دلنوشته های...

و اکنون سفری در راه است
نویسنده : مهین داوری - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠
 

گزارش روایی پیش از حضور دولت در ایلام

'و اکنون سفـری در راه است'

در و دیوار شهر ایلام روایتگر داستان سفری است که زمزمه فرارسیدنش از چندی پیش در شهر پیچیده بود، فردا انتظار به پایان می رسد و هیات دولت برای بار چهارم به ایلام سفر می کند.

گزارش پیش رو برشی از مقدمه های سفر در یکی از دستگاه های اجرایی ایلام است:

*صبح سه شنبه 6 دی ماه 90 شهر ایلام

سواره مسیر غرب به شرق بلوار امام خمینی (ره) را به سمت مقصدی که آغاز 'راه ' است می پیمایم و در طول مسیر حرکتم، مرور ذهنی سوژه گزارش تنها گزینه ای است که آستانه تحملم را پشت چراغ قرمزها بالا می برد و یاری ام می دهد که از شنیدن بوق های بی مورد برخی از سرنشینان خودروهایِ ازدحام زده کلافه نشوم.

'میدان مادر' را به سمت ضلع شمالی آن دور می زنم و بعد وارد بلوار مصلی می شوم، کمی بالاتر به داخل کوچه ای که در توقفگاه اداره کل راه و ترابری قرار دارد ورود می کنم.

هنوز نرسیده، سوژه عکسی برایم فراهم می شود، کارگران جوان در حالی که دو سوی بنر خوشامدگویی هیات دولت را در دستان خود محکم فشرده اند بر سکوی نرده های کوتاه دیوار اداره کل می ایستند و بنر را با ریسمان های انتهای دو سر آن به نرده ها محکم گره می زنند و من شتابان قبل از جا دادن کامل آن پارچه نوشته به روی سینه نرده ها، عکسی به یادگار از آن ها می گیرم و بعد وارد اداره می شوم.

نخست پرسش و پاسخی بین من و یکی در اتاقک ورودی رد و بدل می شود وقتی خودم را معرفی می کنم با احترام اجازه ملاقاتم را با مسوولان فراهم می کند.

جلوتر که می روم همپا و دوشادوش من نیز چند نفر از کارکنان در حال حمل دستگاه و تجهیزات رایانه ای به داخل سالنی اند که با دیدن این صحنه و تعداد بی شمار رایانه های معطل مانده بر روی سکوهای داخل حیاط که اندک اندک از تعداد آن ها کاسته و به داخل ساختمان منتقل می شوند متعجب می مانم که قرار است از این همه دستگاه رایانه چه بهره ای برده شود.

و این موضوع تنها برای مدتی کوتاه در ذهنم علامت سوالی ایجاد می کند و با دیدن بنری که بر آن نوشته 'جهت ثبت درخواست شما شماره ملی اجباری است' در می یابم که این نوشته به یقین با آن همه رایانه بی ارتباط نیست.

وارد سالن که می شوم چینش منظم میز و صندلی های سفید فایبرگلاس در سراسر سالن طبقه اول یکی دیگر از قطعات پازل ذهنی ام را پر می کند.

همه شتابزده و پرسرعت در حال تکاپو و جنب جوش اند و من بی توقف طبقه های اول و دوم را به مقصد واحد روابط عمومی برای ارتباط گیری و کسب خبر مربوط به سفر هیات دولت پشت سر می گذارم و چون به طبقه مورد نظر می رسم این طبقه را نیز لبریز از ردیف های منظم میز و صندلی و رایانه می بینم و خودنمایی تابلوهای کوچک اسامی و پست های افراد بر روی تمامی میزها، مفهوم تقسیم کار را به ذهن متبادر می کند.

بر دیوارهای طبقات بنرهایی با عناوین کارشناسان راه و ترابری و مسکن و شهرسازی نصب است، پس از بالا آمدن از آخرین پله طبقه سوم و دو قدم مانده به اتاق روابط عمومی مسوولش را با نامه هایی در دست که شتابان به سوی طبقات زیرین در حرکت است می بینم و چند جمله تلگرافی رد و بدل می کنیم.

