اعتیاد بیمارى اجتماعی با عوارض جسمانی و روانى بسیار است و تا زمانى که بـه علل گرایش بیمار توجه نشود، درمان جسمى و روانى فقط براى مدتى نتیجه بخش خواهد بود و فـــرد مـــعتاد دوباره گرفتار مواد اعتیاد آور می گردد. اعتیاد به موادمخدر یکى از مهم ترین مشکلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است که عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب می شود و رکود اجتماعى در زمینه هاى مختلف را به دنبال خواهد داشت و همچنین ویــرانگری هاى حاصل از آن، زمینه ساز سقوط بسیارى از ارزشها و هنجارهاى فرهنگى و اخلاقى شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را به طور جدى به مخاطره مىاندازد. در شماره پیشین با رویکردی جامعه شناختی و روانپزشکی به بررسی موضوع اعتیاد پرداختیم و در شماره پیشرو به مسائل قانونی و روانی این آسیب اجتماعی میپردازیم:
بخش پایانی
اعتیـاد زندگی را می بلعـد
* مشکل عدم اجرای قوانین در خصوص اعتیاد است نه خلا قانونی !
علی محمدزاده، وکیل پایه یک دادگستری عمق و گستردگی مشکلات ناشی از مصرف موادمخدر در سطح جامعه را یکی از علل اصلی ضرورت وضع قوانین مختلف در این خصوص مطرح کرد و گفت: قانون و آئیننامه اجرائی اصلاح مبارزه با موادمخدر و الحاق موادی به آن مصوب 17/8/76، آئیننامه و پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان به موادمخدر و حمایت از افراد در معرض خطر اعتیاد و همچنین اصلاحیه قانون اصلاح قانون مبارزه با موادمخدر مصوب 1376 و موادی از قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصادیقی از ضرورت برخورد قانونی با اعتیاد و مصرف موادمخدر است.
این وکیل پایه یک دادگستری با تأکید بر عدم خلأ قانونی قابل توجه در مسئله اعتیاد تصریح کرد: مهم ترین مشکل کشور ما در زمینه اجرای قوانین است، چرا که اجرای کامل این قوانین بعضاً منابع مالی هنگفتی را طلب میکند و یا به عزم جدی و همکاری بسیاری از دستگاهها نیاز دارد.
محمدزاده در تشریح مواد 33 و 34 قانون اصلاح قانون مبارزه با موادمخدر افزود: این قانون که به منظور پیشگیری از اعتیاد، درمان و بازپروری معتادان به موادمخدر و داروهای روانگردان ، تمهیدات لازم پس از آزادی و همچنین اتخاذ تدابیر مناسب برای مصونسازی افراد در معرض خطر و انجام اقدامات فرهنگی، ارشادی، تبلیغی و معاضدتی جهت کاهش تقاضای موادمخدر تصویب شده است ، در مفاد آن، برای تعدادی از ارگانها، سازمانها وظایفی تعریف و تعیین شده است.
وی ادامه داد: توسعه و تجهیز مراکز تخصصی برای درمان معتادان خودمعرف و ارائه تسهیلات ویژه درمانی به منظور ترغیب بخش خصوصی به ایجاد مراکز ترک اعتیاد، فراهم آوردن تسهیلات و امکانات لازم از جمله داروهای مورد نیاز برای فعال کردن شبکه بهداشتی و درمانی کشور به منظور ترک اعتیاد معتادین در تمامی درمانگاههای عمومی و امکان بستری نمودن معتادان نیازمند به درمان به شیوه بستری، گسترش مراکز خاص درمانی و بازتوانی معتادان و تمهید تسهیلات لازم برای راهاندازی کلنیکهای خصوصی ترک اعتیاد، تأمین داورها و کیتهای تشخیص مورد نیاز و... برخی از وظایف تعریف شده برای وزارت بهداشت و درمان و علومپزشکی در قانون مورد نظر است.
این وکیل پایه یک دادگستری کمبود و نبود مراکز ترک اعتیاد و بازپروری ، گرانی داروها، امکانات و تجهیزات پزشکی درمان و بازپروری معتادان را از موانع اصلی بر سر راه اجرای قوانین معرفی کرد.
