دلنوشته های...

غذاهای زمستانی ایلام
نویسنده : مهین داوری - ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩
 

بخار غذاهای زمستانی، بر روی شیشه پنجره ها یادگاری می نویسد

 

پخت غذاهای محلی در ایلام از جایگاه خاصی برخوردار است و بانوان این خطه کوهستانی، پخت غذاهای خود را متناسب با گردش فصول، تنظیم می کنند ، سرمای ناشی از کوهستانی بودن این منطقه ، آنان را به پخت غذاهای گرم ترغیب می کند.

بلورهای شیشه ای برف ، فرش سپیدی بر تمام شهر گسترانیده است و رخت سفید شاخه های درختان و تیرهای چراغ برق، بوم های چشم نواز نقاشی اند که چشم هر رهگذری را به خود خیره می سازند.
بخار برآمده از لوله های بخاری بر بام خانه ها و نفس های بخار زده عابران، حس سرما و برودت را به تصویر می کشند.

قدم های آهنگین رهگذران بر روی تن برف یادگاری می نویسد و مردمان زاگرس نشین ایلامی در هوای برف آلود زمستانی،اغلب به پخت سوپ و غذاهای گرم روی می آورند .

ملیحه عبدالهی ، خانه دار 59 ساله، در خصوص وی‍ژی خاص غذاهای زمستانی شهر ایلام می گوید: غذاهای زمستانی ایلام از زمان قدیم تا کنون اغلب آش ها و سوپ های گرم است.
وی در ادامه در معرفی خاصیت غذاهای زمستانی می گوید: حبوبات ماده اولیه و اصلی اغلب غذاهای زمستانی این منطقه تشکیل می دهد و استفاده از چاشنی ادویه و فلفل سیاه نیز در اغلب آن ها مشهود است.که این موضوع در تقویت بنیه و همچنین گرما زایی دمای بدن موثرهستند.

این زن خانه دار ایلامی در ادامه، ویژگی مشترک تمامی غذاهای زمستانی این منطقه را ضد سرماخوردگی آن ها برشمرد و گفت: 'آش ترخینه' داروی موثری در درمان سرماخوردگی است. وی در بیان طریقه پخت' ترخینه' گفت: پس از پخته شدن ماش و لوبیا، کوفته های خشک شده ترخینه را که از قبل در آب جوش خیسانده شده اند را به آن ها اضافه می کنیم و پس از جا افتاندن و لعاب انداختن کامل ، در صورت تمایل به آن پیازداغ و و چاشنی های فلفل و ادویه افزوده می شود.

وی لعاب حاصل آمده را درتسکین و نرم شدن التهابات گلو موثر خواند.

عالمتاج ، کد بانوی 54 ساله ، زن خانه دار دیگری از شهر ایلام است. وی پخت 'شله امیری' در فصل زمستان را در بین اغلب خانواده های رایج می داند و می گوید: اغلب خانواده های ایلامی از 'ماش ' در پخت این نوع غذا استفاده می کنند، اما استفاده از 'عدس'درپخت این غذا در برخی خانواده ها رواج دارد.
پخت 'شله امیری' را ساده اما پرزحمت عنوان می کند: دو یا سه بار آب' ماش' پخته شده را از صافی می گذرانند و پس از جدا سازی کامل پوست 'ماش ' برنج را به آب اضافه می کنن و پس ازجاافتادن وپخت کامل، با اضافه کردن چشنی های پیاز داغ ، فلفل و ادویه پخت شله به پایان می رسد.

فرانک افراز، کتابدار 34 ساله ایلامی در معرفی غذاهای زمستانی این شهر گفت: ایلام به سبب کوهستانی بودن، همواره از زمستانی سرد برخوردار است و به همین سبب، مردمانش اغلب با بهره گیری از سبزی های خودروی کوهستانی که خاصیت زیادی در درمان بیماری ها دارند به پخت غذا می پردازند. وی ویژگی غذاهای زمستانی ایلام را تنوع دراستفاده از حبوبات و بهره گیری از سبزی های کوهی خواند وگفت : غذای 'پرشگه' یک غذای سنتی زمستانی ایلامی است که ماده اصلی آن از سبزی کوهی 'ترگ ' تامین می شود.
این کتابدار ایلامی، استفاده از آرد سفید و مقداری شکر در این نوع غذا را در افزایش میزان کالری و انرژی زایی این غذا موثر دانست و گفت: 'ترگ' سبزی خودروی بهاری مناطق حوالی کبیرکوه و مانشت است که دارای خاصیت درمانی است

وی این نوع سبزی را در کاهش طول درمان سرماخوردگی و آنفلونزا موثر می داند.
زینب محمدی، مادر بزرگ 64 ساله امیرآبادی 'تله سیه کنجی 'را یکی از غذاهای مقوی و گرما زای زمستانی ایلام خواند و گفت: این غذا با وجود سادگی در مواد و نوع پخت آن، اما از خاصیت بسیاری برخوردار است و اگر مقداری شکر به آن افزوده شود غذایی کامل و پرانرژی است.

