در شهر ایلام شور و شعفی برپاست و رنگ سرخ انار و زرینی دانه های انگور بر در و دیوارها پاشیده شده است و هندوانه های به شرط چاقو بر روی دست میوه فروشان، فرا رسیدن یلدای خاطره انگیز را تداعی می کنند.
امروز، واپسین روز خزان است و ناگزیر از فراموش کردن خش خش برگ های یرقان زده ایم و از همین ثانیه رویای سرد کروچ، کروچ ستاره گون برف زیر پای رهگذران طنین انداز شده است.
در شهر شور و شعفی برپاست و رنگ سرخ انار و زرینی دانه های انگور بر در و دیوارها پاشیده شده است و هندوانه های به شرط چاقو بر روی دست میوه فروشان، فرا رسیدن یلدای خاطره انگیز را تداعی می کنند.
اما در گوشه ای از همین حوالی شهر ایلام، درست آنجایی که سقف و دیوارخانه ها کوتاه است یلدا به رنگ دیگری ست.
پاییز در حالی از میان کوچه های پس کوچه های محله بانبرز و خیابان عدالت شهر ایلام می گذرد که ساکنانش را نه تنها مرور ذهنی بلندترین شب سال پیام آور شادی نیست بلکه می خواهند که شب نرسیده، سپیده صبح سرزند و شتابزده به اولین صبح زمستانی سلام دهند.
مردمان کوچه های عدالت می دانند که شب یلدا همان طولانی ترین شب سال است و همان شبی که اهل خانه بیش از شب های دیگر به دور هم نشینی و ورق زدن خاطرات دل می دهند. آن ها خوب می دانند که این روزها در ضرب آهنگ زندگی مدرن شهری دیگر خبری از کرسی های چوبی نیست و هنوز خاطرات خوش محافل گرم یلداهای گذشته خوب به خاطر دارند که چه دلنشین پدر بزرگ و مادربزرگ متل می گفتند و چه همه سراپا گوش می شدند و چه حیف که تنها خاطره ای از آن دوران باقی نمانده است.
عالیه 67 ساله یکی از ساکنان همین حوالی است. او می گوید: یلدای ما مثل شب های دیگرمان بی رونق است و هیچ فرقی ندارد و خجالت زدگی من از فرزندانم در این شب بیشتر از شب های دیگر است.
این مادر سالمند که شوهرش را چندین سال پیش از دست داده می گوید: موقعی که شوهرم بود باز یلدای ما همین طعم را داشت چرا که او کارگر ساده کم درآمدی بود و ما نیز از او توقع فراهم ساختن بسلط شب یلدا نداشتیم.
حسین 52 ساله صاحب سه فرزند است، وی می گوید: شب یلدای روزگارهای دور شیرین تر بود زندگی ساده آن دوران لذت بردن از اتفاقات را آسان تر می کرد اما شرایط سخت زندگی شهری امروزی دیگر طعم یلدا را بی مزه کرده است.
وی گفت: هر شبی که بشود دل اهل خانه را شاد کرد، یلداست و هیچ فرقی ندارد که آخرین شب پاییز باشد و یا اولین شب پاییز.
این نگهبان ساختمان اضافه کرد: اگر مرد خانه با دستانی پر از آجیل ، تخمه و انار در شب یلدا وارد خانه شود و از خریدش، لبخند بر لبان و چهره بچه ها نقش ببندد، شب یلدای ماندگاری رقم می خورد اما افسوس که تنگدستی گاه مانع خلق این لحظات زیبا می شود.
وی می گوید: هندوانه کیلویی دو هزار تومان که من نمی توانم بخرم و قیمت تخمه هم که نجومی و کیلویی بیشتر از ده هزار تومان است آیا من با حقوق 400 هزار تومان و مستاجری و سه دانش آموز قد و نیم قد می توانم بساط یلدای حتی محقری داشته باشم.
وی بغض آلود گفت: اگر یلدا را ناگزیر در محل کارم تنها سپری سازم بهتر از این است که دست خالی وارد خانه شوم .
به ناگاه بغضش ترکید و با حال زار گفت : چه کنم تاب دیدن دخترم را ندارم، دلم از دیدن چشمان خیره مانده او به دستان خالی ام تیکه تیکه می شود.
حسین و عالیه ، تنها نمادی از هزاران آدمی هستند که در این سرزمین آریایی، شب بلند یلدا را به شرط خالی نبودن دستانشان دوست دارند.