'نعمت الله آماده' مرا به اتاقش برای مرور و خوانش جزوه مصوبات سفرهای قبلی که به همت این واحد فراهم آمده دعوت می کند و بعد شتاب زده برای پیگیری امور محوله، اتاق را ترک می کند و من می مانم و انتظار و اتاق روابط عمومی لبریز از بنرهای خوشامدگویی، ریسمان های رنگارنگ و کارت های شناسایی که هنوز نامی بر آن ها منقش نشده است.

و چون انتظار به درازا کشیده شد ناگزیر برای بهره وری از زمان از روابط عمومی خارج می شوم. یک در میان در اتاق ها بسته است، انگار تمام نیروها در میان طبقات و یا بیرون از ساختمان اداره کل برای پیگیری امور مامور شده اند.

ناگهان با دیدن مدیر کل در میانه راهرو که در حال رصد کردن امور است از خوشحالی در پوستم نمی گنجم و فرصت را غنیمت شمرده به سویش می روم و بی مقدمه و ایستاده با او وارد گفت و گو می شوم.

مهندس 'رضا سلیمانی' این روزها باید از مصوبات سفرهای قبلی هفت اداره کل و سازمان و همچنین شرکت های تابعه آگاهی کامل داشته باشد و امور را مدیریت کند.

وی ابتدا سکوتی چند ثانیه ای می کند و بعد می گوید: کارکنان ادارات و سازمان های تابعه در تمام مدت سفر چهارم هیات دولت در آماده باش کامل به سر می برند و امید است با پشتوانه احساس مسوولیت و تعهد آنان خاطره ماندگار و اثربخشی از میزبانی و خدمت رسانی در کارنامه وزرات راه و شهر سازی به ثبت برسد.

وی بلافاصله و بی مقدمه با لبخندی رضایت آمیز گفت: تمام مصوبات سفرهای قبلی معلوم و مشخص است و برخی از آن ها به بهره برداری رسیده اند و امیدواریم پروژه های ناتمام در صورت رفع نواقص قانونی و یا تامین و توزیع اعتبار در آینده ای نزدیک تکمیل شوند.

سلیمانی در لابه لای هر جمله ای که می گوید با نگاه، اشاره و بیان جملاتی کوتاه کارکنان در حال رفت و آمد در میانه سالن را خطاب و آنها را به پیگیری کار تعریف شده و مشخصی حواله می دهد.

و من برای رعایت وقت او، به عنوان سوال اول و آخر در مورد توقع و انتظار این اداره کل از هیات دولت می پرسم که پاسخ داد: برای خروج استان ایلام از بن بست جغرافیایی نیازمند توسعه راه های زمینی و هوایی هستیم و اگرچه تا کنون با حمایت بی دریغ دولت نیز پروژه های مهم راه سازی استان با تزریق اعتبار از منابع ملی به بهره برداری رسیده است اما تسریع در توزیع اعتبارات پروژه های مصوب می تواند، راهگشار باشد.

سلیمانی که نفس و در حالی که حرکت دستانش نیز به یاری سخن گفتنش شتافته اند ادامه داد: بهسازی و تطویل باند فرودگاه، نوید بخش افزایش تعداد پروازها برای استان بود و توسعه و بهبود وضعیت پروازهای فرودگاه آرزوی هر ایلامی است که به یقین ثمره این موفقیت در درازمدت جذب سرمایه گذاریهای خصوصی و رونق اقتصادی استان را به دنبال خواهد داشت.

سلیمانی شتابزده اما دقیق یکی دیگر از اولویت های راه سازی را چهار بانده کردن مسیر جاده های برون شهری استان خواند و گفت: با بهره برداری و تکمیل پروژه ایلام ایوان شامل تونل 1500 متری و چهار بانده شدن این مسیر شاهد کاهش میزان مصرف سوخت، استهلاک خودرو و نیروی انسانی خواهیم بود.

وی با بیان اینکه احداث تونل های قلاجه و کبیرکوه به حذف گردنه های برفگیر و خطرناک در طول این مسیر کمک می کند، گفت: در صورت تکمیل این پروژه ها تلفات جانی ناشی از تصادفات جاده ای به میزان قابل توجهی در استان کاهش می یابد.