سوزسرما و وزش باد ملایم، دانه های ستاره گون برف را بر روی صورت ها می نشاند و برودت برف ، ناخودآگاه رویای سوژه داغ غذاهای زمستانی را در ذهن به تصویر می کشد.

به راستی راز خلقت آدمی و گردش فصول چیست که هرتغییری درهستی، سازگاری و تطابق در این دو را نیز به دنبال دارد؟




 
 
 
نویسنده : مهین داوری - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩
 

«شب آفتابی» و سوال‌هایی که بی‌پاسخ ماند!                                                                               

      نمایش از خلقت آدم تا ظهور حضرت مهدی (عج)؛ بسیار کنجکاو بودم تا ببینم چگونه و در چه قالبی، این سیر بلند تاریخی روایت می‌شود. پس از رسیدن به میدان ارغوان و از آنجا پرسان پرسان که شب آفتابی را کجا می‌توان یافت و سرانجام پارک ماشین. از این مرحله به بعد، جاده‌ی آسفالتی را که غرفه‌های کم رونق صنایع دستی و خوارکی بر کناره‌اش، برای اندک دقایقی، چشمهایم را به خود مشغول می‌سازد، پشت سر می‌گذارم؛ آنگاه در ورودی داربستی؛ به محض باز شدن در، احساس می‌کنی که فشار شب اول قبر را تجربه می‌کنی؛ تازه وارد مسیری ماسه‌ای و کم نور، با سراشیبی بسیار می‌شوی که فانوس‌های یک در میان روشن آن، اندکی از تاریکی راه را می‌کاهند. به سیلویی با گنجایش قریب به 1500 تا 2000 نفر می‌رسم. باید پا برهنه وارد شوم. بی‌درنگ کفشهایم را در کیسه‌هایی که مأمورین انتظامات پخش می‌کنند می‌گذارم و جهت نشستن در ردیف جلو، از میان ازدحام جمعیت می‌گذرم.

بعد از دقایقی، پس از پخش موسیقی و بازی نور بر سیلو، اجرای نمایش، با گشایش پرده‌ها آغاز می‌شود. بال و پر زدن فرشته‌ها در هاله‌ای از دود و نور، بعد، خلقت انسان و نزول آیه که فرشتگان را به سجده بر انسان فرا می‌خواند که همه سجده کردند جز شیطان. سپس وسوسه افکندن شیطان به دل انسان که از میوه‌ی ممنوعه تناول کند و مقاومت نافرجام انسان و خوردن میوه‌ی ممنوعه و عاقبت رانده شدنش از بهشت و فرود آمدن انسان بر زمین و بعد یک به یک پرده‌های دیگر به اجرا درمی‌آیند.

شب آفتابی که تمام می‌شود، تازه احساس می‌کنم نقطه‌های کور و سوال برانگیز در ذهنم روشن می‌شوند. سیلو را ترک می‌کنم در حالی که علامت سوال‌های بسیار ایجاد شده است که چرا و چرا و چرا ...

ترغیب شدم برای واکاوی بیشتر، نمایش را برای بار دوم هم ببینم اما این بار با دقت و نکته‌برداری بسیار و بار سوم، نیز تنها به نیت مصاحبه با کارگردان نمایش، راهی شب آفتابی دیگر شدم. لامپ‌ها که خاموش شد پس از پخش موسیقی، سراغ بهزاد بهزادپور، کارگردان نمایش رفتم: "عضو انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان و خبرنگار آزاد و علاقه‌مند به مصاحبه با جنابعالی." وی گفت: شماره تماسم را بر روی برگه‌ای که بر آن سوال‌های اولیه مصاحبه را یادداشت کرده بودم بنویسم و سپس گفت که فردا خبر می‌دهد. فردایش این چنین پیام کوتاه فرستاد: «سلام؛ بهزادپور هستم؛‌ فکر می‌کنم بعد از دو ماه و بیست روز فعالیت بسیار دشوار آن هم در شهری مانند ایلام؛ با این فرهنگ بسیار متفاوت و خصوصیات خاص؛ منطقی باشد که بشدت خسته و بی‌حوصله باشم؛ و دیگر اینکه انگیزه‌ای برای مصاحبه نداشته باشم؛ پس بزرگواری بفرمایید و ماجرای مصاحبه را منتفی کنید. » و من پاسخی با این محتوا دادم که مصاحبه‌ای در فضای سالم و به دور از غرض ورزی، مطمئناً علاوه بر روشنگری و پاسخ‌گویی به بسیاری از علامت سوال‌ها، به تلطیف روح و جسم مصاحبه شونده نیز یاری خواهد رساند. اما متأسفانه سماجت و ارسال چند باره ی پیام‌های کوتاهم را، حاصلی نبود و بهزادپور راضی به انجام مصاحبه نشد.

