به مناسبت روز جهانی سالمندان
جادهی سالمندی
«سالمندی» بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی، عبور از شصت سالگی است و برای تمام افرادی که از حوادث و اتفاقات زندگی جان سالم به در برده و جوانی و میانسالی را پشت سرگذاردهاند، این دوران تحقق پیدا میکند.
«سالمندی» یک فرایند زیستیست و تمام موجودات زنده از جمله انسان را در برمیگیرد گذشت عمر را نمیتوان متوقف ساخت ولی میتوان با به کارگیری روش ها و مراقبت های مناسب از اختلالات سالمندی کاست.
روز جهانی سالمند - نهم مهرماه - بهانهای برای تولید گزارش پیش رو یافتیم که تقدیم میشود:
کودکان بازیگوش سوار بر وسایل ورزشی مشغول شادمانیاند، بر یکی از تابها دختر بچهای نشسته است و با هر هول دادنی، قند در دلش آب میشود و گاه از ترس لبش را میگزد و خودش را منقبض میکند. اینجا پارک کودک شهر ایلام است که تنها نام کودک را به یدک می کشد و هیچ جلوه و امکانات ویژه این گروه سنی در آن دیده نمی شود.
به داخل پارک حرکت می کنم. و کودکان را با شادمانیهایشان تنها میگذارم.
پارک لبریز از جوانان و سالمندان است. سوژه ای که درگیری ذهن چند روزه ای را برایم به ارمغان آورده است راحتم نمیگذارد. کاوشگرانه نگاهم را در پارک میچرخانم. جوانانی را می بینم که بر سبزهها نشستهاند و تمام ذهن و دل را به صفحه تلفن همراه خویش سپردهاند. برخی دیگر از آن ها مات و مبهوت به جایی دور بیهیچ پلکزدنی خیره ماندهاند و در این میان بر روی بعضی از نیمکتهای فلزی و یا لب حوض پیرمردانی نشستهاند. به سوی پیرمردی که تنها بر لب حوض نشسته میروم تا که خود را خبرنگار معرفی میکنم میگوید من حوصله حرف زدن ندارم.
با خود میگویم چه شده است که حتی حوصله «حرف زدن» ندارد.
پافشاری نمیکنم و راهم را کج میکنم. برخی از شاهدانی که شنونده این گفتگوی ناتمامم با آن مرد بودند با نگاه مسیر حرکتم را تعقیب میکنند تا که به نیمکت دیگری میرسم نگاه شان متوقف نمی ماند و در تمام مدت گفت و گو نگاههای دزدانه و گاه خیره آن ها رهایم نمیکنند.
دو سالمند و یک جوان در سکوتی عمیق بر نیمکتی فرود آمدهاند.
پس از سلام و احوالپرسی تا که سوژه سالمند و سالمندی را به آن ها معرفی میکنم یکی از سالمندان با خنده میگوید میخواهید چیزی بگوییم که ما را هم روانه خانه سالمندان کنند و دیگری بلافاصله بیمیلی اش را نسبت به مشارکت در گفت وگو اعلام میکند.
و در این گیر و دار جوانی که خود را امیدیان معرفی میکند سفره دل میگستراند. او رو به دو پیرمردی که در همسایگی او بر روی نیمکت نشستهاند میگوید شما که جوانی خود را به خوبی و خوشی پشت سر گذاشتهاید و وضعیت کنونی شما حتی در سالمندی بهتر از جوانان امروزی است .جوان امروز در سن جوانی، پیر شده است.
او در ادامه با لحنی منتقدانه میگوید که ای کاش خبرنگاران بیایند و از واقعیات جامعه گزارش بگیرند. چرا فرد بازنشسته باید پس از رسیدن به سن بازنشستگی ، به اجبار زمانه با کوژی خمیده و لرزان دوباره برای سیر کردن شکم زن و فرزندان خود به مسافرکشی روی آورد؟ چرا باید وضعیت اشتغال و اقتصاد جامعه به گونهای باشد که حتی با افزایش چند درصدی حقوق بازنشستگی، پدر سالمند باز برای تأمین زندگی فرزندان بیکار اما متأهلش خود را به آب و آتش بزند که فرزند پسرش شرمنده زنش نباشد و دخترش نیز از ازدواج با جوانی بیکار اما تحصیلکرده ، احساس بدبختی نکند.
