دلنوشته های...

حجاب تعهد نامه ای نازیباست
نویسنده : مهین داوری - ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠
 

برشی از یک اتفاق

حجاب تعهدنامه ای نازیباست  

  قانون«گسترش فرهنگ حجاب وعفاف» در سال 84 و در سال‌های پایانی دولت محمد خاتمی به تصویب رسید و به اعتقاد آن دولت به دلیل وجود برخی اشکالات در طرح، اجرای آن متوقف ماند. بعدها در چند مورد در شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگی و اجتماعی زنان مورد بررسی و تجدید نظر قرار گرفت و سرانجام در دوره وزارت صفار هرندی نهایی شد.

در این قانون برای 26 سازمان و ارگان دولتی در این رابطه وظایفی تعیین و تعریف شده است که اگر تمام این سازمان‌ها در حیطه وظیفه‌ای که برای آنان مشخص شده است، حرکتی قانونمند و درست داشته باشند، به یقین میزان آمار مشکلات اخلاقی و هنجار شکنی‌های ناشی از عدم رعایت حجاب و پوشش اسلامی در جامعه کاهش خواهد یافت!

   * اتفاقات سخن می گویند

    به گذشته برمی‌گردم، به عصر یکی از روزهای نیمه فصل زمستان سال گذشته که در حال عبور از میدان سعدی ایلام بودم و دیدن صحنه‌ای خاص مرا وادار به ایستادن و نظاره‌گری کرد:

خودروی نیروی انتظامی بر کرانه جنوبی چهارراه سعدی پارک بود و مأموران محترم خانم و آقای نیروی انتظامی، جستجوگرانه عابران در محل را تماشا و بعد آنانی را که پوشش و حجاب مناسب نداشتند را متوقف و بازخواست می‌کردند و بعد گرفتن امضایی و...

اغلب بازخواست شدگان برای خاتمه دادن به نگاه‌های سنگین و گاه خنده‌های معنادار عابران در محل، بی‌هیچ مقاومتی، روسری و شال‌ها را بلافاصله سفت‌تر می‌کردند و پس از امضای برگه‌ای که شاید تعهدنامه بود از محل می‌گذشتند؛ امّا برخی نیز با رفتاری مجادله‌آمیز با مأموران، از امضای برگه سرباز می‌زدند. دقایقی می‌گذرد ، یکی از ماموران خانم،  به دنبال دختر خانمی که به تذکر و امر به توقف آن ها جهت امضای تعهدنامه بی توجهی می کند شتابان می دود و نگاه های تعقیبی مردم و بعد...

با دیدن این صحنه سکوت را برنتابیدم ، به‌سوی خودرو مأموران نیروی انتظامی حرکت کردم! پس‌از سلام وخسته‌ نباشی! از آن ها پرسیدم که این نوع رفتار به دنبال دستیابی به‌ چه هدفی است و آیا می‌توان با گرفتن تعهدنامه کتبی حجاب و عفاف را نهادینه ساخت؟

یکی از مأموران به جای پاسخ، از من پرسید : آیا این وضعیت پوشش و نوع آرایش شایسته یک جامعه اسلامی است؟

در پاسخ، با تکان دادن سر اظهار تأسفم را منتقل کردم و گفتم:  درست است، حجاب اسلامی این نیست که هست، اما راه درمان، نیز باز این نوع برخورد نیست که پیشه کرده‌ایم! 

از آن روز چندین ماه می گذرد ،  به روزهای همین حوالی بر می‌گردیم! در عصر روز 31 خرداد ماه سال جاری، تیمی‌ از مأموران نیروی انتظامی به مجتمع خصوصی فرهنگی و هنری آفتاب اعزام می شوند، ماموران شتابان و سراسیمه طبقات را می پایند ،گاه به مغازه هایی سرک می کشند و نه تنها  وضع ظاهر ی و نوع پوشش فروشندگان، بلکه دکوراسیون و وسایل تزیینی داخل مغازه هارا  دست آویزی برای تذکر می یابند، برای آنان  تذکر دادن به نوع پوشش و آرایش عابران نیز گزینه‌ای مناسب برای «نهی ازمنکر» احساس می‌شود! رفت و آمدهای ممتد مأموران حتی در رستوران و سینمای مجتمع، اضطرابی هولناک در دل ها می‌افکند،  آنان بی‌توجه به این که مردم و خانواده‌ها حق دارند که با فراغ بال خرید کنند، شامی تناول کنند مدام  به رفتارهای تذکرآمیز خود ادامه می‌دادند و آن زمان حس ناخوشایندی در شاهدان ایجاد می شود که تعدادی از ماموران خوشحال از احساس انجام موفقیت آمیز ماموریت خویش ، درگوشی به هم چیزی می گویند و بعد می خندند!   اگر کمی تأمل کنیم در می‌یابیم که حاصل این نوع برخوردها چیزی نیست که «قانون گسترش فرهنگ حجاب و عفاف»  به دنبال باشد. نخستین آسیب ناشی از این نوع رفتارها، ایجاد حس ناامیدی و نخوت در کار و فعالیت‌های اجتماعی جوانان آرزومندی است که به تازگی و با پشتوانه وام‌های کلان بانکی  پا به عرصه کار نهاده‌اند که با گسترش رفتار های تحقیرآمیز به جای تعامل با آن ها، سبب  تعطیلی فعالیت اجتماعی و رشد نرخ بیکاری آن ه در جامعه ا می شویم که این موضوع نیز به یقین ، به طور غیرمستقیم موجب رکورد اقتصادی و مالی در سطح کلان  می شود. البته نادیده گرفتن تخم خشونت و کینه‌ای که ممکن است در دل ها در جواب این نوع برخوردهای آمرانه در دل ها کاشته شود و آسیبش در  دراز مدت جدی‌تر و بیشتر خواهد بود، بسیار خطرناک و قابل تامل است.