حال منم و سوال‌های بی‌پاسخ فراوان:

تاثیر گذاری و موج آفرینی ابزار هنر در ایران به چه عواملی بستگی دارد و کدام عوامل در این تاثیرگذاری نقش موثرتر و پر رنگ تری را ایفا می کنند؟ از تاثیرگذاری هنر به طورعام سخن به میان آمد وضعیت هنر تئاتر به چه صورت است؟ به طور خاص، آیا شب آفتابی تا کنون موثر و موج آفرین بوده است و چه فاکتورهایی این تئاتر را می تواند ماندگار و جاودانه سازد؟ آیا تنها فراوانی تعداد مخاطبان می تواند معیار سنجش خوبی یک اثر هنری باشد؟ اولین جرقه نگارش نمایشنامه شب آفتابی چگونه و به چه زمانی بر می گردد؟ گویا قرار است که شب آفتابی در استان های سراسر کشور به اجرای یک ماهه بپردازد آیا  ایلام اولین  اجرای استانی شماست؟ دلیل انتخاب این شهر به عنوان اولین استان چه بوده است؟ شب افتابی نمایشی ست پرزحمت و پرهزینه، زحماتی که برای آفریدن شب آفتابی بر شما رفته است چه بوده و دیگر اینکه،هزینه های این نمایش که به نظر حتی فاقد گیشه نیز است چگونه برآورده می شود؟ به نظر امکانات فنی، بودجه و نیروی انسانی از فاکتورهای اساسی و موثر در اجرای شب آفتابی اند، نقش استانداری، نهادهای دولتی و غیردولتی دیگر و همچنین مردم بومی استان در این مورد چیست؟ یک اثر هنری زمانی می تواند موفق و اثرگذار باشد که پشتوانه تحقیقی محکمی داشته باشد شب آفتابی از چه مرجع تحقیقی بهره برده است؟ آیا بهره گیری از دیالوگ های برخی از فیلم های مرتبط در بخش عمده ای از نمایش دایره تحقیق شب آفتابی را محدود نکرده است؟ چرا تنها تا قیام عاشورا، بعد پرشی به بلندای چندین قرن،  وانگاه می رسیم به سرنگونی شاه معدوم و بعد پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره). بهتر نبود برای جذب و استمرار همراهی مخاطب با نمایش به اجمال زندگی چهارده معصوم نشان داده شود و سپس به انقلاب اسلامی برسیم ؟ چرا نقش حضرت زینب(س)  را تنها در مویه و عزای عزیزان روز عاشورا به تصویر کشیدید بهتر نبود خطابه محکم و رسوا کننده ی وی در برابر یزدیدیان را یادآور می شدید؟ بر طبق آیات متعدد قرآنی از جمله " آیه 4 سوره قصص، می فرماید:

وَ نُریدَ اَن نَمُنَّ عَلَی الذِینَ اسْتُضعِفُوا فِی الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُم الوَارِثین»، ما اراده کردیم که به ضعیفان زمین منت نهاده وآن ها را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم."از این آیات شریفه استفاده می شود که دنیا روزی را در پیش دارد که قدرت و اداره زمین به دست مومنین و صالحان افتاده و آنان پیشوا و پیشرو تمدن های بشری می گردند، و دین اسلام بر تمام ادیان غالب می شود و یکتاپرستی جایگزین شرک می گردد. آن روز درخشان، همان روز قیام منجی بشریت، مهدی موعود می باشد "

در آخرزمان کفار و به طور اخص اسرائیل در مقابل حق و حقیقت مهدی موعود، به ستیز بر می خیزد چه بسا ابرقدرت های معاصر دیگر و یا حتی به ظاهر، مسلمانان متحجر و متعصب که کم از اسرائیل به اسلام و حقیقت جفا روا نداشته اند نیز در مقابل قائم آل محمد قد علم می کنند چرا فقط اسرائیل را در این نمایش نشان داده اید؟ طلوع و غروب نور و سایه های شب آفتابی را در جذب مخاطب چگونه می بینید؟ چه نکاتی را در انتخاب موسیقی شب آفتابی مدنظر داشتید؟ بوم نقاشی شب آفتابی ایلام را چگونه ترسیم می کنید؟

    آیا انتظار نمی‌رفت و جا نداشت که در کنار برنامه‌ی اختتامیه و نمایش فیلم خداحافظ رفیق، بهزاد بهزادپور با استقبال از برگزاری نشست مطبوعاتی، شب آفتابی‌اش را خود به نقد و تفسیر می‌نشست و با دلی آرام و مطمئن، کاروان نمایشی‌اش را برای وداع با ایلام فرا می‌خواند. مگر نه این است که شب آفتابی رفت که یکی دیگر از استان های ایران عزیزمان را به با شکوه‌ترین شب آفتابی مهمان کند؟!

و همین طور، ای کاش و ای کاش های مکرر، ناخود آگاه با غبطه ای بغض آلود، این جمله در ذهنم نقش می بندد که: آیا قرعه و فال امکان اجرای نمایش یک ماهه ی کشوری، تنها نصیب نمایش های از نوع شب آفتابی می شود و یا، کارگردانان موفق بومی  و کشوری نیز، می توانند از این موهبت بهره مند شوند؟!