او چشمان پرحرارت حرف میزند که هر از گاهی پیرمردان در حالی که دانههای تسبیح را با سر انگشتان دست خویش نوازش میکنند با حرکات سر سخنانش تایید میکنند.
این جوان بیکار ، دارای مدرک فوق لیسانس رشته کشاورزی و چند مقاله برتر پروهشی مشکلات اقتصادی و بیکاری جوانان را عامل اصلی فشار روانی متحمل بر سالمندان عنوان میکند .
او در پاسخ به سوالم مبنی بر نقش رسانه های تصویری در ترویج فرهنگ احترام به سالمندان با صراحت می گوید: برخی سیاست های رسانه ملی در ترویج مسائل اخلاقی غلط است مثلا در برخی فیلمهای تلویزیونی گاهی سیلی پدر بر روی صورت فرزند جوانش که مرتکب خطایی شده است را چنان با تلفیق آهنگی حزین به تصویر میکشد که انگار پدر گناه کبیره مرتکب شده است. چرا این گونه است و هزار و یک ...
و حرفش را می خورد و در تأکید کلامش رو به پیرمردان میگوید: شما نوع رفتارتان با پدرانتان چگونه بود؟
و پیرمردی که مظفری نام دارد و همان او که بازنشسته استانداری ایلام است میگوید: پدرم برایم بزرگ و عزیز بود و از او حساب میبردم و به همین خاطر هرگز یکبار هم سیر او را نگاه نکردم که الان قیافهاش را به خاطر داشته باشم اصلا خجالت میکشیدم او را حتی از سر عشق خیره نگاه کنم. اما بچههای امروز با لحنی متوقعانه پدر و مادر را مورد خطاب قرار میدهند که همانا وظیفه ما پشتیبانی و حمایت همیشگی از آن هاست.
تا که میخواهم سؤالی را که در خصوص زندگی افراد مسن در خانه سالمندان بپرسم این جوان باز بیپروا شروع به سخن میکند خانه سالمندان همین جاست. میزان سن بازنشستگی پایین آمده است و روز به روز به سبب دغدغههای ذهنی و مشکلات اقتصادی و اجتماعی سن رسیدن افراد به پیری پایین آمده است.
و پس از مکثی دوباره میگوید: اینجا و همین پارک خود یک سرای سالمندان است. جوانان 24-25 سالهای که به سبب عدم اشتغال و دغدغه ذهنی به این پارک پناه آوردهاند و در نهایت بیپناه و دچار افسردگی شدید به صورت ناخودآگاه در دام جذابیتهای کاذب نیز گرفتار شده اند.
و در این میان آن پیرمردی که خودش را اسمش را فاش نمی کند میگوید: اگر دقیق شوید میبینید که تمام کسانی که در پارک هستند همگی یا بازنشستگان هستند و یا اغلب آن ها جوانانند. آیا جای جوان پرانرژی نشستن بر روی سبزهها و پرسه زدنهای بیهدف در میان این پارک است و همین رفتار جوان معطل ، خود دغدغهای عذابآور برای پدران و مادران سالخورده آن ها ایجاد میکند.
در ادامه آقای مظفری در تایید کلام دیگری میگوید: من بازنشسته شرکت نفت دارای سه فرزند تحصیل کرده بیکار هستم. جوانانی که میتوانند تحول آفرین باشند. حتی یکی از آن ها نتوانست به جای خودم استخدام شرکت نفت شود، من چگونه میتوانم با دیدن هر روزه فرزندان بیکارم بی دغدغه باشم و پناه آوردنم به این پارک از ناگریزی ست.