محمدزاده با بیان اینکه برای کمیته امداد امام خمینی(ره) و ادارات آموزش و پرورش نیز در قانون اصلاح ترک اعتیاد وظایفی تعریف شده است افزود: کمیته امداد امام خمینی(ره) باید در بودجه سالانه خود اعتباری لازم جهت اعطای پوشش مناسب مالی و حمایتی برای خانوادههای معدومین (کودکان، همسران و افراد تحت تکفل) با کمک مؤسسات خیریه، عامالمنفعه و افراد نیکوکار پیشبینی کند و یا در بخش وظایف تعریف شده برای سازمان آموزش و پرورش نیز ارائه و اجرای طرحهایی به منظور پیشگیری از اعتیاد و آلودگی به مواد مخدر و افزایش آگاهیهای پرسنل، دانشآموزان و انجمن اولیا و مربیان، شناسایی دانشآموزان در معرض آسیب و اتخاذ تدابیری مقتضی نسبت به معرفی آن به جوامع پیشگیری و حمایتی و در صورت لزوم انجام مشاوره و آموزشهای لازم برای این نوع دانشآموزان و یا شناسایی دانشآموزان معتاد، مصرف کننده یا توزیع کننده مواد مخدر ، اتخاذ و تدابیر لازم جهت اقدامات درمانی، حمایتی و تأمینی و قانونی برای آن ها در نظر گرفته شده است.
محمدزاده معتقد است: اگر این آییننامه که در آن برای دوازده ارگان دولتی وظایفی در جهت کنترل ، پیشگیری و درمان اعتیاد تعریف شده است، به طور کامل در کشور اجرا شود تا حد زیادی مشکلات ناشی از مصرف اعتیاد کاهش خواهد یافت.
وی اضافه کرد: با توجه به این که «اعتیاد یکی از زوجین» یکی از دلایل مهم وقوع طلاق است و قانون کشور ما نیز حق تقاضای طلاق در این مورد خاص به زن نیز داده است گفت: فرد معتاد آن زمان که در درون خانواده قرار میگیرد، به دلیل عدم پایبندی به اخلاقیات، نه تنها خانواده را دچار تنش میکند، بلکه گاه به سبب فرورفتگی بسیار در اعتیاد و تباهی مرتکب جرم و جنایت ، سرقت و یا ... نیز میشود.
وی در پایان در پاسخ به سؤال خبرنگار پیک ایلام مبنی بر« وضع قانون با محوریت اعتیاد و مصرف موادمخدر باید از چه ویژگیهای برخوردر باشد» گفت: حقوقدانان و افراد متخصص آگاه به قوانین باید اقدام به وضع قانون بپردازند و وضع قوانین پیشگیری از اعتیاد نیز باید بر اساس واقعیتهاو امکانات موجود در جامعه صورت گیرد.
* تغییر سبک و شیوه زندگی معتادان، زیربنایی ترین مرحله درمان است
امید علی باپیری کارشناس ارشد روانشناسی بالینی در تعریف مفهوم جدید اعتیاد گفت: منظور از وابستگی به مواد مخدر، به معنای وضعیتی است که مصرف ماده بخش اصلی زندگی فرد میشود، او مصرف میکند تا احساس طبیعی بودن داشته باشد.
باپیری عوارض ناشی از این احساس را پردامنه خواند و بیان کرد: فردی که معتاد است در صورت عدم مصرف مواد، دچار مجموعهای از نشانههای ناخوشایند جسمی و روانی میشود، به گونهای که برای کاهش این علایم مجدداً به سمت مصرف مواد متمایل میشود.
وی ویژگیهای افراد معتاد را بسته به نوع ماده مصرفی، سن و میزان مصرف متنوع خواند و گفت: ساعت خواب متغیر، دوری جستن از دوستان و بستگان، بیعلاقگی به خانواده ، فعالیتهای اجتماعی و شغلی، پرحرفی، کاهش وزن، دروغگویی، تعرق زیاد و سرفههای مزمن برخی از ویژگیها برای شناسایی افراد معتاد است.
این کارشناس ارشد روانشناسی با تأکید بر این نکته که« افراد مختلف، مواد را به دلایل متفاوتی مصرف میکنند» گفت: اغلب عوامل روانی با شدت و ضعف در همه محیطها و شرایط فرهنگی - اجتماعی ، میتوانند در اعتیاد افراد جوان اثر گذار باشند.
این محقق کنجکاوی، اضطراب و افسردگی، فشارهای روانی و آشفتگیهای ذهنی، کمبود اعتماد به نفس، احساس حقارت ، شکست و ناکامی در زندگی را از ریشههای اصلی روانی در گرایش به مصرف مواد مخدر در جوانان خواند.