*اجرای «قانون گسترش فرهنگ حجاب و عفاف» به بار می نشیند اگر...

ادارات دولتی و  مجریان  موظف به اجرای این قانون باید به این مسئله توجه داشته باشند  که حجاب مسئله‌ای فردی است و تنها باید آن زمان که به هنجار شکنی‌ اجتماعی منجر می شود و باعث ترویج و افزایش بروز رفتارهای  ضد ارزشی در جامعه می شود  باید با آن برخورد قانونمند در عرصه اجتماع صورت گیرد. در این هنگامه، امید می‌رود که با  بهره‌گیری از آیات قرآن کریم در بیان ریشه و کلیات احکام شرعی، به خلق الگویی مناسب از حجاب وعفاف اسلامی بدست بیابیم! که اگر در اجرای قانون«گسترش فرهنگ حجاب وعفاف» به دنبال برپایی فریضه امر به معروف و نهی از منکر هستیم، پس رعایت مراتب آن نیز ضروری است. از دیدگاه اسلامی، تشویق به ارزش‌ها، با برخورد انتظامی و ادبیاتی نا مأنوس، میانه‌ای ندارد و غافل ماندن از عامل‌های تشویقی اغلب به جدال لفظی و برخوردهای تهاجمی منجر می‌شود! آیا شایسته نیست که در کنار نیروی انتظامی، 25 سازمان و نهاد دولتی که برای آنان وظایفی در اجرای این قانون  تعریف شده است متعهدانه وارد عمل شوند و هر کدام سهم خود را در اجرای آن به درستی ادا کنند؟

 مثلا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای  ترویج الگوهای مناسب برای عفاف و حجاب و ممانعت از ترویج فرهنگ مدگرایی منفی در محصولات و کالاهای فرهنگی و یا  تبیین و تحلیل ریشه‌های دینی و اعتقادی فرهنگ عفاف و حجاب  چه اقداماتی انجام داده است؟

 اگر با استفاده از مکانیسم تشویق، تسهیلاتی ویژه به طراحان، تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان لباس‌های فاخر اسلامی اهدا شود، نه تنها به تقویت روحیه نوآوری در ارائه طرح‌های به روز اسلامی قائل می‌شویم بلکه میزان تقاضای خرید لباس‌های موافق اصول و ارزش‌های اسلامی افزایش می‌یابد که تحقق این مهم، خود به خود در نهادینه سازی فرهنگ حجاب و اسلامی مؤثر خواهد بود! و آیا هیچ حمایت عملی از طراحان و تولید کنندگان پوشاک‌های ساده و اسلامی در جهت ایجاد تنوع در الگوهای پوشش اسلامی توسط وزارت بازرگانی صورت گرفته است؟

 سازمان تبلیغات اسلامی چه حرکت چشمگیری برای آسیب شناسی و مطالعه توسعه فرهنگ عفاف و حجاب در نظام تبلیغی دینی و ایجاد نوآوری در این زمینه تا کنون داشته است و آیا توانسته است با تبیین و تبلیغ جاذبه‌ها و دافعه‌های برخی مسائل در مورد نحوه پوشش و حجاب به  گسترش حیا و عفت در خانواده‌ها کمک کند؟

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی از هفده  وظیفه‌ای که بر دوش او نهاده اند به کدامی ک از آن ها جامه عمل پوشانده است؟

سازمان ملی جوانان آیا توانسته است با انجام تحقیقی بنیادین به علل گرایشات جوانان به انواع مدها و گاه خلاف عرف عمومی جامعه دست یابد و راهکاری مناسب برای حل مشکل طراحی نماید؟

هر چند اما و اگر و چرا های در خصوص وظایف تعریف شده به زمین وانهاده سازمان هایی است که  قرار است ححاب و عفاف را در جامعه نهادینه سازند، بسیار است و در این نوشتار مجال بازگویی تمام آن ها مقدور نیست، اما این موضوع شاید بر همگان روشن باشد که حجاب و عفاف در جامعه نهادینه نمی شود ،  مگر اینکه در گام‌های نخستین، علل تمایل جامعه به سمت هنجار شکنی‌های اجتماعی و اخلاقی ریشه‌یابی شود!

به امید آن روز....