کارمند بازنشسته استانداری ایلام در ادامه میگوید: متاسفانه در شهر ایلام وضعیت سالخوردگان و بازنشستگان بسیار بغرنجتر از بازنشستگان سراسر کشور است. ایلام از اغلب امکانات تفریحی و رفاهی محروم است. کانون بازنشستگان میتواند با فراهم آوردن مکانی خاص، مأمنی پرنشاط برای باز نشستگان ایجاد کند که متاسفانه در ایلام این امکان فراهم نشده است.
امیدیان ادامه میدهد: اگر روابط جای خود را به ضوابط و قانونمداری دهد و به جای اعلام آمارهای غیر واقعی در خصوص اشتغالزایی در استان ، کمر همت برای حل این مشکل از جامعه بسته شود به یقین به تبع آن، بسیاری از مشکلات اجتماعی و فرهنگی کمرنگتر میشود. در غیر این صورت باید خودمان را برای دیدن ثانیهای فاجعههای دلخراش خشونتهای خانوادگی، خیابانی و هزار و یک آسیب جدی اجتماعی آماده کنیم.
مسوولان به گوش باشند که پدر بازنشسته امروز به سبب بار مشکلات اقتصادی و بیکاری تا صبح پلک بر هم نمیگذارد و به مرور زمان با تشدید مشکلات پیشرو ، دچار چربی ، فشار خون، بیماریهای روانی و آلزایمر میشود و اگر به عمر طبیعی نمیرد خود را ممکن است نیز از بین ببرد. پس تا دیر نشده در رفع مشکلات جوانان و سالمندان چارهجویی کنند.آن سه را به خدا می سپارم و...
سرخی غروب آفتاب بر سرشاخه های درختان چنار پارک پاشیده شده و وسایل ورزشی خالی از شیطنت های کودکانه در آرامشی ملموس ساکت بر درگاه پارک به انتظار صبح روز بعد نشسته اند، راستی مگر نه این که این کودکان به فرداهای دیر خواهند رسید راستی دنیای کهنسالی آن ها چه رنگی ست؟
* بروز آلزایمر را میتوان به تأخیر انداخت
دکتر محمد فخارزاده متخصص اعصاب و روان در گفت و گو با خبرنگار پیک ایلام با تأکید بر در حال تغییر بودن تعریف «سالمند» در جوامع کنونی اقدامات درمانی و پیشگیرانه را از عوامل مؤثر در بهبود سلامت جسمانی و روانی جامعه و روانی جامعه خواند و گفت: میانگین سن سالمندی در کشور ایران حدود 60 تا 65 سالگی است و بر همین اساس نیز سن بازنشستگی در کشور تعیین می شود.
دکتر فخارزاده رشد روزافزون شهرنشینی و گسترش جوامع پیشرفته را عامل مؤثری در رونق رشته «پزشکی سالمندی» در کشورهای صنعتی مطرح کرد و اظهار داشت: در این کشورها که طول عمر افراد بالاست و زاد و ولد و تولد و تناسل کاهش یافته نرخ رشد جمعیشان پایین است و به همین سبب میزان جمعیت سالمندان رو به افزایش است.
وی شکلگیری خانه سالمندان در کشورهای صنعتی که ساختار فرهنگی تثبیت شدهای نسبت به جوامع در حال گذار دارند را منسجمتر و پایاتر معرفی کرد و گفت: در کشورهای پیشرفته سپردن افراد مسن به خانه سالمندان تا حدودی پذیرفته شده است و چون از امکانات و شرایط قویتری از نظر اقتصادی برخوردار هستند کمتر دچار بحران میشوند، اما در کشورهای در حال توسعه که ساختار فرهنگیشان در حال پوست انداختن است افراد سالمند به سبب گرفتاری شغلی خاص جوامع در حال گذار و عدم مسئولیتپذیری نسل جوانتر شامل نوهها ، ناگزیر به سپردن آن ها به خانه سالمندان میشوند و در این صورت سالمند در جوامع در حال گذار خیلی بیشتر در معرض ابتلا به بیماری روحی و روانی، عاطفی است.