وی با اشاره به رابطه میان شخصیت فرد و تمایل به مصرف مواد اظهار کرد: شخصیت آدمها میتواند سازگار یا ناسازگار باشد. سازگاری یا عدم سازگاری ارتباط نزدیکی با انعطافپذیری دارد. افراد ناسازگار در برخورد با موقعیتهایی که واکنش آن ها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است ، رفتار و تفکر انعطافپذیری از خود بروز میدهند.
باپیری در تشریح صفاتی که اغلب پیشبینی کننده احتمال اعتیاد هستند، گفت: صفاتی مانند عدم پذیرش ارزشهای سنتی و رایج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، احساس فقدان کنترل بر زندگی خود، اعتماد به نفس پایین، به طور کلی فردی را تصویر میکنند که با ارزشها و ساختارهای اجتماعی مانند خانواده، مذهب، مدرسه و ... پیوندی ندارد و یا از عهده انطباق، کنترل یا ابراز احساسهای دردناکی مانند احساس گناه، خشم و اضطراب بر نمیآیند.
این روانشناس با تأکید بر رابطه متقابل بین شخصیت و اعتیاد عنوان کرد: فرد به علت وضعیت خاص شخصیتی و نیازها، عدم ثبات عاطفی، شکست و ناتوانی در زندگی به اعتیاد رو میآورد، از دیگر سو اعتیاد به نوبه خود منجر به از بین رفتن تعادل روانی و شخصیتی میشود، بدین سان بین شخصیت فرد و اعتیاد دور باطلی ایجاد میشود.
وی با یادآوری الگوهای متفاوت پزشکی، اجتماعی و روانشناختی درخصوص اعتیاد گفت: الگوی روانشناختی بر یادگیری اجتماعی، تعاملات و روابط خانوادگی و ویژگیهای شخصیتی تأکید دارد و فرض بر این است که مصرف مواد توسط افرادی که در جامعه برای فرد نقش مدل و الگو دارد میتواند منبع یادگیری قلمداد شود و افراد از طریق همانند سازی با آن ها، به آن رفتار روی میآورند.
باپیری با اشاره به نقش الگویی خانواده در روزهای آغازین زندگی فرزندان گفت: تأثیر خانواده بر رفتار فرزندان و گرایش آن ها به سمت اعتیاد با توجه به الگوی روانشناختی میتواند عاملی اساسی قلمداد شود.
این محقق علم روانشناسی مؤثرترین نوع درمان برای افراد معتاد را درمانهای با رویکرد سیستمی عنوان کرد و یادآورشد: در رویکرد سیستمی پزشک، روانپزشک، روانشناس، مشاور و مددکار درگیر میشوند.
باپیری ادامه داد: مهمترین مرحله ترک اعتیاد روان درمانی است که در این مرحله افکار عادات و رفتارهای فرد معتاد تغییر میکند و روشهای مقابله با وسوسه به فرد آموخته میشود آموزش مهارتهای ابراز وجود، مقابله با پرخاشگری و هیجانات توسط روانشناس و مشاور نیز در روند درمان مؤثر خواهند بود.
وی تأکید صرف بر روی سمزدایی را اغلب برنامه درمانی ناموفق خواند و اظهار کرد: در درمان معتادین ابتدا باید شیوه زندگی فرد تغییر کند که در صورت تغییر این زیربناییترین اصل، میتوان امیدوار به نتیجه درمان بود.
اعتیاد زندگی را می بلعد
اعتیاد بیمارى اجتماعی با عوارض جسمانی و روانى بسیار است و تا زمانى که بـه علل گرایش بیمار توجه نشود، درمان جسمى و روانى فقط براى مدتى نتیجهبخش خواهد بود و فـرد معتاد دوباره گرفتار مواد اعتیادآور میشود. اعتیاد به موادمخدر یکى از مهمترین مشکلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است که عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب میشود و رکود اجتماعى در زمینههاى مختلف را به دنبال خواهد داشت و همچنین ویــرانگریهاى حاصل از آن، زمینهساز سقوط بسیارى از ارزشها و هنجارهاى فرهنگى و اخلاقى شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را بهطور جدى به مخاطره مىاندازد.
