اولین مربی، خداست
موسی کردجمشیدی، متولی 1323، لیسانس رشته علوم تربیتی و مدرس بازنشسته دانش سراها و مدارس استان ایلام است. در کارنامه شغلی وی، سابقه 12 سال کار در اداره آموزش و پرورش با عناوین مسوول آموزش مقاطع ابتدایی ، متوسطه و راهنمایی و مسئول امتحانات، ثبت است و همچنین با حفظ سمت، مدتی سرپرستی امور حج و اوقاف را عهدهدار بوده است. تدریس علوم اجتماعی و جامعه شناسی به سبب داشتن تخصص آکادمیک همواره با او همراه بوده است و اغلب نیز به سبب ذوق شاعرانه و علاقه شخصی، زبان و ادبیات فارسی و معارف اسلامی را نیز به دانشآموزان این خطه آموزش داده است. در آستانه سالروز بزرگداشت مقام معلم با وی به گفتگو نشستیم که در پیش میخوانید:
* از خودتان بگویید:
موسی کردجمشیدی، زاده شهرستان مهران هستم. از سال 60 تا 74 مشغول تدریس در دانش سراها و مدارس حوزه استان ایلام بودم. قبل از جنگ تحمیلی محل خدمتم مهران بود و جنگ به ناچار مرا به سوی شهر ایلام کشاند.
* معلم کیست و در جامعه امروزی شأن و جایگاهش کجاست؟
کلمه «معلم» از دیدگاه دین مقدس اسلام از جایگاه خاصی برخوردار است. زیرا معلم همان «مربی» است و اولین مربی خداست که در سوره حمد نیز میخوانیم :«الحمدالله رب العالمین» و بعد پیغامبران انند که بشارت دهندگان و تذکر دهندگان به ابناء بشری هستند.
پس شغل معلم همان شغل انبیاء است و چنانچه جایگاه خاص معلم در جامعه این گونه شناخته شود، آن جامعه مصداق جامعه فاضله است و انسانها راه تکامل را میپیمایند و کرامات انسانی درک خواهد شد و در غیر این صورت، اضمحلال و نیستی گریبانگر جوامع میشود. حتی برخی از شعرا مقام معلم را تا الوهیت بالا بردهاند که مرحوم افسر گفت : من نیام خالق، ولی سازنده اخلاق خلقم / در طریق تربیت، سازنده چون پروردگارم
* از کارکردهای آموزشو پرورش، «تربیت، پرورش و آموزش» است لازمه محقق شدن درست این کارکردها به چه عواملی بستگی دارد؟
وظیفه اول و اصلی آموزش و پرورش تربیت اخلاقی و آموزش عواطف انسانی است. در صورت موفقیت این سازمان در درست به انجام رساندن این وظیفه، در گام بعدی تربیت و آموزش علمی و فنی آسانتر تحقق مییابد.
آموزشو پرورش باید طوری به تربیت اخلاقی نسلها کمر همت ببندد که کودک دیروز ، وقتی به جوان امروز تبدیل میشود، خود ساخته شده باشد. یعنی خود بخواهد که عقل معیشتیاش آلوده به افکار ناپاک مالی نشود، بیاموزد که بیاموزاند! و ایستایی و بیحرکتی را برنتابد. که البته لازمه این اتفاق خوشیمن علمی-آموزشی، فراهم آمدن امکانات و تکنولوژیهای مدرن آموزشی و ایجاد بستر مناسب برای بهرهمندی یکسان افراد جامعه به فراخور استعدادها و تفاوتهای شخصیتی آنهاست.
* تغییرات هرباره نظام آموزشی چه تأثیری بر دانشآموزان و در سطح کلان بر وضعیت آموزشی کشور میگذارد؟
برخی تغییرات حاصل شده کنونی، اقتباسیاند. اما موفقیت در تغییرات حاصله و تغییراتی که در آینده ممکن است ایجاد شود این موضوع است که برنامهریزان آموزشی کشور باید بر اساس مطالعات محکم به ایجاد تغییر در نظام آموزشی بپردازند.