این دکتر متخصص در پاسخ به این سؤال که آیا کهولت سن تنها علت بروز بیماری آلزایمر است گفت: هر چند این عارضهای است که به عنوان یک روند طبیعی در افراد بر اثر افزایش طول عمر اتفاق میافتد اما کهولت سن یکی از مهم ترین عوامل خطر ابتلا به این بیماری است.
وی به تأخیر انداختن بروز این مشکل را با رعایت برخی مسائل امکانپذیر خواند و گفت: عدم مصرف دخانیات، نداشتن استرس و دغدغه فکری و همچنین انجام فعالیت فکری ،فرهنگی و مطالعاتی مستمر و همچنین ورزشهای روزانه میتواند نوعاً سن ابتلا به دمانس یا بیماری آلزایمر را به تأخیر بیاندازد. اما به هر حال گاه حتی ممکن است فرد سالم، ورزشکار، اهل تفکر و مطالعه به علت عوامل ژنتیکی نیز به آلزایمر مبتلا شود.
فخار زاده افزود: در هر حال درصد بالایی از افراد بالای 70 تا 80 سال دیرتر یا زودتر دچار این بیماری خواهند شد.
این پزشک متخصص اعصاب و روان در معرفی افراد آلزایمری گفت: این افراد بعد از یک مدت ابتدا زمان را گم میکنند بعد مکان و اشخاص و در نهایت دچار فراموشی کامل میشوند و در سنین بالاتر حتی رفتارهای کودکانه در آن ها بروز مییابد. مثل مکیدن انگشت و در افراد بسیار بسیار سالمند رفتار پسرفت به دوران کودکی مشاهده میشود.
وی با اشاره به رفتارهای مشترک بهانه جویانه و تحریک پذیری شدید در کودکان و سالمندان اظهار کرد: از این جهت آغاز و انتهای روند زندگی افراد به هم شبیه است منتهی در کودکان مرحله در حال اوج گرفتن و رشد یادگرفتن و پرورش سیناپسهای مغزی است اما فرد در دوره سالمندی در سرازیری جاده زندگی به سوی اضمحلال حرکت میکند.
دکتر فخارزاده آموزش مسائل فرهنگی و اخلاقی را در تعامل با سالمندان ضروری خواند و گفت: سالمندان باید خود آموزش ببینند که چگونه به ارتقاء وضعیت روانی و جهانی خود توجه کنند و از سوی دیگر ارزشهای اخلاقی به این مفهوم باید در جامعه نهادینه شود افرادی که پیر میشوند جای آن ها در خانه سالمندان تا جایی که میشود از آن ها در کانون خانواده نگهداری کرد نیست و تا جایی که میشود باید از فرستادن آن ها به سرای سالمندان خودداری کرد و در صورت ناگزیری به خاطر مسائل حرفهای و مثلاً شکاف نسلها باید با ترتیب دادن برنامههای ملاقات منظم و دورهای و گاه بازگرداندن موقت آن ها به کانون خانواده به تقویت روحیه و کاهش دغدغههای فکری و روانی سالمندان کمک کرد.
این متخصص اعصاب و روان افزود: باید به کودکان خود صلهارحام و احترام به بزرگان را به صورت جدی آموزش دهیم که همانا جاده زندگی همه افراد در نهایت به دوران سالخوردگی نیز خاتمه خواهد یافت.
وی گفت: در کشورهای غیرمذهبی حتی مسائل اخلاقی جایگاه خاص خودش را دارد و افراد از رعایت آن ها عدول نمیکنند ، حال آیا ما که مسلمانیم و مفتخر به داشتن دین اسلام هستیم پایبندی به اصول اخلاقی که دینمان بر آن ها تأکید دارد ضروری به نظر نمیرسد؟!
نظرات ()