بخش نخست
همین حوالی که بگذری او را میبینی؛ انسانی با هیکلی نه در قامت ستبری و تنومندی، بلکه نحیف و بیرمق که راه رفتنش نیز لغزان و زیگزاگی است. همسایگی پلکهای نیمهباز او بر جبین عرقآلودش، حکایتی مهآلود از ناهمواریهای زندگی را روایت میکند و سیگار خشکیده بر گوشه لبانش، تصویری مجسم از ناتوانی و درماندگی است و تو مدام از رهگذران میشنوی: معتاد است و دل به زندگی نمیدهد. اما چرا هیچکس نمیپرسد علت این دلدادگی که حاصلش بریدن امان از تن و جانش است، چیست؟ چرا هیچکس به گذشته او که لبریز از علامت سوالهای بیشمار است توجهی نمیکند؟ چرا باریدن حجم سنگین آوار دود و تباهی بر سر زندگی سببشناسی نمیشود؟ و همین طور رژه چراهای ممتد، تمام ذهنم را متلاطم میکند، او دیگر نای راه رفتن ندارد و جز دیوار سنگی پناهی نمییابد، به دیوار تکیه میزند و بر کرانه آن به زمین میخزد، سیگار نیمهجان از لبانش فرو میافتد و او خمار و خمیده به خوابی عمیق فرو میرود...
اثرگذارترین نهاد در کاهش یا افزایش نرخ اعتیاد حکومت است
حیران پورنجف کارشناس ارشد جامعهشناسی، اعتیاد را پدیده اجتماعی چندعلیتی معرفی کرد و گفت: عوامل متعدد فرهنگی، اقتصادی، شخصیتی و حتی سیاسی در بروز و نمود این آسیب اجتماعی مؤثر هستند، البته این موضوع دال بر تأثیر یکسان این عوامل روی افراد مختلف نیست بلکه مجموعهای از شرایط مورد نظر، میتوانند عوامل سوقدهنده فرد به مصرف موادمخدر و گسترش پدیده اعتیاد باشند.
وی با اشاره به نقش عوامل تشدیدکننده گرایش به مصرف مواد، افزود: اما نباید از نبود فرصتهای اجتماعی، وجود خلاهای عاطفی، هویتی و شخصیتی و نیز سرعت رشد تغییرات اجتماعی در یک جامعه بهعنوان عوامل تشدیدکننده چشم پوشید.
پورنجف با تاکید بر آمار پایین اعتیاد در برخی استانهای کشور یادآور شد: اگرچه ممکن است آمار اعتیاد در برخی استانهای کشور پایین باشد، اما این موضوع نباید به منزله پایینبودن نرخ رشد اعتیاد در کل کشور تلقی شود. وی مشکلات متعدد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی شخصیتی دهه اخیر را عوامل نگرانکننده برای رشد روزافزون مساله اعتیاد مطرح کرد. این جامعهشناس معتقد به نقش و تأثیر انکارناپذیر خانواده بر رشد شخصیت و پذیرش معیارهای اخلاقی و سازگاری اجتماعی افراد و اعضای خود است، وی در تبیین تأثیرگذاری نقش خانواده گفت: عدم آگاهی کافی خانوادهها، شکاف بین نسلها، سردبودن فضای عاطفی و ارتباطی اعضای خانواده به ویژه والدین و فرزندان نقش تأثیرگذار خانواده را تا حدودی کاهش میدهند و متأسفانه در پارهای موارد خود به الگو و سرمشق نامناسب برای گرایش اعضای جوان خود به سمت مصرف مواد تبدیل میشوند. وی نهاد حکومت را یکی از اثرگذارترین نهادها در کاهش یا افزایش نرخ اعتیاد خواند و تصریح کرد: نهاد حکومت میتواند از طریق قوانین و با اتخاذ رویکرد درست و شیوه برخورد قاطعانه از یکسو و برنامهریزی برای کاهش عرضه و در دسترس بودن مواد از دیگرسو در تغییر نرخ اعتیاد مؤثر باشد. وی با ابراز نگرانی از وجود دوگانگی و تعارض در شیوههای رفتاری حکومت گفت: دستگیری قاچاقچیان بزرگ و بعد از آن جریمه و آزادی مجدد فرد متخلف توسط این نهاد، متأسفانه القای حمایت ضمنی از این افراد را ناخواسته به ذهن متبادر میسازد. پورنجف پایین آمدن سن اعتیاد را نشانهای از بحران هویت و شخصیت نسل جدید جامعه و گستردگی و عمق درگیری خانوادهها با مساله موادمخدر خواند و گفت: درگیری اعضای جوانتر خانواده، در اولین گام خواسته یا ناخواسته زنان و دختران را گرفتار میسازد و از طرف دیگر، معتادکردن زنان ابزاری برای مردان سرپرست معتاد میشود که از این موضوع به نفع اهداف نادرست خود سوءاستفاده میکنند و علاوهبر زدن مهر سکوت اجباری بر لبان زنان، آنان را نیز با برنامههای خود همراه میسازند.
