و مسئولان قضایی و اجرایی شهر را خبری نرسد؟ مگر چه سیستم حفاظتی بر شرکت حاکم بوده است که آنان را بر چگونگی گذران وضعیت امور شرکت بیخبر نگه داشته اشت؟ چرا علیرغم جذب اعتبارهای فراوان از سال 81 تاکنون که پیشرفت 70 درصدی پالایشگاه منطقی و قابل پیشبینی بود اکنون تنها 30 درصد پیشرفت داشته است؟ چرا پیشرفت کُند وضعیت پالایشگاه، انگیزهای را در مسئولین اجرایی، قضایی و حفاظتی استان جهت جویا شدن و آسیبشناسی علت آن از مدیر عامل پتروشیمی ایجاد نکرد؟ چرا اعتراض هر از گاه کارگران پالایشگاه درخصوص تأخیر و یا عدم دریافت حقوق ماهیانهشان، تلنگر و زنگ خطری برای بیداری مسئولین استان نبود و چرا به صورت جدی و پیگیر به داد دل آنان گوش فرا داده نشد؟ چرا نباید در سیستم قضایی این شهر، بررسی اتهامات فراهانی مورد بررسی قرار نگیرد؟ مگر موشکافی و بررسی دقیق این اختلاس بزرگ، نیازمند بازپرسی از عوامل و افراد متعدد که گاه ممکن است به صورت غیر مستقیم در این اختلاس دست داشتهاند و یا به شیوهای در ایجاد و یا مخفی ماندن آن مؤثر بودهاند نیست؟ آیا نباید تمام افراد درگیر در این اختلاس، بدون هیچ ملاحظهای به پای میز محاکمه کشیده شوند؟
هان ای مسئولین قضا و قانون! اینک صدای مردم ایلام را میشنوید: ایلام، مرزدار و مرزنشین هشت سال دفاع مقدس اکنون زخمدار و مجروح این اختلاس دردناک است! ایلام امید داشت که پس از دوران جنگ، مسئولین به پاس آن همه بردباری و جانفشانی، مرهمی بر زخمش باشند و روز به روز به عمران و آبادانی ایلام و ایلامی همت گمارند؛ اما اکنون پس از 20 سال هنوز، محرومیت از در و دیوار استان میبارد، کسی را ندیده است که به حقیقت برای او دل بسوزاند. ایلام همیشه دل چرکین از کسانی است که به آن، چون سکوی پرتاب نگاه کردهاند و اغلب بیتوجه به کژیها و کاستیهای بسیار شهر، تنها به میز و جیب خود مشغول بودهاند و پس از بستر سازی جایگاه و پُست بالاتر و اطمینان از لبریزی جیب خود از پولهای به ناحق اندوخته شده، ایلام را با همان دردها و غمها به مقصد دیاری بهتر از اینجا، ترک میکنند و حکایت این اختلاس نیز خود دردی استخوانسوز است. ایلام میخواهد که نمایندگان مجلس در اطلاع رسانی لازم و بدون سانسور در این زمینه به مردم کوتاهی نکنند و در پیگیری و بررسی بیملاحظه و دقیق تمام زوایای پنهان و پیدای این فساد اقتصادی کوشا باشند. همانا برخورد و تیغ عدالت و قانون مسئولین قضا و اجرایی ایلام و کشور بر اختلاسگران، شاید بتواند ارج گذار لااقل ذرهای از دریای فداکاری مردم این شهر باشد.
تشکیل دادگاهی علنی درخصوص بررسی اتهامات مدیرعامل شرکت پتروشیمی استان ایلام و عوامل وابسته به آن، خواسته مردم ایلام است.
آیا حتی در صورت محکومیت عوامل این اختلاس بزرگ و بی سابقه ، کسی می تواند خسارت فرصت های طلایی شغلی جوانان این دیار را که با این اقدام خائنانه از دست رفته اند را جبران نماید؟
آیا به محض رو شدن دستان خائن اختلاسگران و در این برهه زمانی حساس، استنتاج برخی از مسوولین کشوری که" ایلام را چه به پالایشگاه پتروشیمی" غیرمنصفانه و فرافکنی سیاسی نیست؟
اما و آیا های بسیار دیگر...
آیا دادخواهیِ ایلام مال و جان باخته را، قانونگذاران وِقعی خواهند نهاد؟!
نظرات ()