او سپس با عذرخواهی از نحوه گفت و گو و غیر متعارف بودن فضای مصاحبه چرک نویسی از فهرست مصوبات قبلی برای بهره برداری خبری در اختیارم می گذارد و به سوی اتاقی که شبکه های سامد در آن ها مستقر است، حرکت می کند.

و بعد از مسوول روابط عمومی که هنوز حیران با نامه های در دست به این سو آن سو در حال حرکت است از فعالیت های تعریف شده برای این واحد در سفر چهارم می پرسم و او به سبب گرفتاری و مشغله زیاد تنها مجال بیان سریع آماری از فعالیت های تبلیغاتی و خبری و هماهنگی اقامتگاه ها می دهد و با عذرخواهی از وضعیت موجود مصاحبه، پاسخ می دهد: قریب پنج بنر بزرگ خوشامدگویی جهت نصب در سطح شهر چاپ کرده ایم و بخش عمده دیگر کار ما آماده سازی کارت های شناسایی کارکنان ستاد رسیدگی به شکایات مردمی است.

از اتاق شبکه سامد، سالن و میزهای چیده شده از زوایای مختلف عکاسی می کنم و سپس برای آگاهی از نحوه فعالیت ستاد رسیدگی به شکایت های مردمی و مصاحبه سراغ مسوول ستاد می روم او در میانه راهرو با من وارد گفت و گو می شود و همزمان مسوول رایانه ادره کل را برای سروسامان بخشیدن به سامانه ها و تجهیزات رایانه ای ثبت شکایت های مردمی راهنمایی می کند.

مهندس 'سعید رشنوادی' تند و سریع می گوید و من یادداشت برداری می کنم: ' این اداره کل ستاد رسیدگی به شکایات مردمی در حوزه راه و شهرسازی را با به کارگیری کارشناسان و نیروهای اجرایی خود به منظور ارتقا و افزایش ارتباط مردمی و اکرام ارباب رجوع تشکیل داده است.

وی ادامه داد: هفت حوزه تعریف شده در این ستاد وجود دارد و 120 کارشناس و 30 نیروی خدماتی ثبت مراحل شکایات مردمی و پاسخگویی به مراجعان را در مدت حضور هیات دولت در استان بر عهده دارند.

رشنوادی گفت: 150 نیروی مستقر در ستاد از فردا در دو نوبت صبح و عصر با آمادگی کامل شکایت های مردمی را ثبت می کنند.

وی اظهار کرد: 200 صندلی تهیه و در سالن های سه طبقه اداره کل چیده شده اند و 60 دستگاه رایانه همراه با تجهیزات کامل در ستاد توسط اپراتورها و کارشناسان رایانه تنظیم و راه اندازی شده است.

رشنوادی گفت: تاکنون تمام امور منظم پیش رفته است و اقامتگاه های وابسته به اداره کل نیز آماده اقامت و پذیرایی از میهمانان وزارت راه و شهرسازی است.

از او تشکر وخداحافظی می کنم .

عقربه ها ساعت 9 و 50 دقیقه صبح را نشان می دهد و باید راه و ترابری را به مقصد استانداری جهت حضور در نشست مطبوعاتی استاندار ترک کنم و در میان ازدحام کارکنان و صندلی های چیده شده راه خروجی را انتخاب می کنم در حالی برای سوار شدن و عزیمت به سوی استانداری شتابان می روم که مدام جملات و امیدهایی شیرین و خواستنی آرام ذهنم را نوازش می کنند:

این تنها روایت کوتاهی از تکاپوی ' اداره کل راه و ترابری ایلام ' در آستانه تشریف فرمایی رییس جمهوری و هیات همراه است که حکایت دیگر ادارات استان خود بیانگر شور و نشاط و هنگامه ای بزرگ است.

و ای کاش مجالی برای روایت و نمایش کامل تصویری از این بسیج همگانی و عزم دلسوزانه مسوولان استان در آستانه سفر ریاست جمهوری فراهم می شد !

راستی! اگر مصوبات تمام سفرها در آینده ای نزدیک به بار بنشیند، چه گنجینه ارزشمندی در دفتر خاطرات مردمان زاگرس نشین ایلام متولد می شود و این چه ره آورد باشکوهی است: زدودن پسوند 'محرومیت' از روی نام ایلام و چه شیرین است طعم خوش توسعه و آبادانی!

به امید آن روز