وی افزود: در این میان نیز نباید از نقش تغییرات ارزشی و کمرنگشدن معیارهای اخلاقی غافل ماند.
این جامعهشناس تصریح کرد: نهادهای سیاسی، قضایی و نیز رسانههای عمومی به خوبی میتوانند به عوامل مهمی در اطلاعرسانی تبدیل شوند. وی در تشریح نقش این نهادها گفت: قاطعیت و شفافیت نهاد حکومت در وضع قوانین روشن، برخورد جدی با قاچاقچیان موادمخدر و پاک کردن محیط از آلودگی از وظیفههای اساسی حکومت و نهاد قضایی است.
پورنجف رسانههای گروهی را به تأمل در برنامههای فرهنگی و اجتماعی دعوت کرد و یادآور شد و گفت: رسانهها میتوانند با برنامهسازیهای کارشناسانه به تولیدات فرهنگی بپردازند که با جذب حداکثری مخاطبان، زمینههای یادگیری و گرایش به مصرف مواد را در جامعه به حداقل برسانند.
این جامعهشناس با تأکید بر نقش تربیتی خانواده اضافه کرد: تقویت این نهاد به وسیله آموزشهای مستمر اعضای آن، زمینههای رشد شخصیت اجتماعی را فراهم میآورد یا به زبان دیگر، حاصل این آموزشها ارتقای میزان اعتماد به نفس و توانمندشدن اعضا در برابر وسوسههای مصرف مواد خواهد بود.
هیچ گروه اجتماعی و سنی در مقابل بیماری اعتیاد مصون نیست
دکتر محمد فخارزاده متخصص اعصاب و روان درخصوص میانگین سنی بیماران معتادی که جهت مداوا به مطب مراجعه میکنند، گفت: از میان ۳۰ تا ۵۰ مراجعهکننده روزانه به مطب، یک تا پنج نفر بیماران معتاد هستند که میانگین متوسط سنی آنها ۱۵ تا ۴۰ سال است. این پزشک متخصص با اشاره به اینکه هیچ گروه اجتماعی و سنی در مقابل این بیماری مصون نیست، تصریح کرد: اغلب اوقات با ایجاد بلوغ فکری و احساس خودکفایی در افراد، تمایل به مصرف مواد نیز افزایش مییابد، اما گاه ممکن است کودکان خردسال دارای پیشینه نامناسب ارثی، ژنتیکی، اجتماعی، شخصیتی و عاطفی در دام موادمخدر گرفتار شوند.
دکتر فخارزاده در معرفی مواد به دو دسته مخدرها و محرکها اشاره کرد و گفت: این مواد چه از دل طبیعت استخراج شوند و چه محصول چرخهای پرسرعت صنایع دنیای امروز باشند مخرب و زیانآورند و وجه اشتراکشان وابستگی و اعتیادآور بودن آنهاست. وی افزود: هرچند تریاک از عصاره گیاه خشخاش به دست میآید و خاصیت دارویی نیز دارد، اما مصرف آن فقط با تجویز پزشک متخصص و آن هم در مواردی خاص مانند کاهش درد در بیماران سرطانی، دردهای کلیوی یا نارساییهای قلبی تزریق میشود. دکتر فخارزاده در توجیه تزریق مرفین به این بیماران گفت: در بیماران بدخیمی که امید به زندگی آنها کمتر از شش ماه تا یک سال است پزشکان فارغ از احتمال ایجاد وابستگی و تنها جهت کاهش درد، به این نوع درمان روی میآورند. وی در بیان عمق تخریب و آسیبهای مغزی ناشی از مصرف ماده کراک گفت: این ماده، نوعی کوکائین و از خطرناکترین، قویترین و اعتیادآورترین مواد به حساب میآید. اگر زیر چشم انسان معتاد به این ماده را زیر میکروسکوپ مشاهده کنید بلافاصله به عمق آسیب و تغییرات ایجادشده در سلولهای مغزی او پی میبرید. این روانپزشک در پاسخ به سوال خبرنگار فرهیختگان مبنیبر اینکه «امید بازگشت به دنیای سلامتی برای معتادان به چه عواملی بستگی دارد»، گفت: طول مدت و روش مصرف، ترکیب مواد و همچنین داروهایی که به همراه آن مواد مصرف میشود از پارامترهای قابل توجه و تاثیرگذار در بازگیری معتادان به مواد اعتیادآور است و البته به این پارامترها باید عوامل روانشناختی و شخصیتی بیمار را نیز اضافه کرد.