تصمیمگیریهای شتابزده و بدون پشتوانه تحقیقی، ضربه محکمی بر بدنه آموزشی کشور وارد میسازد که البته در مرحله تحقیق و مطالعه نیز باید از متخصصان آموزشی، روانشناسان و حتی جامعه شناسان بهرهجست و البته تدوین و تغییر کتب درسی نیز باید با برنامهریزی دقیق و حساب شده انجام گیرد. آموزش و پرورش باید پویا باشد و حرکت یک بعدی و تعصبهای خشک را بر نمیتابد که حاصل رویکردهای متعصبانه، ضربه مهلک بر آینده سازان کشور است و اصرار بر اشتباه، خود حکایتی غیرعاقلانه است.
* فرد بازنشسته از چه حقوقی باید برخوردار باشد و در جامعه کنونی جایگاهش کجاست ؟
بیان یک داستان واقعی و مقایسه آن با جامعه خودمان ، اندازه و شأن فرد بازنشسته را روشن میکند. از کسی شنیدم : فردی در کشور آلمان به مطب پزشکی مراجعه میکند و پزشک از نوبت 1 تا 5 ایستاده به انجام معاینات بیماران میپردازد و پس از نفر ششم بر صندلی معاینه مینشیند ، از او میپرسند که چرا تا فلان شماره ایستاده و بعد بر صندلی نشستید؟ میگوید: نفر ششم آموزگارم بوده و من نشستن در مقابل مقام گرانقدر معلم را بر خود نپسندیدم، او که رفت بر صندلی فرود آمدم.
اما جایگاه بازنشسته ما تنها در صدور یک کارت بی مصرف «منزلت» که البته اسمش زیباست و همچنین نامگذاری نمادین یک روز به نام اوست، خلاصه می شود. بازنشسته، گنجینهای از سیسال تجربه ارزشمند و خدمت مفید به جامعه است. اینکه تا خدمتش به سی سال رسید او را به افتخار بازنشستگی! نائل میکنیم و بعد، از حیض انتفاع ساقطش میکنیم، حقا از انصاف به دور است. کشورهای دیگر بازنشسته را به مشارکت در فعالیتهای ارشادی و مشورتی دعوت میکنند که هم تجاربش را به دیگران منتقل کند و هم خود دچار افسردگی و حقارت نشود. اما در کشور ما بازنشسته به فردی سربار ، افسرده و حقیر تبدیل میشود.
* نقش تشکل معلمان بر وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه چیست؟
تشکل معلمان اگر هدفمند باشد ، چون دیگر تشکلها نه تنها یاری رسان جامعه در بیان و ابراز مشکلات اجتماعی است بلکه باعث ایجاد تحرک فکری و اجتماعی خواهد شد. تشکل معلمان ، باید آن قدر از پشتوانه حمایتی برخوردار باشد که بتواند آزادانه به بیان مشکلات بپردازد و بیم آن نیز نرود که حرفهایش تعبیر و تفسیر منفی شود. اگر چنانچه معلمان از سر خیرخواهی با بهرهمندی از پشتوانه حمایتی «تشکل»، انتقادی را ابراز کنند، نباید با بگیر و ببند و حذف مواجه شوند . حق را باید گفت حتی اگر به مذاق کسی خوش نیاید.