* قیمت شیرینی، خشکبار و آجیل در شب یلدا به هیچ وجه افزایش نمی یابد
به گزارش ایرنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شورای اصناف کشور ، "محمد نصرتی" با بیان اینکه قیمت شیرینی، خشکبار و آجیل در شب یلدا به هیچ وجه افزایش نمی یابد و هم اکنون قیمت انواع شیرینی مناسب است، گفت: قیمت هر کیلو شیرینی تر خامه ای درجه یک پنج هزار و600 تومان ، شیرینی گل محمدی هرکیلو 4 هزار تومان ، شیرینی زبان و پاپیونی چهار هزار و 600 تومان ، شیرینی برنجی چهار هزار و600 تومان و کیک یزدی سه هزار و 800 تومان است.
نصرتی افزود: قیمت آجیل تغییر خاصی نداشته است و قیمتگذاری در خصوص پسته یا تخمه بسته به نوع کیفیت و مرغوبیت آن متفاوت است.
براساس قیمت مصوبه اتحادیه آجیلفروشان پسته کلهقوچی درجه یک ۱۹ هزار تومان، پسته اکبری درجه یک ۱۹ هزار تومان، پسته آحمد اقایی درجه یک ۱۷ هزار تومان، تخمه شور ۹ هزار تومان، مغز فندق ۱۴ هزار تومان، مغز بادام خارجی ۱۳ هزار و ۵۰۰ تومان و داخلی 13 هزار تومان، آجیل مخلوط شب یلدا بسته به نوع مغزهای مخلوط شده بین ۱۰ تا 16 هزار تومان عرضه میشود.
* یلدایی به رنگ خرمهره
یادش بخیر! یاد ننه ها و پدر بزرگ های پیر اما سرزنده بخیر! همان هایی که راه و رسم زندگی کردن را خوب آموخته بودند و تلاش می کردند که با بازگویی خاطراتی از فراز و فرودهای زندگی چگونگی تحمل درد و گرفتاری را به فرزندان آموزش دهند .
واپسین روز پاییز زرد مادر بزرگ پیر گندم ها را بو می داد و" گنمه شیره " درست می کرد و آرام و بی هیاهو در تدارک شب چله بود که بار دیگر دختر و پسر و نوه هایش را به مهمانی گل و لبخند میزبانی کند.
متانت و حوصله اش وصف ناپذیر بود و چون با اوهم کلام می شدیم به آرامش می رسیدیم.
او می گفت: پاییز یا " فصل سردوا" فصل گذرانی است و باید مراقب بود که سرمای آن در تنت جا خوش نکند و همه را به خوردن گیاهان دم کردنی و به خصوص دانه های گندم و کنجد بو داده سفارش می کرد.
مادربزرگ یک روز مانده به شب یلدا برای پخت شیرینی محلی" گرده" آرد سفید را چندین بار الک می کند و بعد خمیری نه خیلی سفت فراهم می کند و با اضافه کردن کمی شکر، زیره و رازیانه و زردچوبه آن را معطر و خوش رنگ و لعاب می کند.
او می گفت: به رسم دیرینه ایلامیان می خواهم در میانه خمیر' گرده'، خرمهره ای پنهان کنم که پس از پخت آن را در بین اعضاء و میهمانان تقسیم کنم تا که ببینیم خرمهره نصیب چه کسی می شود.
او می گفت فرد خوش شانسی که مهره از آن او می شود از آن پس زندگی اش رونق و برکت خواهد یافت.
مادربزرگ هندوانه را قاچ کرده و در سینی بزرگی می چید و کاسه های فیروزه ای لبریز از انارهای دان کرده را کمی پودر معطر گلپر می پاشید که خوش طعم شوند.
شب یلدا فرا می رسد و مادر بزرگ سر و سربند کردی اش را مرتب می بندند و رخت گل گلی اش را به تن می کند و پدر بزرگ نیز جلیقه یا همان "سخمه کردی "که ساعتی زنجیری در جیب آن نهاده است را با شلوار فاستونی خاکستری رنگش ست می کند و پس از شانه کردن موهایش به جایی خیره می ماند.
از پدر بزرگ می پرسم که امشب قرار است چه کار کنیم و او با مکثی می گفت: شاهنامه و سعدی را با خواندن اشعارشان یاد می کنیم و و مادربزرگ قصه و متل های های شیرین کردی تعریف می کند .
و این چنین بود که یلدای مان با هرم و بوی کرسی زغال سوز و صدای قل قل سماور خاطره انگیز می شد.
به راستی ! ای کاش که هنوز بزرگان اهل خانه بودند و فارغ از سوز و سرمای هوا به گرمای محفل محبت می اندیشیدیم و تمام ثانیه های یلدا را به امید خرمهره ای که مادربزرگ در دل آن نان کاشته بود می گذارنیدم و کاشکی هنوز به طعم دلچسب گندم و کنجد بوداده مادربزرگ دلخوش بودیم و غبطه نداشته ها را نمی خوردیم و ای کاش ...
نظرات ()