دکتر فخارزاده بیان کرد: در زیانبار و مخرب بودن تمام مواد تردیدی نیست، اما اگر مواد دارای ترکیبات ناخالص باشند، آسیب آنها جدیتر است و مصرف طولانیمدت، به بروز تخریبهای شدید شخصیتی و روانی در بیمار منجر میشود و مثلا اگر شروع سن اسکیزوفرنی در حالت عادی ۴۰ سالگی باشد، فرد معتاد در سن ۲۵ سالگی، مبتلا به این بیماری میشود. این روانپزشک در بیان معرفی علائم ناشی از مصرف داروهای محرک گفت: مسمومیتهای بسیار شدید، رفتارهای خشن، اختلال در درک، توهم، شنیدن صداهای عجیب در گوش و رفتارهای هذیانی از عمده علائم مصرف مواد محرک هستند که به سبب شدت این علائم، اغلب بازگیری این بیماران بسیار سخت است و ممکن است در مدت بازگیری، بیمار دچار افسردگی و اضطراب شدید تا جنون شود. دکتر فخارزاده در پاسخ به سوال «چه نوع برخورد درمانی با بیمارانی که مقاومت و انکار از خود نشان میدهند مناسب است»، گفت: مقاومت و انکار روند درمان و پیشآگاهی درمانی را طولانیتر میکند و در مقابل، درمان فردی که کوتاهی خود را پذیرفته و با میل خویش تصمیم به ترک میگیرد بسیار راحتتر است. وی با تأکید بر این نکته که بیماران معتاد بسیار هنرمندانه دروغ میگویند تصریح کرد: اگر این ویژگی شخصیتی آنها با انکار همراه شود دوره درمان و بازگیری بسیار سخت خواهد بود. این متخصص با اشاره به ماهیت این نوع بیماری، شکست و لغزشهای درمانی آن را بسیار زیاد عنوان کرد و گفت: سالمندان و افرادی که خودخواسته تصمیم به ترک گرفتهاند، اغلب درمان را تا انتها ادامه میدهند، اما تعداد بسیار زیادی از بیماران به سبب شدت عوارض ناشی از عدم مصرف یا عواملی مانند عدم حمایتهای عاطفی، خانواده و حتی اقتصادی درمان را نیمهتمام رها میکنند.
وی تاکید کرد: سلامت روانی یعنی استقلال. بیمار باید پس از اتمام روند درمان و بازگیری، بتواند خود را حفظ کند و وابسته به سایه نظارت پزشک بر سر خود نباشد. فخارزاده با بیان این نکته که مقابله با اعتیاد از توان یک نهاد یا ارگان خارج است تصریح کرد: اگر حتی، جهت حرکت همه نهادهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، آموزشی به سوی مبارزه و کنترل این بیماری باشد باز هم آمار اعتیاد به صفر نخواهد رسید. وی همسایگی کشور افغانستان را تهدید همیشگی برای ایران خواند و اظهار کرد: به موازات این تهدید جدی همیشگی، تولید مواد محرک در آزمایشگاههای خانگی موج جدید بسیار نگرانکننده دیگر در کشور محسوب میشوند. این پزشک متخصص با تاکید بر اینکه مبارزه با این بیماری در سطح کلان وابسته به عملکرد درست برنامهریزان و سیاستگذاران کلان کشور است تصریح کرد: هر چند شعار همیشگی ما پیشگیری، آموزش، آموزش، آموزش است و خوب میدانیم فرمول جامعه سالم، خانواده سالم، خانواده سالم، افراد سالم زنجیره به هم پیوستهای هستند، اما بیتوجهی و کوتاهی هر یک از حلقههای زنجیرهای مورد نظر، عواقب زیادی را برای کشور به دنبال خواهد آورد.
نظرات ()