* تأثیر هدفمند کردن یارانهها بر وضعیت آموزشی کشور را بیان کنید؟
همگان خوب بودن اصل این طرح را به اجماع رسیدهاند، اما چگونگی و نحوه اجرای آن با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه با نتایج متفاوتی مواجه خواهد شد. مثلاً مبلغ بالای تعرفه انرژیهای برق ، گاز و آب به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر وضعیت آموزشی کشور تأثیر میگذارد. گاه ممکن است به دلیل بالا رفتن هزینههای مصرفی انرژی در مدارس، امکان گرم نمودن کلاس درس فراهم نشود، در کلاس یخزده، شاید آموزش صورت میگیرد اما یادگیری و فهم درست مطالب به یقین دچار اختلال خواهد شد. یا اینکه پدر خانواده اگر نتواند از پس پرداخت هزینههای بالای قبوض برآید، به صورت غیرمستقیم فشار روانی متحمل بر او، بر خانواده سایه میگستراند و دانش آموز نیز دچار استرس خواهد شد که این آسیب در دراز مدت خسارات جبران ناپذیری بر سیستم آموزشی کشور نیز وارد خواهد ساخت. مسوولان امر به هوش باشند که اجرای علمی و دقیق این طرح، با درایت و آیندهنگری انجام شود.
* گرد و غبار و تعطیلی هر باره مدارس، چه تأثیری بر روند آموزشی دارد؟
اعلام تعطیلی مدارس و یا ادارات هر چند ممکن است خوشایند دانشآموزان و شاید کارمندان باشد، اما تنها یک مسکنّ است و راه چاره نیست. فردی هستم که در ابتدای جنگ زادگاهم را به سبب پیشروی دشمن، ناگزیر ترک کردم. تجربه تنگی نفس و سوزش چشم ناشی از بمب افکنهای دشمن را دارم اما، با این وجود، گرد و غبارهای نفسگیر این روزها، مرا غبطهخوار دوران جنگ کرده است. ایجاد فاصله بین دانش آموز و معلم، عقب افتادگی درسی و آموزشی برخی از عوارض تعطیلیهای ناشی از بارش گرد و غبار است.
آیا با وجود واقعیت تلخ رسوب گرد و غبار براثاثیه و تجهیزات خانگی و تجاری امکان توصیههای صرفه جویی در مصرف آب منطقی است؟ از مسوولین التماس میکنم که به داد دل دردمند و غبارآلود مردم برسند.
*تهدید، فرصت و چالشهای پیشروی آموزش و پرورش چیست؟
بر آموزش و پرورش است که از وسایل ارتباط جمعی نوینی که مدام در حال رخنه کردن به درون تمام خانههاست و هر روز قدرت اثرگذاری آنها نیز در حال افزایش است، به صورت حساب شده بهرهجوید. نمیشود گفت مثلاً ماهواره بد است، هرجا گلی هست خار هم هست. قدرت نفوذ این وسایل آن قدر بالاست که به یقین کودکان و جوانان از اثرگذاری، تلقین و القائات آن در امان نیستند. مسوولان آموزشی کشور باید با تیزبینی به چاره اندیشی در خصوص مقابله با برخی آموزش های مخرب این وسایل بپردازند و چنانچه اجماع بر کنترل یا حذف وسایل ارتباط جمعی نوین وجود دارد حتما جایگزینی برای آن در نظر گرفته شود. دیگر اینکه برای ارتقاء سطح علمی آموزشی کشور از تمام معلمان و استادان متخصص و باتجربه بدون در نظر گرفتن عقاید فردی و شخصی استفاده شود.اگر مثلا یک استاد سرشناس که دارای تحصیلات عالیه از بهترین دانشگاه های کشور و جهان است و میتواند در ارائه راهکارهاو یا تحول موثر بنیادین نظام آموزشی کمک شایانی به کشور کند اما عقاید فردی وی با ما متفاوت است کمک جستن از او عاقلانه است، نه اینکه، او را به جهت تفاوت دیدگاهی، از صحنه اجتماعی پاک کنیم و خانه نشین اش بسازیم. که حاصل این نوع رفتار حذفی، از یک سو محرومیت کشور از فردی متخصص است و از دیگر سو، به رشد روز افزون پدیده فرار مغزها دامن می زنیم.
* پیام یک آموزگار به جامعه چیست؟
نامگذاری صرف و نمادین یک روز به نام «معلم»، ناسپاسی در حق معلم است. پس قدردان واقعیاش باشیم و با احترام مقام ارزشمندش را ارج گذاریم.
نظرات ()